کتاب خوان به چه کسی گفته می شود؟
جهت تنویر اذهان

کتاب خوان به چه کسی گفته می شود؟

نویسنده : صدیقه حسینی

نمی‌دانم شما به چه آدمی می‌گویید کتاب‌خوان. به آدمی که کتابخانه بزرگی دارد؟ که اسم هر کتابی را می‌آورید خوانده یا دارد می‌خواند؟ این که اسم تمام نویسنده‌ها را با رزومه‌ ادبی‌شان حفظ است؟ این که به طور متوسط روزی صد صفحه کتاب می‌خواند؟

می‌دانید کتاب خوان بودن آدم‌ها را نمی‌شود با تعداد سطر و کلمه و صفحه اندازه گرفت؟ می‌دانید که واحد اندازه‌گیری کتاب خواندن چیزی‌ست به اسم «مزه مزه کردن»؟ و می‌دانید که شما می‌توانید یک سطر را ماه‌ها بخوانید و تمام نشود؟ می‌دانید که قرار نیست زودتر به خط پایان برسید آن هم وقتی هیچ پایانی وجود ندارد و شما مدام روی نقطه‌های شروع ایستاده‌اید و فقط از شروعی به شروع دیگر می‌روید؟

شاید شما در تمام زندگی‌تان فقط یک کتاب خوانده‌اید و می‌خواهید تا ابد خواندنش را تکرار کنید، می‌خواهید تا ابد در شما ادامه پیدا کند، البته پیدا کردن چنین کتابی سخت است اما می‌خواهم بگویم تا می‌توانید مکث کنید که هیچ عجله‌ای برای تمام کردن و دیوانه‌وار دویدن سوی کتاب بعدی نیست. می‌دانید؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٨/٠٥
٠
٠
نکته‌ی بسیار جالبی بود. ولی گاها این اشتیاق برای زودتر تموم کردن کتاب به جهت کنجکاوی خواننده‌ست و یا شوق کتاب بعدی که قراره شروع کنه و منتظرشه
amineh_hz
amineh_hz
٩٧/٠٨/٠٥
٠
٠
خیلی قشنگ بود
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٧/٠٨/٠٥
٠
٠
حرفتون متین؛ اما اینکه آدم عمر محدودی داره و از قضا هیچ خبری هم از فرداش نداره باعث میشه من یکی به شخصه تا جایی ک میتونم بخونم چون هنوز خیلی کتابا هس که نخوندم و حیفم میاد نخونده بمیرم [ نه اینکه بخوام بگم کتاب‌خونم، صرفا تز شخصیم راجع به مطالعه رو گفتم :/ ]
notareal
notareal
٩٧/٠٨/٠٦
٠
٠
مردمانی زنده و پوینده اند که بیشتر دانند، و آن چه دانند در پیشبرد زندگی به کار گیرند. دانستن، یکی از بزرگترین المان هایش خواندن ست - این که خواندن سبب والایش روان نیز گردد جای برجسته خود دارد.// کشورهای پیش رفته، و برخی نه چندان چنین، کودکان را از راه نسک سراها*۱ به خواندن بیشتر و هدف مندتر آشنا کرده، هماوردهایی نیز سامان دهند تا کودکان یافته های دیگری به چالش کشیده، انباز*۲ شده، و / یا یک دیگر بیشتر و پیشتر به جلو رانند. راهی ست خردمندانه تا که نوجوان تا جوان آتیه را به خواندن بیشتر، هدف مند، و بهره مند در پیش برد کشور و روان آدمیان روانه کنند. برآمد آن پویایی کشورها، جلورفت آنان، و زای وریِ*۳ اندیشه های نوین شود. در بخش ادبیات نوشتاری نیز همان کشورها سرآمد کرانه های هنر، ادب، و هنرهای زیبا خواهند بود. (پی گیری در زیر:)
notareal
notareal
٩٧/٠٨/٠٦
٠
٠
«نمی‌دانم شما به چه آدمی می‌گویید کتاب‌خوان. به آدمی که کتابخانه بزرگی دارد؟»؛ «. . . چیزی‌ست به اسم «مزه مزه کردن»؟ »، گرامی، این گفتمان های «آهنجیده*۴» راه کژ پیمودن ست. این گفتمان ها سازی چون «گیتار پوبلیک سوسولی» به گفته نیک تان در پست پیشین را ماند - که از برای ناسان*۵ بودن با نورم*۶ اندیشه ی دیگری ست و نه بیش؛ بهره ای نیز در پی آن نیست. امید که شیفته آنانی که چنین گویند و پرسند نشوید. هنوز، نیز، گفتار شما در راستای «هذلولی» را به یاد دارم (در یکی از پست های پیشین)، که برآمد خواندن هدف مند و پیوسته بوده - همچنین نیز پیروزی بالای دانشگاهی شما از همین روست.// یک گفتمان را نیز نمی بایستی فراموش کرد، آن نیز «افسردگی» در پشت بسیار بازخوانی هاست («و . . . یک سطر را ماه‌ها بخوانید . . . که قرار نیست زودتر به خط پایان برسید آن هم وقتی هیچ پایانی وجود ندارد . . . »)، چراکه آدم افسرده یکجایی*۷ خود از دست می دهد. (پی گیری در زیر:)
notareal
notareal
٩٧/٠٨/٠٦
٠
٠
آدمیان آگاه، خوش نویس، دانش پژوهنده، ادیب، و و . . . بسیار نیز خوانند (شما نیز خوب می نویسید). در این راستای آخری خواهش مندم، اگر میل بر آن دارید، به گفتارنامه*۸ خ. موقرمقدم (هرس)، در بخش «مقاله» جیم نگاهی اندازید.// در برخی دانشگاه ها رشته ای ست به نامِ «نوشتن کارآمد*۹،» که در آن به خواندن گسترده، هدف مند، و پیوسته بهای بالا دهند. بخشی از آموزه ها این که «سایه خوانی» کنید آن جا که نوشته را درست درنمی یابید، بدین چم*۱۰ که اگر چالش نوشتار بیش از آن چه گمان داشتید، پی گیری کنید نوشتار پسین*۱۱ را، شاید که پنهان پیدا شود - به گونه ای آینده چراغ راه گذشته، پس دودلی و «سطر» بارها و بارها خواندن «مزه مزه کردن» به کناری رود. گرچه اویی که در زندگی خواهد چنین کند آزادست، نه این که او در راه پیشبرد اندیشه و اندیشیدن گام برمیدارد.// رخصت دهید از شما سپاس گزاری کنم که این گفتمان را به میان آوردید./// ۱: کتاب خانه(ها)؛ ۲: سهیم؛ ۳: تولیدِ؛ ۴: انتزاعی؛ ۵: متفاوت(بودن)؛ ۶: هنجار(ها)؛ ۷: تمرکز؛ ۸: مقاله؛ ۹: Effective Writing؛ ۱۰: معنا(معنی)؛ ۱۲: دنباله(نوشتار)؛
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٧/٠٨/٠٦
٠
٠
میفهمم....و من سالهاست اونجای شعر صدای پای آب سهراب که میگه «شاعری دیدم هنگام خطاب،ب گل سوسن میگفت:«شما»».موندم.تمومم نمیشه.نه خودش نه حسش نه نقطه به نقطه ی حروفش.
پربازدیدتریـــن ها