باشگاه سیدها
وقتي سید های جیم از خاطراتشان می گویند

باشگاه سیدها

نویسنده : سایت جیم
خاطرات سید مصطفی حسینی

برای ما سید بودن ویژگی خیلی خاصی به حساب نمی آمد، چون فک و فامیلمان از هردو طرف همه سیدند. همین حالایش هم که ما برای خودمان مرد متاهلی هستیم هم شرایط همین است چون خانواده خانممان هم عموما از شجره طیبه سادات هستند. در واقع تا قبل
 از ورود به دانشگاه، غیر از یکی دو مورد که مثلا مدرسه راهنماییمان تصمیم گرفته بود سادات مدرسه را انگشت نما کند و بهشان شال سبز هدیه بدهد یا یک مورد مربوط به بچگیهایمان، که جو دست بوسی از یک مقام دست بوس دار، ما را گرفته بود و پدرمان ما را ازآن منع کرده بود که تو سیدی، عملا این موضوع چندان خاطره ساز نبوده برایمان.
 تا اینکه زد و ما هم وارد مبدا تحولات شدیم و دانشگاه قبول گردیدیم و رفتیم شهرستان و تا به خودمان بجنبیم دور و برمان را خیل غیر ساداتی گرفته بود که به ما به یک چشم دیگری نگاه می کردند. مخصوصا در اولین عید غدیری که پیش آمد و ما ناگزیر شدیم هم به ملت شیرینی بدهیم و هم ماچ، آنهم هفت تا هفت تا! حالا هر وقت کسی از ما راجع به سیادتمان می پرسد که البته از روی فامیلیمان معلوم است، ما کسری کمتر از یک اپسیلون ثانیه در می مانیم چه جوابی بدهیم بیشتر به نفعمان است! اما البته ما راستش را می گوییم..به موقعش شیرینیش را هم می دهیم.. ماچ هم به صورت محدود.. و همه امیدمان اینست که یک روزی که قرار است چشممان به چشم اجدادمان بیفتد، با این که ما سرمان پایین است و چشممان خیس.. صدای آنها را بشنویم که ولو با یک خرده تاخیر، اما آخرش بگویند:آری.. این پسررا هم از ما حساب کنید!
خاطرات سید محسن اسدی

