سنگینی غم های کوچک
می دانید...؟

سنگینی غم های کوچک

نویسنده : صدیقه حسینی

اولین تفاوت تجربه یک غم کوچک با تجربه غمی بزرگ در این است که آدم‌ها به هنگام تجربه‌ی غم‌های بزرگ مثل غم از دست دادن کسی یا چیزی به شدت از طرف آشنایان و ناآشنایان حمایت و همراهی می‌شوند. غم‌های بزرگ نقطه اتصال آدم‌ها به یکدیگر هستند، آدم‌هایی که قرار است هر کدام سهمی در این سوگواری داشته باشند. آدم‌هایی که خوب کارشان را بلدند و برای دلداری دادن جمله‌های از پیش تعیین شده‌ی جانانه دارند و حسابی توی نقششان فرو رفته‌اند اما جالب است بدانید شما به هنگام تجربه‌ی غم‌های کوچک به شدت تنها و رها شده‌اید. هیچ کس اشک‌هایش را حرام یک غم کوچک دست و پا شکسته نمی‌کند. هیچ‌کس دلداری‌تان نمی‌دهد. غم‌های کوچک مثل لقمه‌های کوچک یک غذای بدمزه‌اند که اشتهای کسی را تحریک نمی‌کنند، بنابراین شما و لقمه‌های کوچکتان را رها می‌کنند و می‌روند.بگذارید برایتان بگویم که اگرچه غم‌های بزرگ حجم وسیعی دارند اما چگالی غم‌های کوچک به شدت بالاست!می‌دانید؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٧/٠٥/٢٨
١
٠
ایده جالبی بود، تاحالا اینطور بهش فکر نکرده بودم. ولی من ترجیح میدم غم های کوچک با چگالی بالا رو به تنهایی تحمل کنم تا اینکه غم های بزرگ به سراغم بیان و همدردی بقیه رو داشته باشم.
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٧/٠٦/٠٣
٠
٠
من هم همین طور یک غم کوچیک جمع و جور همین و بس
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٦/٠١
١
٠
آخ که حرف ولم رو زدی صدیقه جان... اصلا بعضی غم ها واسه بقیه کوچیکه اما می تونه بعضی های دیگه رو، حداقل برای یک مدتی از زندگی ساقط کنه... کاش بیشتر همدیگرو درک و پشتیبانی کنیم 💚
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٧/٠٦/٠٣
٠
٠
درسته الهام عزیز ممنون از حضور و نظرت :-)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٧/٠٦/٠٤
٠
٠
آری به راستی...!
پربازدیدتریـــن ها