ایست قلبی
متاسفم...

ایست قلبی

نویسنده : زهرا- خسروی

قفلِ کمدم باز نمیشه، درست عینِ آدمی شده که ایست قلبی کرده! یه راه بیشتر نداره باید زنگ بزنم تاسیسات ساختمون بیاد. مشکل اینجاست که ناراحتم، خیلی زیاد، همه وسایل حیاتی که بهش احتیاج دارم اون تو گیر کرده ، شارژر لپ تاپ ، حکم تخلیه اتاق، کارتای بانکیم از همه مهم‌تر بعضی وقتا که به یه غار احتیاج داشتم می‌رفتم و توش می‌نشستم.

درست عینِ آدمی که ایست قلبی کرده و نزدیکانش غمگینن، از اینکه چی شد صبح که حالش خوب بود، بعدازظهری که از سرکار اومدم ناهار می‌خورد‌، پس چی شد؟ 

راستش حالا فکر می‌کنم خیلی هم یهویی و ناغافل نبود خیلی باهاش بدرفتاری کردم‌، موقعی که از دانشگاه میومدم لباسام رو همین‌طور می‌نداختم توش، درشو محکم می‌بستم، موقع عصبانیت مشت می‌زدم! 

درست عینِ آدمی که ایست قلبی کرده‌‌، که یه تپه غمُ چپونده گوشه قلبش و یهو... بهش حق میدم به کمدم به اون آدمی که ایست قلبی کرد و حتی  به  خرمشهر، خوزستان و به (آب)ادان. 

کمدِ عزیزم متاسفم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
یاسین ناطقی
یاسین ناطقی
٩٧/٠٤/٢٥
١
٠
جالبه واقعا. هیچ وقت حس نمیکنیم که اطرافیانمون چقدر ممکنه دلشون از کارامون و رفتارامون گرفته باشه. یهو که همه رو میریزن بیرون یا بهمون حس واقعی شونو میگن، تازه میفهمیم که هیچ کدوم از خنده ها و خوشی هاشون واقعی نبودن. لااقل اون آخراش. کم کم جمع میشن، اما یهو با هم وای میستن و میخورن تو صورتمون./ بعد از یک سال دوباره نوشتین! خوب مقاوت کردین! :))
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٤/٢٦
٠
٠
جالب بود .سپاس از شما .‌‌
Mim_jeem_jan
Mim_jeem_jan
٩٧/٠٤/٢٦
٠
٠
خیلی تشبیه دلنشینی نبود اینکه باز نشدن کمد رو به ایست قلبی تشبیه کردین ، در واقع وجه شبهشون خیلی بعید از ذهن بود. اگر میگفتین (قفلِ کمدم باز نمیشه، درست عینِ آدمی شده که باهام قهر کرده و پشتشو بهم کرده و باهام حرف نمیزنه.) شاید بهتر بود.
[دخــتر آبــــــان]
[دخــتر آبــــــان]
٩٧/٠٥/٠٥
٠
٠
امان از این وقتایی که صبر طرف لبریز میشه و اینطوری یهو ناراحتیش رو نشون میده
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٥/١٧
٠
٠
سلام،تشبیهات متن جالب نبود و متن زیاد روان نبود و اون قسمت اشاره به آبادان و اینا کلاً بی ربط به متن بود به نظرم....
پربازدیدتریـــن ها