تو را رقیبانی است
ای آنکه هیچ یک از نامه‌هایم به دستت نرسید

تو را رقیبانی است

نویسنده : A_tavassolii

تو را رقیبانی است که اصرار دارند، جای تو را در قلبم پر کنند. اما می‌دانی من تنهایی را به همنشینی با آنان ترجیح می‌دهم. برای تو می‌نویسم و زیباترین کلماتم را به تو هدیه می‌کنم و چنان گوشواره‌های یاقوت و طلا به گوش‌هایت می‌آویزم اما با آنان در نهایت سردی سخن می‌گویم، چنان که گویی هیچ احساسی در من وجود ندارد. می‌دانی نوشتن از تو را به بودن با غیر تو ترجیح می‌دهم.

چه کسی جز تو همه‌ی کتاب‌های مرا خوانده و پیراهن‌هایم را پوشیده و عطرهایم را استفاده کرده؟ اصلا مگر من به کسی جز تو اجازه‌ی این کارها را می‌دهم؟ این فقط تویی که پیراهن‌هایم را می‌پوشی و هی بازیگوشی می‌کنی و اگر در تلخ‌ترین وقت‌ها باشم، لبخند را بر لبانم می‌نشانی. تو بخشی از منی و وقتی که پشت میز من نشسته‌ای و پیراهن مرا پوشیده‌ای و کتاب مرا می‌خوانی، می‌فهمم که تو تمام منی.

اتاقم بدون تو سرد است و تاریک و یخ زده. اما همین که تو می‌آیی، اتاقم پر از نور می‌شود و گرمای حضورت همه‌ی یخ‌های زندگی‌ام را آب می‌کند، لب‌هایم را به خنده وا می‌دارد و تمام غصه‌هایم را از یادم می‌برد. تو می‌آیی و آن قدر شیطنت می‌کنی که هرکس نداند فکر می‌کند، کودکی در خانه است. و من مگر کودکی به جز تو را در اتاقم جای می‌دهم؟

اصرار دارند جای تو را در قلبم پر کنند. جای خالی‌ات را. جایی که سال‌هاست برایت خالی نگه داشته‌ام. تو را رقیبانی است، ای آنکه هیچ یک از نامه‌هایم به دستت نرسید و کلماتم گوشواره نگردید و به گوش‌هایت آویخته نشد. تو را به کلمات تولد نیافته‌ام بیا.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٣/٣١
٢
٠
اخرش چه قسم قشنگی داشت :) پس شما علاوه بر شعر یادداشت هم می نویسین :)) عالیه :)
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٧/٠٣/٣١
١
٠
خیلی ممنونم :) بله البته لازم به ذکره که من خودم رو به هیچ عنوان شاعر نمیدونم اما نویسنده چرا :)))
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٤/٠٣
١
٠
مهم اینه ما میدونیم :))
پربازدیدتریـــن ها