جیم - زنان همگام زنان www.jeem.ir
زنان همگام زنان
دلم گرفته است

زنان همگام زنان

نویسنده : مرضیه زندیه

تصمیم داشتم بیایم اینجا و راجع به یک تجربه قشنگ بنویسم. چشمه الهام یا ذوقم کور شد! می‌دانید از آنجا که زن هستم زن‌ها را بیشتر از مردان و دختربچه‌ها را در هر شکلی که باشند بیش از پسربچه‌ها دوست دارم و به نظرم دنیا جای غیرقابل تحمل و زشتی می‌شد اگر زنان نبودند. اما امروز دلم پر است از نقش‌ها و کلیشه‌های همجنس هایم و شاید همین باعث شد شروع کنم به نوشتن راجع به این موضوع که احتمالا متنی می‌شود با مضمون «زنان علیه زنان». 

سال‌ها پیش که کار کردن توی آموزشگاه را می‌خواستم شروع کنم آقای مدیر آموزشگاهی که از آشنایان بود به من گفت حضورم در کلاس‌های پسرانه آموزشگاهش احتمالا باعث جذب بیشتر زبان آموز می‌شود چون از جنس مخالفم! من خندیدم ولی ته دلم راضی نشدم به این چشم توی آموزشگاه مردانه‌اش به من نگاه کند و به اصطلاح جذب مشتری کند در نتیجه هیچ علاقه‌ای به کار کردن در آنجا نشان ندادم و نرفتم.

سال‌ها بعدترش برای مؤسساتی کار کردم که اکثر مدیرها و سوپروایزرهایش من و دختران همسن و سالم را به معلم‌های آقا ترجیح می‌دادند چون اصولا ملایم‌تر و کم توقع‌تر بودیم و با کم‌ترین میزان حقوق کار می‌کردیم. نگویید چرا رفتم چون برای کسب تجربه و سابقه کار مجبور بودم از صفر و حداقلی‌ها شروع کنم و مسلما محیط‌اش را به خیلی جاها ترجیح می‌دادم.

سال‌ها بعدترش توی شرکتی مشغول به کار شدم که مدیرعامل آقا و پرسنل خانم داشت و مدیر مربوطه از هر فرصتی برای نزدیکی و ارتباط با دختران جوان استفاده می‌کرد و تمام تلاشش هم حقوق کم‌تر و توقع پایین خانم‌ها و احتمالا جذابیت زنانه‌شان بود. توی همین شرکت با مدیر خانمی کار می‌کردم که به راحتی از پرسنل زیردستش که ما باشیم بهره‌کشی می‌کرد و با زیرآب زدن و خراب کردن ما خودش را توی دل مدیر جا می‌کرد و البته به جز آن از زیبایی و جذابیت‌های زنانه‌اش هم برای بردن دل رییس در جهت بالا رفتن حقوق و جایگاهش و رفتن به سفرهای خارجه بی‌مورد، استفاده می‌کرد. همین خانم با من و همجنس‌هایش طوری رفتار می‌کرد انگار برده و بنده‌اش هستیم و در آخر تکرار رفتارهای زننده و نابجایش باعث ترک کار من و سه نفر از همکارانم و استعفای دسته جمعی‌مان ظرف سه ماه شد. 

همین امسال دوباره برای کار کردن به مؤسسه‌ای مراجعه کردم که از قضا مدیر و سوپروایزرش از همکاران قدیمی‌ام درآمدند که باهم زن و شوهر بودند. مسلم است که خوشحال شدم و از اینکه خانم آقای مدیر انقدر با درک و شعور از آب درآمدند ذوق کردم. مسلم است که شما از خانمی که خودش تبعیض‌ها و نابرابری‌ها را در جایی درک کرده و با شما همدرد است انتظار ندارید همان کاری را با شما بکند که آن آقای مدیر آموزشگاه یا مدیر خانم شرکت کرده است. ولی ظرف سه ماه متوجه می‌شوید او هم زیرآبی می‌رود و برای نفع و سود خودش و شریک نشدن درآمد، کلاس‌ها را از دست شما درمی‌آورد و با شما رییس مآبانه رفتار می‌کند. 

من به اینکه اگر قدرت دست خانم‌ها بیفتد از آقایان هم بهتر بهره‌کشی و زرنگی را بلدند معتقد نبوده و نیستم ولی رفتار استادان همجنسم در دانشگاه، کلاس‌های متفرقه بیرون و خصوصا محل کار وقتی رییس یا مسئول بخشی می‌شوند، من را به این نتیجه رساند که زنان خیلی راحت علیه زنان عمل می‌کنند خصوصا وقتی جایی منفعت و سود خودشان درمیان باشد. خودخواهی در این روزگار دیگر نه مرد می‌شناسد نه زن و شامل بخش اعظمی از جامعه ما شده و تا رگ استخوان‌مان نفوذ کرده به طوری که برای رسیدن به خواسته و هدف‌مان هر شعاری می‌دهیم و وقتی پای عمل درمیان باشد هرکدام‌مان پرچم ها و الم‌های اعتراضی‌مان را جوری پنهان می کنیم که انگار اصلا ما نبوده ایم که ادعای برابری حقوق‌مان را داشتیم.  

