جیم - شهريار يا شهرزاد؟ www.jeem.ir
شهريار يا شهرزاد؟
شرمندگی اش ماند برای دیگران

شهريار يا شهرزاد؟

نویسنده : A_MH

شهريار تنها بود. تنهاتر از هميشه. باز خوب بود دوستانش كنارش بودند اما كانون محبتش، اميدش اورا ناديده مي‌گرفتند. روحش را نمي‌پذيرفتند. دركش نمي‌كردند. نمي‌فهميدنش! به آبروي خود بيشتر اهميت مي‌دادند. طوري شده بود كه او خود را گناهكار مي‌دانست. خود را نحس مي‌دانست. از خودش بي‌زار شده بود و حس مي‌كرد در اين دنيا زيادي است. حس مي‌كرد نامرئي شده. همان قابليتي كه از بچگي آرزويش را داشت اما چه فكر مي‌كرد و چگونه بود! 

او دختري لطيف و زيبا بود اما جسمش با روح و روانش در جنگ و تقابل بود شايد سخت‌ترين جنگ همين باشد جنگي كه از درون خودت سر چشمه مي‌گيرد و در نهايت مقابل عزيزانت مي‌ايستد. دوست داشت با دختران بازي كند. فوتبال به دلش نمي‌نشست، دعواها بحث‌ها گه گاهي كتك كاري‌ها. او مي‌خواست پيراهن صورتي خواهرش را بپوشد كفش هاى گل دار تل بنفش مي‌خواست موهايش بلند باشد تا كمرش اما كسي او را نمي‌فهميد. پسرها مسخره‌اش مي‌كردند مادر و پدرش بدتر او را تنبيه مي‌كردند اما از دل پر از آشوبش خبر نداشتند. از ذهن سردرگمش، از حال گنگ خودش تا اينكه با دوستي آشنا شد. او هم همين بود همين حس را داشت اما مطالعه كرده بود فهميده بود كه چه شده. آن دو ترنس بودند. تصميم به عمل گرفتند خانواده شهرزاد(شهريار) مخالف بودند. طردش كردند نا اميد شده بود اما تصميمش را گرفته بود كارش را كرد همانى شد كه مي‌خواست جنگ ميان روح و جسمش را پايان داد.

دختر شد. حالش خراب بود، وقتي بهوش آمد تنها همان دوستش كنارش بود. دوستش گفت تمام شد شهرزاد تمام شد. راحت شدى و بعد صداي ممتد. صداي مرگ بود. رفت اما خودش بود كه رفت رفت اما با خيالي راحت با حسي خالي از غم رفت اما با شعف رفت. شرمندگي ماند براي خانواده‌اش. براي كساني كه دركش نكردند براي كساني كه او را به باد تمسخر گرفتند. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
nafise
nafise
٩٧/٠٣/٢٢
٣
٠
چقد گناه دارن این ترنس ها
A_MH
A_MH
٩٧/٠٣/٢٩
٠
٠
:)))))❤️
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٧/٠٣/٢٣
٣
٠
خوشبحالش که آخر رفت و راحت شد..والا. متن قشنگی بود موفق باشید
A_MH
A_MH
٩٧/٠٣/٢٩
٠
٠
ممنونم عزيزم❤️
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٣/٢٣
٢
١
جدای از موضوع، متن به نظرم خیلی شلوغ و بی نظم بود انگار ویرایش نشده بود و بعضی جملات پایان کاملی نداشت:پيراهن صورتي خواهرش را بپوشد كفش هاى گل دار تل بنفش مي‌خواست موهايش بلند باشد تا كمرش ؟!!!!
A_MH
A_MH
٩٧/٠٣/٢٩
٠
٠
سلام دوست عزيز ميدونيد من اين متنو به شكل ديگه اي وارد كردم،اما خود سايت همه رو بهم وصل كرد براي همين،اصلا نقطه گذاري و ويرگول،كلا ويرايش متن اشتباه شد. من به حالت نيم خط،نيم خط نوشتم اما اينجا به اون شكل نيست. خيلي ممنونم از نظرتون
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٣/٢٣
١
٢
..نمیدونم شایدم فهمیدم ..موضوعش مبهم نبود ..ولی !نویسنده بنظرم کمی گنگش کرده بود..موفق باشید
A_MH
A_MH
٩٧/٠٣/٢٩
٠
٠
اگر شما اين حسو كرديد قطعا بوده وقتي شخصي،متن رو مينويس بايد طوري بنويس كه همه كاملا دركش كنند. حتما بيشتر كار ميكنم رو اين موضوع. خيلي ممنونم از نظرتون
پربازدیدتریـــن ها
معرفی کتاب

پرسش های بی جواب زندگیمان

٩٧/٠٥/٢٠
در انتظار باران

تو را دوست می دارم

٩٧/٠٥/٢٢
این حناها دیگر رنگی ندارد

کی مسئوله این وسط؟

٩٧/٠٥/٢٣
شاید گیلانه باشد...

هلیله سیاه آقا هرمز

٩٧/٠٥/٢٠
ماشین نوشت افراد معروف

ژووون پل سارتر

٩٧/٠٥/٢٣
دوستت دارم

مادر بزرگ

٩٧/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

لیلای بی مجنون

٩٧/٠٥/٢٠
درمان دائمی این درد

جمعه‌های من

٩٧/٠٥/٢٠
اندر حکایت چپ دستی

لطفا دست چپ من را دوست داشته باش

٩٧/٠٥/٢٢
همه چیز آغاز می‌شود

خداحافظ

٩٧/٠٥/٢٣
تابلوی ممنوع را نشان شان بدهید

خاصیت حساس بودن

٩٧/٠٥/٢٢
مگر زندگی همین نیست؟

فیلم هندی می بینم پس شادم

٩٧/٠٥/٢٢
چشمم را روشن کن

مستم از این عطر

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

دختر

٩٧/٠٥/٢٢
شاید که روزی پروانه شوم

پیله

٩٧/٠٥/٢٣
هیچوقت دیر نیست

سخت نگیریم

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چه خوش برگشتی

٩٧/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

فقط زنده باش

٩٧/٠٥/٢٤
امان از خسنگی

تابستونی که قراربود بترکونیم!

٩٧/٠٥/٢٤