اندر جریانات شبکه وطنی
امان از جام جهانی

اندر جریانات شبکه وطنی

نویسنده : بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی

از هرچه هم بگذریم شبکه‌های مجازی وطنی عده‌ای را سر کار برد از جمله همسرم؛ منتها همسرم این روزها کوفتش بشود رفنه روسیه تماشای جام جهانی و من جایش می‌روم سرکار تا بیاید.

...

رضا صدا زد: محمود محمود کجایی؟ بیا سیاوش داره بقیه جریان دیشب رو تعریف می‌کنه.

_جون داداش راست میگی؟ یه لحظه صبر کن اومدم! دستتم بنده

_حاجی یجوری میگی صبر کنم انگار فیلمه! داره چت می‌کنه‌ها... مثکه حواست نیس

 _ای بابا کاری نداره که! یه اختلال بزن تو شبکه، دو دیقه نشده اومدم دیگه

_حاجیییی! استیو جابزمون توووییی فقط

_چاکر آقا! مخلصیم.

...

جابر و صابر که سرشان توی مانیتور بود یکهو صدا زدند: خانم بهمنش! خانم بهمنش! رفتم گفتم: چی‌شده؟ چه خبرتونه؟

جابر گفت: آنیتا عکسش با لباسی رو که می‌خواد تو مهمونی فردا شب بپوشه رو فرستاده برای سارینا و نوشته: «به‌نظرت یه شال بندازم رو شونم بهتر نیست؟ این‌جوری خیلی جلفه...» گفتیم شما بیایید ببینید که یک وقتی گناه نباشد ما به عکس‌های خصوصی اعتمادکنندگان پیام‌رسان داخلی نگاه کنیم. 

گفتم: خب من نگاه کنم که چه بشود؟

صابر سریع گفت: خانم بهمنش لباس آنیتا واقعا جلف بود؟ با تعجب به او خیره شدم که فوری اضافه کرد: خب الان سارینا نوشته که: «جونم عزیزم خیلی جیگر شدی... همین‌جوری خوبه دل همه رو می‌بری!» اگر لباس مناسبی نبود بگویید که ویرایش کنم به : واااای عزیزم خیلی عنتر شدی... نظرت چیه ماکسی بپوشی با روسری؟ 

پووفی گفتم و راه افتادم سمت میزم که جابر صدا زد: خانم بهمنش احیانا لباسش گلبهی که نبود؟ خواستم دهان باز کنم که سریع اضافه کرد: توروخدا اگر بود هم شما بگویید نبود! نگاهی به پیراهن گلبهی‌اش کردم و زیر لبی گفتم اتفاقا بود... 

...

رفتم سمت بهناز و زهرا. بهناز داشت تند تند صلوات می‌فرستاد به زهرا اشاره کردم و گفتم چی شده؟ زهرا سریع گفت وای خانم بهمنش دارم رصد می‌کنم دعا کنید مورد مشکوکی نباشد! 

_کجا رو؟ چه مورد مشکوکی؟

_چت‌های علیرضا رو دیگه... همون پسره که طرفای خونه فرناز اینا از بهناز آدرس پرسیده بود.

_ خب که چی بشه؟

_خب تا الان خلاف سنگینش این بوده که سه هفته پیش به حاجی فتوحی گفته فردا صبح با دوستاش میرن راهپیمایی ولی همزمان داشته با دوستاش برنامه میریخته برن کوه! آهان یبارم به مامانش گفته شب تا 9 میاد خونه ولی جز جیگر گرفته تا 12 نرفته خونه و آنلاین هم نشده!

_حالا از کجا فهمیدی نرفته؟

_خب چون مامانش تو گروه «کوکب جون و خواهران» نوشته بوده :«خانوما غذایی که سریع آماده بشه و نون هم لازم نباشه چی بلدین؟»

_آهان خب آخرش که چی؟

خب اگر فقط همینا باشه که یه شیرینی رو افتادیم دیگه مگه نه بهناز؟

...

آن‌طرف‌تر کیوان حسابی مشغول بود رفتم طرفش که با دیدنم گفت: خوب شد اومدین. آقای همتی کی میان؟ جان خودم این مورد خیلی مشکوکه‌ها! باید رسیدگی اساسی بشه. 

گفتم: چطور مگه؟ چی شده؟

_ببینید طرف ساعت شش و شش دقیقه به یکی پی ام داده:«آقا الان بیارم جنسا رو؟» اونم دقیقا 6 ساعت بعدش جواب داده:«چقدر هست این دفعه؟»_«زیاده تقریبا کل صندوق عقب پر شده» _«باشه پس عصری بیار که اینجا شلوغ میشه. بجنب که برسی». 

یک لحظه ترسیدم. گفتم خب آدرس کجا رو نوشته؟ کیوان گفت: دم پاساژ سعدی. دادم بچه‌ها رهگیری کردن اونجا یه عروسک فروشی بساط می‌کنه.

_خب دیگه پس این طرف عمده فروش عروسکه! و نفس راحتی کشیدم.

_نه خانم بهمنش شما دقت ندارید! ببینید این نمونه عروسکی که فرستاده فقط ازینا بیار براش... دقت کنید مینیون تک چشم هست! متوجهید این می‌خواد تهاجم فرهنگی بزنه به بچه‌های ما؟ تازشم اینم عکس گوشواره‌هایی که قبلا می‌فروخته.

_یعنی اینا هم موردی داره؟

_واه یعنی اینو هم نمی‌فهمین؟! این گوشواره‌ها چرا مثلثی؟ شکل هرم رو القا نمی‌کنه برای شما؟

...

فقط خدا کند جام جهانی سریع تمام شود!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٤/١٦
٠
٠
چقد شلوغ بود:|
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١٨
٠
٠
اتفاقا قصد داشتم یکی ازقسمت هارو حذف کنم منتها دلم نیومد!:/خخخ
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٤/١٦
١
٠
خدل نکشتتون:))))
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٤/١٦
١
٠
خدا نکشتتون :)))))))
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١٨
١
٠
ینی خیلی خنده دار بود؟:)))) خداروشکر=))
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٤/١٨
١
٠
(((((:))))))
بانوی غم(A_B)
بانوی غم(A_B)
٩٧/٠٤/١٦
٠
٠
خخخ واقعا هم راس گفتی:) این جمله اخرو ک گل گفتی اصلا.*__*
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١٨
٠
٠
قربانت عزیزم:) مرسی که خوندی:)
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٤/١٧
١
٠
جالب بود ....
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١٨
٠
٠
سپاسگذارم
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٤/١٧
٠
٠
چی پر و پیمون به همه چیو همه جا تیکه انداختی :)) خوب بود
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١٨
٠
٠
مرسی که همیشه لطف داری:*
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٤/٢١
٠
٠
راستش من اون وسطا یکم گم و گور شدم. اما در کل کوفتش بشه جام جهانی رفته😃
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/٢١
٠
٠
اره قبول دارم یکم طولانی شده بود منتها دلم نیومد هیچ قسمتیشو حذف کنم:دی _ هوم بترکه ایشالا🤣🤣
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٥/١١
٠
٠
ارتباط کل متن رو با جام جهانی نفهمیدم واز اونجایی که اهل شبکه های اجتماعی نیستم کلاً چیز زیادی از متن دستگیرم نشد :))
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٥/١١
٠
٠
اون اولش گفته بودم همسرم رفته جام جهانی من جاش باید برم سرکارش...
پربازدیدتریـــن ها