پناه یا گریز به جسمانیت؟
بهای رها شدن از فکر کردن چقدر است؟

پناه یا گریز به جسمانیت؟

نویسنده : صدیقه حسینی

در روزهایی که گذشت بارها از خانه بیرون زدم. پناه بردم به جنگل، به دریا، به سبزها و آبی‌ها! پناه بردم به طبیعت و راستش را بخواهید این سفرها به هیچ وجه برایم روحی نبوده‌اند. هیچ فرصت خلوتی نداشته‌ام. آن هم وقتی اسم سفر می‌شود «پیک نیک» و وقتی پای چیپس و پفک و تخمه و سیخ‌های کباب می‌آید وسط؛ وقتی توی ماشین به هر آهنگی گوش می‌کنی که بتوانی از جاده عبور کنی، وقتی زیرانداز می‌اندازی که یک وقت تنت به تن زمین نخورد، هیچ چیز روحی‌ای اتفاق نمی‌افتد و ما به شدت درگیر جسمانیت می‌شویم و باید بگویم که هرکسی یک جای زندگی به چنین چیزی احتیاج دارد. به این‌که برای ساعت‌هایی جدا شود از فکر کردن! که این فکر نکردن راحت‌ترین انتخاب برای گذران زندگی‌ست و آدم‌ها حاضرند بابت هر چیزی که نگذارد فکر کنند پول بدهند. دور شدن از این زندگی جسمی سخت است اما فکر می‌کنم ارزشش را دارد، تنها ماندن، فکر کردن، خواندن و نوشتن و نوشتن و نوشتن! با همه‌ی سختی‌ها و رنج‌هایش انتخاب من است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٨/٢٣
٠
٠
زیبا بووود .
Mim_jeem_jan
Mim_jeem_jan
٩٧/٠٨/٢٧
٠
٠
خوب
پربازدیدتریـــن ها