زنجيری از جنس قضاوت
خودت باش

زنجيری از جنس قضاوت

نویسنده : A_MH

زنجيري از جنس قضاوت رفتم تا تهش. تا آخر راهي كه داري ميري رو رفتم. باور كن چيزي نبود. باور كن همش سراب بود. منم اولش گول خوردم به وسط‌هاي راه كه رسيدم فهميدم اوني نيست كه بايد باشه. ولي ترسيدم برگردم، ترسيدم بگم اشتباه كردم. ترسيدم از تو، از مردم. از مردمي كه دهنشون با هيچي بسته نمي‌شه. ولي برگشتم پا گذاشتم رو ترس‌هام. روی ترس‌هايي كه الان مي‌فهمم چقدر بي‌ارزش بودن. فهميدم كه آدمم، انسانم اشتباه براي من به وجود اومده. كارهايي كه مي‌كنم به هيچ‌كس ربط نداره، فقط خودمم، خودم حق دارم براي خودم تصميم بگيرم كسي قرار نيست به من بايد نبايد بگه اين فرهنگ قضاوت بايد تموم بشه از خودم شروع مي‌كنم. من جديدم. ديگه به كسي كاري ندارم. راه خودم رو ميرم. زندگي هر شخصي مال خودشِ، هيچ‌كس حقي نداره كه دخالت كند. اگر حس كردي حقت پايمال شده يا داره تو كارات دخالت ميشه، ساكت نمون. فرياد بزن. بزار بفهمن كه مسئول زندگيت خودتي و خودت! اين فرهنگ رو بشكن، خردش كن. تو حق انتخاب داري. نزار ديگران اين حق رو ازت بگيرن. تو قرار نيست اندازه چهارچوب ديگران باشي. از خودم شروع مي‌كنم، اين زنجيرو آروم آروم پاره مي‌كنم. تو تويي پس خودت باش.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٤/١٥
١
٠
کاش هممون بتونیم یک روزی بفهمیم تنها چیزی که باید ازش ترسید خداونده و تک تک رفتارهایی که ما رو از خدا دور میکنه.
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١٧
١
٠
موافقم باهاتون...
پربازدیدتریـــن ها
به دور از هرگونه طنزیجات

در توصیف دوستان جیمی

٩٧/٠٤/٢٨
آزاد باش

آهای دیوانه

٩٧/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

آشفته دنیا

٩٧/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

جوانی و خامی

٩٧/٠٤/٢٧
قدرتی بزرگ تر

چهارده ساله ی خداناباور

٩٧/٠٤/٢٥
از آینده این نامه اطلاعی ندارم

خانه‌ای که پدر ندارد

٩٧/٠٤/٢٣
اینجا نزدیک اسمان است

زندگی واقعی

٩٧/٠٤/٢٥
قلبم به درد آمد

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٤
دلم گرفته است

زنان همگام زنان

٩٧/٠٤/٢٧
صدا و سیمای بی کفایت

نمایش بدبختی با بیت المال

٩٧/٠٤/٢٣
دانشمندها چه غلطی می کنند؟

چقدر رابطه ی نیمه کاره در من مرد

٩٧/٠٤/٢٧
توجه به توانمندی بازیگران

مواد لازم جهت یک فیلم کمدی ایرانی

٩٧/٠٤/٢٦
ناراحتم که در حال تمام شدن است

یک روز فوق العاده

٩٧/٠٤/٢٨
این روایت هر صبح من است

فرشته ای در حیاط

٩٧/٠٤/٢٧
فمینیست وارداتی!

نامه‌ای برای دختران سرزمینم

٩٧/٠٤/٢٥
خاطرات زمستانی

مردی با شال گردن آبی

٩٧/٠٤/٢٤
متاسفم...

ایست قلبی

٩٧/٠٤/٢٥
چشم بر ناز لبت

سوگند

٩٧/٠٤/٢٦
دیوانه شدم

در جستجوی روی ماه تو

٩٧/٠٤/٢٣
طنز

ایده‌هایت را برای سوژه کردن دوست دارم

٩٧/٠٤/٢٦