شبگرد (Nightcrawler, 2014)
داستان یک دزد خرده پا

شبگرد (Nightcrawler, 2014)

نویسنده : محمدعلی علمی

شبگرد (Nightcrawler, 2014) فیلمی جنایی با کارگردانی دان گیلروی و بازی درخشان جیک جینلهال است. این فیلم داستان یک دزد خرده پا را روایت می‌کند که از همان سکانس اول، آنجا که قصد دزدیدن چند تکه سیم را دارد و پلیس به سراغش می‌آید و ساعت مچی پلیس توجهش را جلب می‌کند، استعدادش در تبدیل شدن به یک ضد قهرمان مدرن نمایان می‌شود. دزدی که پس از مواجهه اتفاقی با گروهی از فیلمبرداران که از یک صحنه تصادف فیلم می‌گیرند تا آن را به خبرگزاری‌ها بفروشند و شنیدن کنایه‌ی «هر جا خون باشه، پول هم هست» در جواب پرسشش از کار آن‌ها، دست به کار می‌شود و روز به روز در این حرفه پیشرفت می‌کند. 

در تحلیل محتوای این فیلم می‌توان به مفاهیم مختلفی مانند رسانه‌ها و اخلاق حاکم بر آن‌ها، بازار آزاد و کاپیتالیسم و... پرداخت. ترجیح من اما تکیه بر مفهوم «دیگری» است. این فیلم نگاه سوداگرانه به دیگری، و نگاه حرفه‌ای به معنای مذموم آن به زندگی و تا حدی نگاه کارکردی به خویشتن را به خوبی به تصویر کشیده است. به گمان من یکی از موثرترین عواملی که نگاه به دیگری به مثابه شی‌ای که باید از آن بهره برد، نه انسانی که باید به او عشق ورزید، را پر رنگ می‌کند، تلقی نادرست از خویشتن است، تلقی‌ای که اگر اصلاح نشود دست یافتن به درک صحیح از زندگی و ارتباط با دیگری غیر ممکن به نظر می‌رسد. کسی که دیگری را غیر می‌داند و در خویشتنش جایی برای غیر نیست، خودخواهی‌اش او را به دیگری ستیزی سوق می‌دهد، به خلاف کسی که وجودش به روی دیگری گشوده است و ارتباط آرامش و آسایش دیگری با خویشتنش را دریافته است، چنین فردی خودخواهی‌اش عین دیگری خواهی‌ و عشق به اوست. برای درک بیشتر و بهتر مفاهیم اساسی خویشتن و دیگری و اهمیت ارتباط با دیگری پی‌گیری این مفاهیم در اندیشه فیلسوفانی چون گابریل مارسل و یاسپرس خالی از لطف نیست اما باید بدانیم که کامیابی نهایی در گرو فعلیت بخشیدن به دانسته‌ها در مقام عمل است و تحقق این مهم علاوه بر درک و بینش صحیح نیازمند کاتارسیس، تزکیه، تمرین و پای در راه نهادن است. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
notareal
notareal
٩٧/٠٤/١١
٠
٠
درود.// باز نیز «بدگردان» به جای برگردان سوژه را از پا در آورد. این که برنام*۱ «شب¬خیز»ست و نه «شب¬گرد،» همه¬ی فیلم را کژرنگ می¬کند؛ «شب¬خیز» آویختی¬ست*۲، گرچه «شب¬گرد» بی¬هدف.// رسته*۳ ژورنالیستیِ “If it bleeds, it leads.” آگاهانه دارای هم¬آواست*۴، که آن را «بدگردان» کرده¬اند به « هر جا خون باشه، پول هم هست.» این رسته به دور از جوش¬و¬خروش برابر انگیسی آن از یک¬سو، و خالی از آویخت*۵ هیچکاکی باشد. از سوی دیگر، نودادنویس*۶ نگاهی بزه¬کاری-ژورنالیستی در کاربرد آن رسته دارد. آین که «پول» در آن¬ست، آنی¬ست که «شب¬خیز» را «شب¬خیز»تر می¬کند، این شالوده را نباید در نخستین سکانس¬ها با «بدگردان» «پالوده» کرد. باشد که آن را با رسته¬ای به مانند «اونجاکه خون بریزه، صفحِ*۷ اول بیرون بریزه.» جای¬گزین کرد.// در فرصتی بیشترواکافت*۸ همبودی-فرزانی*۹ نوشتار شما را پِی خواهم گرفت.// سپاس¬گزارم از شما.//// ۱: عنوان؛ ۲: تعلیقی؛ ۳: جمله؛ ۴: (هم)قافیه؛ ۵: تعلیق؛ ۶: گزارشگر، خبرنگار؛ ۷: صفحه؛ ۸: آنالیز؛ اجتماعی-فلسفی.
محمدعلی علمی
محمدعلی علمی
٩٧/٠٤/١٤
٠
٠
ممنون از دقت نظرتون، نکته ای که در مورد هم قافیه بودن عبارت انگلیسی و ترجمه ش فرمودید جالب و قابل تامل بود، البته صرف قافیه دار بودن ترجمه رو ارتقا نمیده، باید عبارتی رو پیدا کرد که هم قافیه داشته باشه به قول شما و هم سایر زیبایی های مورد نیاز من جمله سادگی، در مورد زبان پارسی و ... هم قبلا نظرم رو عرض کردم خدمتتون، و در آخر هم باید اضافه کنم، اینکه ترجمه میکنید لغات دشوار رو خیلی خوبه، سپاس
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٤/١١
٠
٠
این فیلم عالیه:) خیلی راحت باورپذیره، البته که جیک هم مثل همیشه دلبری خودشو داره:))))
محمدعلی علمی
محمدعلی علمی
٩٧/٠٤/١٤
٠
٠
همینطوره، در نوع خودش فیلم خیلی خوبیه :)
b_mollaei
b_mollaei
٩٧/٠٤/١١
٠
