در جستجوی الی / قسمت دوم
نامه شماره دو

در جستجوی الی / قسمت دوم

نویسنده : بهمن بهمنی

قسمت قبل را از اینجا بخوانید

این نامه را که می‌خوانی احساس رضایتی داری از اینکه واقعیتی که به چشم خودت دیدی را کپشن اینستاگرامت کردی و حالا نفس راحت می‌کشی که مادر چقدر مهربان است! و پدر انگاری کوه هموار می‌کرده که بازنشسته شده است و حالا باید فقط استراحت کند. وقتی که داخل اتاقت نشستی و اینستاگرامت را چک می‌کنی و نامه‌ی شماره‌ی دو را می‌خوانی شاید با خودت فکر کنی که من کیستم؟ اینکه شاید تمام غم‌های عالم مال تو باشد! اینکه مردها شاید چقدر خودخواه باشند که مثل پدرت بعد از سی سال دونبال استراحتش باشد و یا اینکه ازدواج و زندگی مشترک چقدر سخت است! شاید مثل مادر محدودت کند!

اما خودت را بگذار جای من، وقتی که جوش‌های قطعات لودر را چک می‌کنم و همزمان گاز حاصل از سوختن روکش الکترود را استشمام ‌می‌کنم، وقتی فشار کار آنقدر بالاست، وقتی رئیس فریاد می‌زند و وقتی که صبح ساعت ۵ از خواب بیدار می‌شوم و حالا که هوا تاریک است داخل ماشینم به این فکر می‌کنم که برایت چه بنویسم و غم انگیزتر از خستگی ۱۲ ساعت کار درگیری ذهنی من این باشد که چرا برآیند افکارت تئوری مجهول معادله‌ی بی‌جواب باشد که حالا حالاها باید به این فکر کنم که دلی که می‌خواهد عاشق باشد منم یا عقلی که می‌خواهد عاقل باشد؟

می‌دانی الی... شاید باید آنقدر برایت بنویسم و دوستت دارم را برایت لابه‌لای حرف‌هایم پنهان کنم که یقین کنی عاشقت هستم و عاشق را راندن از در خانه ترسی نیست همینکه تو خوب باشی حال من خوب است نگرانم نباش عزیز جانم. 

پ.ن: تصمیم داشتم داستان ننویسم ولی شاید آینده زنده نباشم. خواستم فقط بگویم نویسندگی به چند خط در روزنامه نوشتن و کارت خبرنگاری و گزارش نویسی نیست. بعضی وقت‌ها باید چشم هایت را ببندی و رویاهای کودکی را با داستان‌های کهن قاتی کنی. سرگذشت دوستانت را هم بزنی تنگش و از اول ماجرا را برای خودت تعریف کنی. آنقدر که باور کنی این سرگذشت خواندنی است .

پ.ن 2: خودش گفت دوباره شروع کن! گفتم چشم؛ از نو می نویسم. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٤/٠٩
٠
٠
خب داریم به اوج داستان نزدیک میشیم:) منتظریم
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٧/٠٤/٠٩
٠
٠
ممنونم 🌷
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/٠٤/٠٩
٠
٠
اون مگه قاطی نیس؟ 0_o
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٧/٠٤/٠٩
٠
٠
سلام عرض شد ، چرا ،اشتباه املایی است ،البته در این خصوص که چرا اینجوری نوشتم در پی نوشت نامه ی بعدی که در حال انتشار هست توضیح دادم
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٧/٠٤/٠٩
٠
٠
اون چرا اول ، بله بود :)
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/٠٤/٠٩
٠
٠
:)) خبع
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٤/٠٩
٠
٠
البته من قاتی رو هم سرچ کردم معنی درهم برهم کردن و مخلوط کردن رو میداد هاااا ینی درست بود . جالب شد :))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٧/٠٤/٠٩
٠
٠
ممنونم از شما اصل داستان انشالله از دو قسمت بعد شروع میشه
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