حتی دستم به خیالت هم نمی‌رسد
شده‌ام یک شهر از بوی تو

حتی دستم به خیالت هم نمی‌رسد

نویسنده : Havva

بالاخره یک روز می‌آیم، اشک‌هایت را کنار می‌زنم و دستانت را می‌گیرم، می‌نشینیم رو‌به‌روی هم و تمامِ غصه‌هایمان را می‌ریزیم وسط، نصف مالِ من نصف مالِ تو. بعد تکیه می‌زنی به دیوارِ مقابلِ پنجره‌ی رو به بی‌نهایتِ آسمان و هر دو شروع می‌کنیم به بافتن. من قصه و تو موهایم را. ابرهای شکلاتی برایمان اشکِ شوق می‌ریزند. هر دو شروع می‌کنیم به در آغوش کشیدن. من هوای نفس‌هایت و تو لبخندهایم را. خسته که شدیم سرت را می‌گذاری روی شانه‌ام و هر دو شروع می‌کنیم به خواندن. من مولانای جان و تو زمزمه‌ی صدایم را. آرام آرام خوابمان می‌برد. بیدار که بشویم دوباره همان آش است و همان کاسه. «تو» یک گوشه از تنهایی زانوی غم بغل گرفته‌ای و «من» در حصارِ تنهایی برایت از «ما» می‌نویسم. همین اندازه بعید. تو را به تمامِ فاصله‌ها قسم گریه نکن. ببین؛ شده‌ام یک شهر از بوی تو...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
صاد
صاد
٩٧/٠٤/٠٢
٠
٠
در پس زمینه خواننده : توو مثل من رویاتو میــــبافی با دست من رویـــاتوو میــبافی
Havva
Havva
٩٧/٠٤/٠٣
٠
٠
شاید :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٧/٠٤/٠٣
٠
٠
سنگین بود یه کم! قبلا عشق تون رو سبک بیان می کردین! الان کمی سنگین شده!
Havva
Havva
٩٧/٠٤/٠٣
٠
٠
واقعاً؟! ممنونم که گفتید.
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٤/٠٣
٠
٠
بیدار که بشویم دوباره همان آش است و همان کاسه :(( چقدر این قسمتش بده :(
Havva
Havva
٩٧/٠٤/٠٣
٠
٠
حکایتِ خیلی از آدم‌هاست...
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/٠٤/٠٤
٠
٠
ابرهای شکلاتی؟ 0_o
Havva
Havva
٩٧/٠٤/٠٤
٠
٠
من به هر چیزی که دلبر باشه میگم شکلات :) مثلِ حیاطِ خونه‌ی مادربزرگم یا پسرعموهای دو ساله‌ی دوقلو که خیلی بانمک هستن :))
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/٠٤/٠٤
٠
٠
تا وقتي كه نرسد دست تو به عشق عاشقي...آنگه كه وصال تو به مويش رسيد مرده اي... زندگي به معني زنده بودن و گذران كردن عاشقيش هم تموم شدنيه...و نرسيدن بهش بهونه اي براي نفس نفس زدن...ولي زندگي به در مسير يك راه ژروژيچ و خم كه منتهي مي شود به يك چيز والا و بي نظير...عاشقيش هم مث هم زدن شكريست درون استكان لذت ...كه هرچي بيشتر همش بزني شيرين و دلچسب تر ميشه... اعتراف مي كنم كه احساستون رو خوب و دلچسب مي نويسيد... :)
Havva
Havva
٩٧/٠٤/٠٤
٠
٠
بالاخره باید رسید یا نرسید؟! متوجه نشدم راستش :) شما خیلی لطف دارید مچکرم :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/٠٤/٠٤
٠
٠
چرا بايد رسيد ... اينكه به كي برسي مهمه...حتي يك زميني اي كه تو رو به بالا وصل كنه...
Havva
Havva
٩٧/٠٤/٠٤
٠
٠
این که به کی برسیم دستِ خودمونه. فقط به شرطی که یکم عقل رو هم چاشنیِ احساساتمون بکنیم زمانِ انتخاب. به نظرِ من هر آدمی یه بال داره! کنارِ هم میشه دو بال واسه پرواز و رسیدن به عرشِ کبریائیِ خودش :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/٠٤/٠٤
٠
٠
درسته...همه ي اين احساسات قشنگ وقتي مي ره زير بار مسئوليت...از دلچسب بودنشون كم ميشه...رنگشون عوض ميشه...كيفت و كميتشون تغيير مي كنه...جنسشون هم شايد به كلي استحاله شه... ادم دنبال يك حس آرامشه...يك حس مشترك...گاهي وقتا حس ها مشترك مي شن ولي ...
Havva
Havva
٩٧/٠٤/٠٤
٠
٠
درسته. حتی اگه مسئولیت رو نادیده بگیریم از نظرِ علمی بعد از حدوداً یکسال آدم‌ها نگاهشون به همسرشون عوض میشه و منطق جای علاقه‌ی آتشین رو می‌گیره که خب اگه اساسِ تشکیلِ زندگی صرفاً بر اساسِ علاقه باشه ممکنه با مشکل مواجه بشن. ازدواج هم مثلِ هر کاری باید با فکر انجام بشه. اتفاقاً آخرین پستِ وبلاگم راجع‌به همین مسئله هست تا حدودی. گاهی تفاوت‌ها در حدِ رنگِ قرمز و آبی هست گاهی سبز و آبی. تفاهم پذیرشِ تفاوت‌هاست به شرطی که در حدِ سبز و آبی باشه نه قرمز و آبی. همه‌ی این‌ها برمی‌گرده به تصمیمِ عاقلانه‌ای که متاسفانه خیلی وقت‌ها گرفته نمی‌شه.
kimia_f
kimia_f
٩٧/٠٤/٠٦
٠
٠
زیبا بود:)
Havva
Havva
٩٧/٠٥/١٩
٠
٠
ممنون :)
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٥/١٠
٠
٠
فوق العاده بود....
Havva
Havva
٩٧/٠٥/١٩
٠
٠
^_^
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
در کربلا بودم

جا مانده‌ای بی‌قرار

٩٧/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

بی‌عشق کجای راه ماندی؟

٩٧/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

دل به دریا زده

٩٧/٠٧/٠٤
شعری سروده خودم

قیمت ارز گران خواهد شد - شعر طنز

٩٧/٠٧/٠٤
نفهمیم کی خوابمان برد

تماما ساده

٩٧/٠٧/٠٤