این ها را می‌گویم برای روزهایی که ناگهان رگ غیرت‌مان باد می‌کند که چرا ورود زنان به استادیوم‌ها ممنوع است؟ چرا حجاب اجباری است؟ و هزار چرای دیگر! نه عزیزان تا وقتی ما زن‌ها برای رسیدن به مراحل بالاتر از روی شانه‌های همجنس‌هایمان بالا می‌رویم و کمرشان را خم می‌کنیم یا حرمت و ارزش‌مان را زیرسؤال می‌بریم نباید از جامعه‌مان انتظار داشته باشیم ملاک‌ها و قوانین مردانه‌اش را با ما همراه یا هماهنگ کند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٧/٠٤/٢٧
١
١
من از بیگانگان هرگز ننالم که هرچه کرد با من آشنا کرد شاید اگه آقایونی که در مقام بالاتری قرار دارند زور بگن به خانم های زیر دستشون خیلی ناراحت کننده نباشه ولی واقعا وقتی میبینی که خانم ها هم همین طرز برخورد رو دارن و دیده شده حتی زورگویانه تر واقعا آدم دلزده میشه.. اشاره خوبی بود. به امید روزی که هرکسی به جایگاهی که داره احترام بزاره و ازش سوءاستفاده نکنه.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/٠٤/٢٧
٠
٠
زنان محدود نیستند...اگه دلباز باشن...اسلام رو خوب بفهمند...
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٤/٢٧
١
٠
مردستیزی خیلی تو متنتون ملموسه،اول نوشته گفتین: "از آنجا کا زن هستم، زن‌ها را بیشتر دوست دارم"!، این جمله به خودیِ‌خود ذهنیتتون رو نسبت به مردها نشون میده. حتی اونجایی که از خانم‌های دیگه هم می‌نالید لحنتون اینجوریه که اگه این کارو یه مرد میکرد توقعشو داشتید، چندبار هم از واژه‌ی همجنس استفاده کردین، خانم زندیه ما همه هم جنسیم! من و شما هم جنسیم. آدما از رو جنسیت تفکیک نکنین، چون هیچ خصلتی و رفتاری منحصرِ یک جنس نیست، دنیای حیوانات رو بر اساس نر و مادگی تفکیک میکنن، تو دنیای ما خیلی خصوصیات مهمتری هست که زن یا مرد بودن در مقابلش اهمیتی نداره، امیدوارم نگاه‌تون رو به‌ جدّ اصلاح کنید.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٤/٢٨
٠
٠
اااای انقدر از اینجور خانم ها دیدم... تا همچین زنانی باشن جامعه از مرد سالاری درنمیاد...
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٥/٠٥
٠
٠
ب شدت موافق با تمام قسمتا :) چی بگیم والا :) خیلی زیاد شدن
پربازدیدتریـــن ها
معرفی کتاب

پرسش های بی جواب زندگیمان

٩٧/٠٥/٢٠
در انتظار باران

تو را دوست می دارم

٩٧/٠٥/٢٢
این حناها دیگر رنگی ندارد

کی مسئوله این وسط؟

٩٧/٠٥/٢٣
ماشین نوشت افراد معروف

ژووون پل سارتر

٩٧/٠٥/٢٣
شاید گیلانه باشد...

هلیله سیاه آقا هرمز

٩٧/٠٥/٢٠
دوستت دارم

مادر بزرگ

٩٧/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

لیلای بی مجنون

٩٧/٠٥/٢٠
درمان دائمی این درد

جمعه‌های من

٩٧/٠٥/٢٠
اندر حکایت چپ دستی

لطفا دست چپ من را دوست داشته باش

٩٧/٠٥/٢٢
همه چیز آغاز می‌شود

خداحافظ

٩٧/٠٥/٢٣
تابلوی ممنوع را نشان شان بدهید

خاصیت حساس بودن

٩٧/٠٥/٢٢
مگر زندگی همین نیست؟

فیلم هندی می بینم پس شادم

٩٧/٠٥/٢٢
چشمم را روشن کن

مستم از این عطر

٩٧/٠٥/٢٣
شاید که روزی پروانه شوم

پیله

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

دختر

٩٧/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

فقط زنده باش

٩٧/٠٥/٢٤
هیچوقت دیر نیست

سخت نگیریم

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چه خوش برگشتی

٩٧/٠٥/٢٤
امان از خسنگی

تابستونی که قراربود بترکونیم!

٩٧/٠٥/٢٤