گرگان و سگان دست به دستند...
شعری سروده خودم

گرگان و سگان دست به دستند...

نویسنده : سیده محبوبه عظیم زاده

گرگان و سگان دست به دستند

باهم سر یک سفره نشستند

عهدی که قدیم بسته بودند

امروز به میل خود شکستند

بیچاره جمیع گوسفندان

که دل به سگان مست بستند

وای از دل بی‌قرار چوپان

وقتی که سگان گرگ‌پرستند

خوش باد حیات گله‌ای که

امید به هر سگی نبستند

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٣/٣١
١
٠
شعر سیاسی خیلی خوبه. ولی اینم میشه سیاسی فرض کرد؟!
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/٠٣/٣١
١
٠
چقدر حس میکنم شبیه این شعرو قبلا جایی خوندم.. خیلی عالیه.. آفرین
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/٠٤/٠٢
١
٠
سلام...احسن...شعر سياسي و پر مغز... آفرين :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٧/٠٤/٠٣
١
٠
بیچاره جمیع گوسفندان --- باید بگم که چوپان هم دستش با سگان و گرگان تو یک کاسه است
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٤/٠٣
١
٠
وای از دل بی‌قرار چوپان...بیچاره جمیع گوسفندان / که دل به سگان مست بستند :)) چی خوب بود این شعر :)) دلم خنک شد اصن :دی
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٥/١٠
٠
٠
مرسی، شعر سیاسی عالی بود:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
در کربلا بودم

جا مانده‌ای بی‌قرار

٩٧/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

بی‌عشق کجای راه ماندی؟

٩٧/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

دل به دریا زده

٩٧/٠٧/٠٤
شعری سروده خودم

قیمت ارز گران خواهد شد - شعر طنز

٩٧/٠٧/٠٤
نفهمیم کی خوابمان برد

تماما ساده

٩٧/٠٧/٠٤