با حیله گفتی عاشقم با حیله هم رفتی
شعری سروده خودم

با حیله گفتی عاشقم با حیله هم رفتی

نویسنده : Z shakeri

همواره در ذهنم سوالی سخت و مبهم بود

وقتی که اسمت در کنار اسم من کم بود

سهم همه از چشم تو شد شُرشُر باران

سهم من از چشمت چرا بارانِ نم نم بود؟

بر روی لب‌های غزل‌ها خنده بود اما

در پشت هر بیتم کمی اندوه و ماتم بود

تبریک می‌گویم، تو آزادی، نفهمیدند

زهری مرا کشته که در اندامِ مرهم بود

با حیله گفتی عاشقم با حیله هم رفتی

گفتم که روباه آخرش رسوای عالم بود ...

ماری که بین ما دوتا بذرِ جدایی کاشت

خود جیره گیر از دولتِ آقای آدم بود!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٥/١٥
٠
٠
لذت بردم از شعر زیباتون :)
Saamaan_1375
Saamaan_1375
٩٧/٠٥/١٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود 👌
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٥/١٥
٢
٠
عالی بود ...قلمتون سبز و پایدار و دلتون همیشه عاشق ‌..‌
بانوی غم(A_B)
بانوی غم(A_B)
٩٧/٠٥/١٦
٠
٠
به به..چه زیبا:)
S_RAZMEGAHE
S_RAZMEGAHE
٩٧/٠٥/١٧
٠
٠
زیبا بود.
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٦/٠٢
٠
٠
بدون عیب و نقص :) احسنت لذت بردیم ^__^
notareal
notareal
٩٧/٠٦/١٦
٠
٠
به بی جیز(Bee Gees) گوش می دادم، ترانه Too much Heaven، و برداشت آزاد: < هیچ کس دیگه بهشتی نمی شه . . . سیمرغ نایاب همینِ . . . من که تو نوبتم > < هیچ کس در خونه َش رو عشق نمی زنه . . . به بلندی یه کوهِ و . . . سخت تر، بالا رفتن از اون > < دختر من و تو توشه َمون عشقِ . . . همین خونِ تو رگامون . . . گرمی زمستونِ در رامون >
پربازدیدتریـــن ها