بادبادک‌هایی که فراموش شان کردم
حالا هی بپرس چرا دوستت دارم؟

بادبادک‌هایی که فراموش شان کردم

نویسنده : رادمهر

توی بچگی یه بادبادک داشتم بهش می‌گفتم چیرو. نمی‌دونم چرا، اما دلم می‌خواست این‌جوری صداش بزنم. حالا تو هی بپرس چرا دوستت دارم؟ من هیچوقت نفهمیدم چرا یه چیزهایی رو دوست دارم. 

نفهمیدم چرا بیدمجنون‌ رو دوست دارم یا چرا دلم می‌خواد بدون دستکش برف بازی کنم. چرا دوست دارم همه خورشت‌هامو بریزم روی برنج و با دست بخورمش. چرا وقتی پاییز می‌شه عمدا برگ‌ها رو له می‌کنم یا چرا همیشه آدم برفی‌هام رو خودم خراب کردم. 

من نمی‌دونم کی "چیرو" گم شد، فقط یه روز یادش افتادم و اون دیگه نبود. نمی‌دونم کی سوت شد و رفت. من یه صدای ممتد توی سرم که نمی‌دونم از کجا میاد، ولی زنگش داره دیوونه‌ام می‌کنه. 

دلم می‌خواد یه خودکاری چیزی بردارم و بکنم تو گوشم و انقدر فشار بدم تا دیگه نشنوم ولی می‌ترسم بعد از کر شدنم هیچی نشنونم جز همین صدایی که هست. راست که میگن آدما قبل مردن صدا می‌شنون؟ هیچکس منو صدا نمی‌زنه فقط یه صدا توی سرم سوت می‌کشه. من باورم نمیشه مرده باشم. هنوز بوی گل‌ها رو حس می‌کنم. 

هنوز دلم می‌خواد دوش بگیرم و تو حموم بزنم زیر آواز. مگه مرده دلش چی می‌خواد؟ دیگه دلم نمی‌خواد برگردم به هیچ‌جا. دیگه دلم آدم برفی نمی‌خواد. دلم نمی‌خواد کسی برام گل بیاره، توام این گل‌ها رو بردار ببر با خودت، به درد من نمی‌خورن، دیگه به دردم نمی‌خورن الان. همه چی رو از من گرفتن. دیگه آسمون رو نمی‌بینم که رنگ سرخش دلم‌ رو به برف خوش کنه. دیگه هیچ برفی لمسم نمی‌کنه. 

فقط همین صدا رو دارم که اونم نمی‌خوامش ولی نمی‌دونم اگه نباشه به چی باید گوش بدم؟ هنوزم هی می‌نویسم و پاک می‌کنم. هنوزم دلم می‌سوزه واسه آدم‌هایی که قراره این‌ها رو بخونن. هنوزم نمی‌دونم چه کلمه‌ای کجای جهان کم اومده که من نمی‌تونم خودم رو باهاش تعریف کنم. دیگه هیچی عوض نمی‌شه. میگن صدایی که وقت مردنت شنیدی برای همیشه تو گوشت می‌مونه اما این صدا رو کی شنیدم؟ چرا گوش‌هام سوت می‌کشه؟ چرا تنها چیزی که می‌بینم یه ماه توی آسمون؟ من چیو به دنیا بدهکارم که انگار هیچ‌وقت بدهیم صاف نمی‌شه؟ کی از من طلب داره؟ چرا حال آدم دیگه خوب نمی‌شه؟ چرا هنوز غمگینم اصلا؟ تا بودم که همه غمگین بودن، الانم که بدتر شده. کی یادم میره؟ چرا یادم نمیاد «چیرو» کجا گم شد؟ دلم می‌خواد همه چی یادم بره... 

می‌شه یه روز بیای و با خودت گل نیاری؟ می‌شه گل‌ها رو برای من پرپر نکنی؟ جوابشون رو چی بدم اینجا؟ می‌شه فقط واسه خودم بیای؟ می‌شه دیگه اون کفش پاشنه بلندها رو نپوشی؟ پاهات اذیت می‌شه اینجا. من واسه تو ناراحت نیستم‌ها، فقط ناراحام که الان من نیستم و کسی نیست بغلت کنه و بگه آروم باش همین، زخم آدم‌ها نم‌یتونه منو بکشه نگران نباش. نمی‌خوام بیای، دیگه نمی‌تونم بفهممت. چرا هنوز فکر می‌کنم اگه بودی همه چی عوض می‌شد؟ من که می‌دونم همه چی همینجوری بود که الان هست با تو یا بی‌تو... دیگه فکرشم نکن! بازم اگه دلگیر بودی بیا بگو به من الان دیگه حرف نمی‌زنم که عصبانی بشی. الان فقط گوش میدم که صدای سوت توی سرم رو نشنوم. کاش یه ساعت تو سر من بودی، کاش یه ساعت همه تو سر من بودن. کاش می‌شد بخوابم و کسی بیدارم نکنه. من خودم رو تباه کردم که تو تباه نشی. کاش می‌فهمیدم تو دوست داری تباه شی. الان که هردومون تباه شدیم بالاخره. فکرش رو نکنی‌ها. تو باید بخندی. من این حرف‌ها حالیم نیست. یه آدم بی‌غم پیدا کن واسه خودت. حکم حکم تو هست هنوز چیزی عوض نشده. ولی من فقط واسه تو محکومم یادت نره. سخت همیشه حاکم باشی و یه جا خودت بخوای محکوم باشی و همه فکر کنن همیشه محکوم بودی. دیگه فرق بهار و زمستون رو نمی‌فهمم. دیگه دلم نمی‌گیره وقتی بارون میاد. دیگه برف‌ها دلم رو آب نمی‌کنن. آروم باش پیش خودت اقلا اما هنوز توی گوش من یه چیزی سوت می‌کشه که نمی‌خواد ولم کنه. من فکر می‌کنم تویی... همین! 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٤/٠٩
١
٠
خوب بود،از نظر حسی قوی بود، فقط اینکه می‌شد کوتاه‌تر کردش، جمله‌های شبیه هم کمتر تکرار می‌شد خیلی بهتر بود،
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٤/٠٩
١
٠
من یه صدای ممتد توی سرمه* که نمی‌دونم از کجا میاد / راسته* که میگن آدما قبل مردن صدا می‌شنون؟ / چرا تنها چیزی که می‌بینم یه ماه توی آسمونه*؟ / سخته* همیشه حاکم باشی و یه جا خودت بخوای محکوم باشی / هکسره تو این جمله ها رعایت نشده بود / چقد خووووووووب بود :)) این جمله ها رو : چرا حال آدم دیگه خوب نمی‌شه؟، بازم اگه دلگیر بودی بیا بگو به من الان دیگه حرف نمی‌زنم که عصبانی بشی ، کاش یه ساعت تو سر من بودی، کاش یه ساعت همه تو سر من بودن. کاش می‌شد بخوابم و کسی بیدارم نکنه :))) این جمله ها رو خیلی باهاشون ارتباط بر قرار کردم :) ممنون
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٧/٠٤/٠٩
١
١
تو متن نوشته بادبادک، بعد عکس بادکنک بارش گذاشتن، چطوری جیم؟ خخخ
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٥/١١
٠
٠
موضوع اصلاً جالب نبود، متن پر نوشته های تکراری و بی دلیل بود که حس اصلی رو به مخاطب القاء نمی کرد. کاش ویراستاری میشد و کوتاه که قطعاً بهتر می شد.
پربازدیدتریـــن ها