در جستجوی روی ماه تو
دیوانه شدم

در جستجوی روی ماه تو

نویسنده : komeil

دیشب توی رختخواب خوابیده بودم. هوا گرم بود. از روز مانده بود، مثل التهاب جای زخم. نوری از بیرون پنجره به داخل اتاق می‌تابید. چشمانم را اذیت می‌کرد. از پنجره بیرون را نگاه کردم. مهتاب بود. صورت تو را در ماه دیدم. تو ماه شده بودی! ناگهان احساسی از داخل مغزم فوران کرد، تا دامنه‌ی قلبم سرازیر شد و تا دست و پایم جریان یافت. از خانه بیرون دویدم. سوار ماشین شدم و راه افتادم. خواستم به تو برسم. نمیخواستم شب تمام شود. محو زیبایی نور نگاهت شده بودم و قرص صورتت. چه زیبا شده بودی! نور شهر مزاحم خلوتمان بود. روی جاده‌های بیرون شهر دنبالت را گرفتم. دشتها از نور تو با رنگ آبی عجیبی روشن شده بود. تو همه‌جا بودی. هرچه می‌آمدم، هرچه سرعتم بیشتر می‌شد باز تو سریع‌تر فرار می‌کردی. من به تو نمی‌رسیدم. تو می‌گریختی مثل یوسف. من در پی تو می‌آمدم مثل زلیخا. ای کاش دری بود تا تو را پشت آن نگه می‌داشتم. کاش دستم می‌رسید تا تکه‌ای از پیراهنت را بدست آورم. گفتم: "راستی! تو نور کدام خورشید را منعکس می‌کنی؟" گفتی: " دنبالم بیا تا آن را به تو نشان بدهم." آمدم. دویدم. تا صبح فقط تو را تماشا کردم. هوا گرگ و میش بود که تو مرا ترک کردی. گمانم رفتی تا شیرینی خواب بین‌الطلوعین را بچشی. من ماندم و فراق رسیدن به روی تو. چه خوشبخت بودند آن فضانوردانی که از نزدیک تو را لمس کردند. توی این فکر بودم که دیدم هوا روشن شده است. هرجا گشتم خورشیدی ندیدم. احساس گرما کردم. داغ شده بودم. مردم روی زمین را دیدم که طاقت دیدن من را نداشتند. خورشید شده بودم. آفتاب شده بودم و می‌تابیدم. حیف که تنها تو را نداشتم. گویی وصال واژه‌ی غریبی بود میان ما.

از وقتی که بیدار شدم دارم به این خواب فکر می‌کنم. فکر ماه و خورشید و تو در سرم دارد می‌چرخد. دارم دیوانه می‌شوم. شاید شده‌ام. شاید دیوانه‌ای شده‌ام که تجویز پزشکانش ندیدن روی ماه توست!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/٠٤/٢٤
١
٠
سلام...بسيار عالي....حض كرديم...:)))
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٥/٠٥
٠
٠
حظ البته :)
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٤/٢٤
١
٠
زیبا بود
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/٢٥
١
٠
قشنگ بود*_*
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٥/٠٥
١
٠
«تو می‌گریختی مثل یوسف. من در پی تو می‌آمدم مثل زلیخا» این قسمتش همچین یجوری بود . قشنگی متن رو گرفته بود انگاری. خوب بود :)
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٥/١٧
٠
٠
هااااااااااااااا منم موافقم :))
پربازدیدتریـــن ها