ز انتخابات تا کنکور شهرت بجوی!
از عروس کنکوری تا نوزادی که سر آزمون به دنیا آمد

ز انتخابات تا کنکور شهرت بجوی!

نویسنده : بوریس برزوفسکی ارجمندوسکی

ژرالدین دخترم! اگر قصد سفر به دیار ایران زمین را داشتی تاریخ سفرت را حتما و حتما و حتما یا به ایام انتخابات تنظیم کن یا به ایام کنکور. نه اشتباه نکن درست است که در ایام انتخابات آنجا قطعه‌ای از بهشت است جوری که هوس می‌کنی باقی عمرت را آنجا بسر ببری یا در ایام آزمون سراسری، آزمون سرداری خودش را لوس می‌کند اما حقیقتا منظورم هیچ‌یک از این‌ها نیست!

ژرالدین منظور پدرت مردمان همیشه در صحنه آنجاست. آن‌هایی که از روز انتخابات و پای صندوق رای گرفته تا سر جلسه کنکور را جزئی از مراسم با شکوه و ایضا مفصل جشن عروسی خود می‌دانند. تازه بعید نیست آنجا شاهد چشم به جهان گشودن گل نو رسیده‌ای هم باشی. 

تو که خودت در جریان بوده‌ای؛ من برای هر اجرا و نمایشی حتی اگر ناغافل پیش می‌آمد اقلا از یک روز قبلش خرده برنامه‌ریزی می‌کردم تازه دو ساعت هم گریم و لباس پوشیدنم طول می‌کشید؛ اما آن‌ها انصافا هنرمند ذاتی هستند که صبح آزمون ناغافل تصمیم می‌گیرند عقد و عروسی و ایضا کنکور را با هم بگیرند و چیتان پیتان کرده روانه جلسه آزمون سراسری می‌شوند.

آه راستی شاید حسودیت بشود به آن گل نورسیده کنکور زاد یا فرزندان آینده آن زوج‌ها که روزی قد خواهد کشید و از این همه خوش فکری والدینش مشعوف خواهد گشت. اما امیدوارم آن‌روز من و مادرت را نکوهش نکنی چرا که اینجا کنکور برگزار نمی‌شود و ما نیز از نوادگان آریایی اصیل کوروش کبیر نیستیم!

ژرالدین من دیگر پیر شده‌ام. عجیب نیست که این چیزها در فهم و مخیله‌ام نمی‌گنجد ولی جان من اگر روزی این اسرار بر تو آشکار گشت پدرت را بی‌خبر نگذار. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠٤/٠٩
٠
٠
آفرین به سرعت عمل :) قسمت عجیب ماجرا همچنان صدا و سیماست که دوربین به دست میره سروقت شون!
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١٠
٠
٠
آره دیگه گفتین درباره موضوع روز بنویسم:))
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٤/٠٩
١
٠
من که فقط فحششون میدم:|
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١٠
٠
٠
گل گاو زبون زیاد بخورین:| :)
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٤/٠٩
٠
٠
اونی که سر جلسه زاییده فقط =__= اخه با اون وضع مجبوری بیای؟؟ --____-- چرا نمی فهمن؟؟ -_-
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١٠
٠
٠
من موندم اصن اگه اون بچه می مرد چی؟:/
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٤/١٠
٠
٠
اون دست خودش که نبوده، شنیدین میگن اینقد سخت بود که زاییدم و امتحان دادم، اینم همونه:|
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/٠٤/١١
٠
٠
كار اشتباهي كه نبوده...زگهواره تا گور دانش بجوي... گهواره هم اگر مي بردند مشكلي نداشت...
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/٠٤/٠٩
٠
٠
ما هم یکی از این عجایب بینمون داریم البته خخخ همین تپل صورتی با اون وضعش میرفت سرکلاس روز بعد از تولد کوچولوشم رفته سر امتحان --_____________--
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١٠
٠
٠
نه باز امتحان رو مجبوری کنکور رو که مجبور نیس که دیگه!:/_ چه کوشا:دی البته مامان من نیز!:دی تر!
b_noori
b_noori
٩٧/٠٤/٠٩
٠
٠
واقعا عروسی و زایمان اونم سر جلسه کنکور در فهم نگنجد!! از عجایب زمان ماست قطعا
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١٠
٠
٠
ایشالا که راه راست کج شه سمتمون!:دی
asal_sadeghi
asal_sadeghi
٩٧/٠٤/١٠
٠
٠
چقد مسخره بازیه واغعا:/ همه جای دنیا مارو مسخره میکنن با این سوژه ها
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/٠٤/١١
٠
٠
مسخره بازي نيست...بابا اونور دنيا ميره با سگ ازدواج مي كنن...حالا رفتن با لباس عروسي سر جلسه ي كنكور...
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١١
٠
٠
اون از قضیه پویول اینم ازین!
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/٠٤/١١
٠
٠
ممنون از مطلبتون....
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١١
٠
٠
مرسی از حضورتون
h_miri
h_miri
٩٧/٠٤/١٣
٠
٠
نمیدونم دلیل اینکارشون چیه واقعا
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/١٤
٠
٠
از عنوان مشخص نیست؟ شهرت! همین:)))
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٥/١١
٠
٠
امیدوارم رژالدین این نامه پدرشو نخونه خخخخخخخخخ
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٥/١١
٠
٠
خخخخ با پست پیشتاز فرستاده بود خوند دیگه!:(( خخخخ
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١