Notice: Memcache::pconnect(): Server localhost (tcp 11211) failed with: Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::pconnect(): Can't connect to localhost:11211, Connection refused (111) in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 42 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 72 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 75 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 95 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/1.php on line 98 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 33 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 36 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 49 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 52 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 65 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/footer.php on line 68 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 36 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/comment.php on line 39 Warning: Memcache::get(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 45 Warning: Memcache::set(): No servers added to memcache connection in /home/jeem/domains/jeem.ir/public_html/php/most_seen.php on line 48 جیم - رویا www.jeem.ir
رویا
تو بودی چه می کردی؟

رویا

نویسنده : heydaretebari

یک جا خواندم که شادی در محدودیت نمی‌گنجد

تصمیم خودم را گرفته بودم

می‌خواستم برای همیشه بزنم زیر میز و موقعیت

خودم را از این برکه‌ی راکد بیرون بکشم و

با سر بروم دنبال رویاهایم

به هر قیمتی، حتی به قیمت گرسنگی

وسائلم را جمع کردم

برگه‌ی استعفا را نوشتم، دستم را بردم که امضا کنم

که صدای پیامک تلفن همراه 

مثل شلاق کوبید روی دستم، توی صورتم

پیامک واریز حقوق بود. دوباره رام شده بودم. 

پشت میز آرام گرفتم مثل همیشه

باز نفسم به شماره افتاده بود

دوباره دستم را دراز کردم اما صدای پیامک توی سرم می‌پیچید

این تردید داشت از پا درم  می‌آوردنمی‌دانستم چکار باید بکنم! 

پ.ن: تو چیکار می‌کردی؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
بانوی غم(A_B)
بانوی غم(A_B)
٩٧/٠٥/١١
٠
٠
خوب:)
heydaretebari
heydaretebari
٩٧/٠٥/١٣
٠
٠
ممنون /
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٥/١١
١
٠
این که اسپیس زدین بین جمله ها رو لزومی نداشته واقعا:) میدونم چون رایج شده خوشگل بنظر میاد ولی خب اصولی نیست اون بیشتر برای شعر سپید و نو و غیره هست:) _ ینی پابند شدیم به موقعیتمون؟ آره یجایی هم نوشته بود ما داریم برده داری نوین رو تجربه میکنیم البته حتی روسامون! اونام باز موقعیتشونو نمیخوان از دست بدن... دنیای غریبیست!:)
heydaretebari
heydaretebari
٩٧/٠٥/١٣
٠
٠
درسته / مرسی /
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٥/١١
٠
٠
اتفاقا من بر خلاف «بوریسونا پوگاچوا» موافق این اسپیس زدنم. چون یجورایی باعث میشه مکث کنی و خب اینطور خوندنش جذاب تره :) به همون روند و همین زندگی پشت میز همچنان ادامه میدادم :)) با اینکه معلومه از ته دل اون اتفاق دیگه رو میخواستم . ینی اینکه همه چیو ول کنم و برم دنبال رویاهام ولی این حقوق لعنتی چقدر آدم رو وسوسه میکنه که چنین کاری رو نکنه :)
heydaretebari
heydaretebari
٩٧/٠٥/١٣
٠
٠
درسته متاسفانه / ااما شبیه مرگ تدریجی می مونه
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٥/١١
٢
٠
اولش که عااالی بوووود .....دوما .سوال پرسیده بودین ....حقوقمو میگرفتمو شیطونو‌لعنت میفرستادمو به کارم ادامه میدادم ...
heydaretebari
heydaretebari
٩٧/٠٥/١٣
٠
٠
بی ربط به رشته بدون ترفیع تکراری آدم به قهقرا می ره اینور :(
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٥/١٣
٠
٠
قبول دارم .شرایط خیلی سختیه ...ولی من از دور فقط نظرمو کامنت میکنم ..در هر حال شما از شرایط کاریتون بیشتر از ما اگاه هستین .... موفق باشید
asal_sadeghi
asal_sadeghi
٩٧/٠٥/١١
٠
٠
من بودم چند سال صبر میکردمو پس انداز میکردم تا بعد برم دنبال رویاهام که البته فقط به حرف سادس.ولی شنیدین میگم که افراد موفق کسایی هستند که توی کارشون خوشحالند و ازش راضین؟ولی خوب موفقیت توی جامعه ای که ما هسیم یه تعریف دیگه ای داره بدبختانه
heydaretebari
heydaretebari
٩٧/٠٥/١٣
٠
٠
منم همین ایده رو داشتم . اما گاهی نمیشه اینطوری .باید پَرید . همون قضیه مرگ و شیون
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٥/١٣
٠
٠
من ترجیح میدادم کم کم به آرزوهام برسم نه اینکه یه دفعه ای بزنم زیر همه چیز.
heydaretebari
heydaretebari
٩٧/٠٥/١٤
٠
٠
اگر شرایطش باشه عالیه
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠٥/١٣
٠
٠
اول علاقه مو پیدا می کردم، بعد یه کار مرتبط با علاقه ام حتی اگه شده با حقوق کم و شرایط نه چندان ایده آل و بعد هم استعفا از کار فعلی :)
heydaretebari
heydaretebari
٩٧/٠٥/١٤
٠
٠
منم همین برنامه رو داشتم . اما وقتی مسئولیت خانوداه رو به عهده داشته باشی مسائل مالی مهم تر میشن . دیگه باید به فکر اونام باشی . برای همین نمیشه با دستمزد کم ادامه داد . باید یه کار اساسی کرد
عین _ شین
عین _ شین
٩٧/٠٥/١٣
٠
٠
یه جا خوندم مگه چن سال زنده ای که مشغول به کاری باشی که هییییچ علاقه ای بهش نداری و داره آزارت میده، و نویسنده اش گفته بود که الان کار مونتاژ و بسته بندی کفش رو انجام میدم، اما تا دلتون بخاد بهم خوش میگذره و حالم خوبه، همین منو به فکر برد! ساله پیش صاحب یه شغلی بودم، نستا خوب، ساعت کاری کم، اسقلال کاری زیاد،حقوق خوب و مدیری که قبولت داشت و....! اما متاسفانه چیزی که از تو خیلی انتظار میرفت دروغ و دروغ و دروغ؛ پیرو تبلیغ، چاخان، فریب آدما و ازین دست (شبکه های تبلیعاتی نبودما😌). خلاصه در نهایت بخاطر نبود رضایت استعفا دادم و امسال رفتم سراغ کاری که خیلی ساله علاقمه اما حقوقش خیلی خیلی خیلی کمتر ازونه؛ در برابر اینکه ساعت کاریشم حتی بیشتر ازونه؛ اما دلو دریایی کردم و منتظر شروع کارمم! شمام دعا کنید که کار جدید، دریایی باشه و منو دریایی کنه، نه یه برکه راکد که همش حال و روزت تکرار باشه و تکرار! و هیچ لذتی هم درکارت نباشه! شمام استعفا بدید، حتما که کامروایی تو لذت بردن ازین دنیاست!
heydaretebari
heydaretebari
٩٧/٠٥/١٤
٠
٠
من هم چندبار این شغل رو ترک کردم به صورت ناگهانی انگار جادو شده باشم هر باربه دلیلی دوباره مجبور شدم که برگردم ): یکبار برای همیشه باید تکلیفش معلوم بشه