٠
جیک جینهال که فوق العاده س مخصوصا در فیلم stronger اون بهترین فیلمی بود که ازش دیدم :)))
محمدعلی علمی
محمدعلی علمی
٩٧/٠٤/١٤
٠
٠
همینطوره :)
notareal
notareal
٩٧/٠٤/١٢
٠
٠
رسته های فیلم نامه بسیار مویین کنارچین شده، گه گاه ترجمانِ «بولدوزری» نابود کننده و پایین آورنده آن تا رده یک نشان درآویخته (thriller) هالیوودی می باشد.// برخی گویند کارگردانی می توانست بهتر باشد، چنین باور ندارم. آن را بدهید به اشپیل بِرگ، برآمد نشانی (اثری) سوداگرانه (تجاری ست)؛ بدهیدش به لینچ (دیوید)، راستین گرایی اش در گستره هنری دیوید ناپدید می گردد. کارگردانی خوب بود، بی آنکه بی مانند باشد - از این رو بیننده توانست، با جِی جی، هم-رُل پنداری بکند، بی آنکه سترگی پرده نقره ای بَرَش چیره گردد.// آنتاگونیست و پروتَگونیست («ضد قهرمان» و «قهرمان») به گونه ای پروتَگونیست از آب در می آید. کارگردان، جِی جی (J G: Jack Gyllenhaal)، به ویژه، در کنار دیگر بازیکنان، بیننده را اِمپَتیک (همدل: empathetic) جِی جی می کند؛ آن جایی ست که گیلروی با پرهیز از بیش-کارگردانی (overdirecting) هنر را بر شورِ هالیوودی برتر می بیند. بیننده همدل با جِی جی از پروتَگونیست تا آنتاگونیست با اوست. دوربین و بازیگران دست آویز آنتاگونیست شدن را آن گونه که بیننده را همراه خود دارد، نشان می دهد؛ بیننده خود نیز آنتاگونیست پسند می گردد.// پی گیری در زیر . . .
notareal
notareal
٩٧/٠٤/١٢
٠
٠
جِی جی با همه جا بودن، بی آنکه که گویی هیچ جا باشد، نشان را کاری بزرگ درخور پاداش آکادمی (اسکار) کرده است. او برای بازی گری در این فیلم کیلوها از سنگینی (وزن) خود کاست.// دیدگاه شما در راستای پیرامون های از گونه جان آدامز و مدیا (رسانه ها) و گفتمانِ بین آ بین را می پسندم. گرچه، با ارج (نهادن) به آن، بایستی که خود از سکوی پوپولیستی که دیدگاه هایی از این دست از سوی مردمان جهان سوم (هماره در این اندیشه بوده ام که آیا این بخش بخش کردن از سوی Alfred Sauvy در سال ۱۹۵۲ آن گونه که باید کارساز بوده، و یا . .؟) دور کنیم. باید باور داشت، از نگاه این مهرورز، که بسیاری از آن چه در این فیلم آمده در سرشت بسیاری در گیتیِ امروزین باشد. تنها این که، او که کنش می کند، جِی جی، نگاه ها به سوی خود برده، دیدگاه های همبودی-فرزانی برانگیزد - بسنده این که به دور و بر نگاهی اندازیم.// گرچه، آن جا که «. . شی‌ای که باید از آن بهره برد، نه انسانی که باید به او عشق ورزید*» گفتمان هدف مند و اوژکتیو («عینیت گرا») دربرابر گفتمان سوژه گتیو («ذهنیت گرا») که پیش از آن ارایه دادید، گردد. به درستی نیز بر روی آن پیشین پافشاری نکردید.// سپاس گزارم از نوشتار خوب شما.//// Lou Bloom: What if I were to say that it's not that I don't understand people, but that I don't like them. So لو بلووم: نه این که خواستم این که بگویم مردم را درنمی یابم، بل (که) از آنها خوشم نمی آید.
محمدعلی علمی
محمدعلی علمی
٩٧/٠٤/١٤
٠
٠
سپاس از وقتی که گذاشتید و مطالبی که نوشتید
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٤/١٤
٠
٠
:)
محمدعلی علمی
محمدعلی علمی
٩٧/٠٤/١٤
٠
٠
:)
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٥/١١
٠
٠
اندیشه های گابریل گارسیا مارکز اصلاً این چیزهایی که گفتین نداره، خیلی قدیمیه افکارش و ناپسند. فیلم رو ندیدم و نمیتونم راجع بهش نظر بدم و اصلاً جز موضوعات مورد علاقه من نیست متاسفانه :))
محمدعلی علمی
محمدعلی علمی
٩٧/٠٥/١٢
٠
٠
گابریل مارسل.. !!
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٥/١٣
٠
٠
خخخخخخخخخ ببخشید گابریل مارسل رو با گابریل گارسیا مارکز اشتباه گرفتم..... راجع به گابریل مارسل چیزی نمیدونم :))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
در کربلا بودم

جا مانده‌ای بی‌قرار

٩٧/٠٧/٠٣
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

بی‌عشق کجای راه ماندی؟

٩٧/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

قیمت ارز گران خواهد شد - شعر طنز

٩٧/٠٧/٠٤
شعری سروده خودم

دل به دریا زده

٩٧/٠٧/٠٤
نفهمیم کی خوابمان برد

تماما ساده

٩٧/٠٧/٠٤