همانطور که از اسم بنده مشخص است، سید هستم! تا این‌جا مشخص می‌شود که پدر، پدربزرگ و عمویم هم سید هستند! دامادهای پدربزرگم که شوهرعمه‌هایم می‌شوند نیز سید هستند، بنابراین همه پسرعمه‌ها و دخترعمه‌هایم سید می‌شوند. بنابراین وقتی در خانه پدربزرگ پدری جمع می‌شویم همه از یک کنار سید هستند!
اما خانواده مادری... پدر مادرم نیز سید هستند، بنابراین مادرم هم سید هستند و بنابراین بنده و برادر و خواهرهایم سادات (کسی که پدر و مادرش سید باشند) می‌شویم. مادر مادرم اعتقاد داشته که باید حتما دخترهایش را به سید بدهد بنابراین همه شوهرخاله‌هایم هم سید هستند. بنابراین در خانه پدربزرگ مادری هم که جمع می‌شویم همه سید هستند.
حالا با این تفاسیر شما ببینید این شجره‌نامه وقتی به عید غدیر می‌رسد چه بلبشویی می‌شود! یا وقتی یک نفر از این خاندان (خودم را عرض می‌کنم) همسرش هم سید باشد و مادر همسرش هم سید باشد چیزی از وی می‌ماند برای فردای عید غدیر...
در این چند سال متاهلی دعای مشترک بنده و عیال این بوده: خدایا همین امروز را استثنائا 48 ساعته کن!
نکته جالب دیگر این‌که ما رسم داریم خانه همه عمه‌ و عموها و خاله‌ و دایی‌ها هم برای تبریک عید غدیر برویم و ایضا آن‌ها هم به خانه پدر بنده بیایند، که به علت تعدد این مکان‌ها، این دید و بازدیدها از فردای عید غدیر شروع می‌شود و تا اول محرم ادامه دارد.
اسم این پدیده‌ را که برای‌تان تعریف کردم گذاشته‌ام «باشگاه سیدها»
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
parisa
parisa
٩١/٠٨/١٣
٣
٠
چه هیجان انگیز........... ولی خوبه ها.....جالبه.....
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/١٤
٥
٠
:) خوش به حالتون...
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/٠٨/١٤
١
٠
دوست دارم--خیلی خوبه چون خودمم سیدم....
متینه
متینه
٩١/٠٨/١٤
٣
٠
پس عیدتون خیــــــــــلی مبارک!!!
sara
sara
٩١/٠٨/١٤
٢
٠
خیلی خوبه!!!!همسرمن و کل فامیلشون سید هستن! دیروز روز شلوغی بود!!!!!!! التماس دعا...
٩١/٠٨/١٤
١
٠
خوش به حال سیدا! سالی یک روز به نامشونه. ما چی؟ :-(
فرزانه سادات
فرزانه سادات
٩١/٠٨/١٦
٢
٠
سلام خواهر یا برادر گرامی.یک راه حل براتون دارم تا شما هم وارد خاندان سادات بشید.چون اسمتون رو ننوشتید باید بگم که اگر برادر محترمی هستید باید با یک خانم سیده ازدواج کنید تا وارد خاندان سادات بشید ان شاا... و دقیقا بالعکس اگر خواهر محترمی هستید باید با یک آقای سید ازدواج کنید تا وارد خاندان سادات بشید ان شاا... در پناه حق و ائمه عزیز و بزرگوار باشید ان شاا...
s-bigharar
s-bigharar
٩١/٠٨/١٤
٢
٠
چقدر خوب...خوش به حالتون!برای ماهم دعا کنید عاقبت به خیر شیم!
sm.asadi
sm.asadi
٩١/٠٨/١٤
٨
٠
سید بودن حس و حال خوبی دارد ولی این حس و حال خوب در روزهای عید غدیر به قول معروف از دماغ‌مان بیرون می‌زند راستش اصلا من نمی‌دانم از کی تا حالا رسم دید و بازدید سیدها در روز عید غدیر باب شده است ولی به هر حال خیلی هم به سیدها خوش نمی‌گذرد حتی شاید باید گفت خیلی هم سخت می‌گذرد مثلا برای همین عید غدیر گذشته به غیر از نظافت‌های عمومی خانه پدری به نظافت‌های خاص ایام نوروز هم دچار شدیم! خرید شیرینی و شکلات و میوه و سایر خوردنی‌جات هم که در این گرانی‌ها نور علی نور است. به همه این‌ها اضافه کنید عیدی دادن‌ها را که برای هر سید مقوله‌ای است؛ مثلا همین دیروز بعضی‌ها عیدی به دلار می‌خواستند!!!
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/١٥
٣
٠
من فقط مادرم سیده اما هرسال اونقدر مهمون داریم که سه شبانه روز قبل و بعدش در حال دویدنم... اما باز هم خیلی عالیه. حس خوبیه
zahra
zahra
٩١/٠٨/١٥
٢
٠
آقای اسدی همه ی این زحمت ها رو بذارید به حساب شکرانه این موهبت بزرگی که در حقتون شده. واقعا راسته که میگن آدما هیچ وقت قدر نعمتاشونو نمیدونن.
فرزانه سادات
فرزانه سادات
٩١/٠٨/١٦
١
٠
سلام خیلی جالبه به قول سادات بزگوار جناب آقای اسدی منم ساداتم.خداکنه تو اون دنیا شرمسار نباشیم جلوی خداوند متعالمون و اجداد پاک و معصوممون.التماس دعا برای همه انسان ها ان شاا... .
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/٠٨/١٦
٠
٠
دوست عزیزم با نظر خانم سادات موافقم...درسته ازدواج با سید خیلی سخت..احترامش و خیلی موارد دیگه ولی گفتن بهشتی شدنش می ارزه.....
f.haghighat
f.haghighat
٩١/٠٨/١٦
٢
٠
من به هیچ وجه قبول ندارم کسی که با سید ازدواج کنه بهشتی می شه! یعنی یه جورایی کار خوب و بد و اینا همه الکیه و فقط کافیه بری با سید ازدواج کنی! عجب
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/٠٨/١٦
٠
٠
آقای اسدی..ما سیدها عیدمون همین عید غدیر..چه بهتر که خرج کنیم و چه بهتر که مهمون داری ..مطمئنم اگر سید واقعی باشی از این خرج نمی نالی ...
ghohestan
ghohestan
٩١/٠٨/١٦
٠
٠
عید غدیر امسال با اعیاد گذشته برای من خیلی فرق داشت. این عید پدربزرگم که بزرگ خاندان بود دیگه بین ما نبود. ولی ما باز هم عید غدیر رو خونه پدربزرگمون جمع شدیم. چهل روز بیشتر از فوت پدربزرگم نگذشته... شاید همه شاد بودن، بچه ها عیدی می گرفتن، بزرگت ها بعد از مدتها همه رو می دیدن، ولی ته دل همشون غم خاصی بود، بغض نوه ها وقتی ترکید که یه قطره اشک از گوشه چشم مامانبزرگم غلطید... همه روزهاتون عید باشه سیدهادی
taba_sa
taba_sa
٩١/٠٨/١٧
٠
٠
خدا رحمتشون کنه.....
sm.asadi
sm.asadi
٩١/٠٨/١٨
٠
٠
جهت تنویر افکار کابران محترم سایت عارضم که اولا بنده خیلی هم به سید بودنم افتخار کرده و می‌کنم دوما در مطلب فوق منظورم این بود که علاوه بر اینکه به سیدها احترام می‌گذاریم، حق هم بدهیم! نامه تمام!
شريف حميدي
شريف حميدي
٩١/٠٨/٢٣
٠
٠
خيلي جالب بود
sayedala-tagh
sayedala-tagh
٩١/٠٨/٢٩
٠
٠
سلام ممنون ولی برای من که روسالمان اکثرا مثل من سید وسادات هستند خیلی حس وحال داره اونم حسو حال عجیب ولی بازم ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