در آرزوی پسر بودن
تنها آیدا نیست

در آرزوی پسر بودن

نویسنده : asal_sadeghi

بعد از گذراندن یک امتحان بی‌خود، کنار من زیر درخت کوچک بید دو زانو نشست. یک برگ آویزان از درخت کند و شروع کردبه سوت درست کردن با برگ. گفتم: آیدا ازین کارهای بی‌خود نکن صداش خیلی رو مخه. گفت حرف نزن عسل اعصاب ندارم و دوباره سوت کشید. بد سوت می‌کشید. جوری که انگار بخواهد فریاد بکشد ولی جلوی دهانش را گرفته باشند. موضوع که روشن‌تر شد فهمیدم  که برای یک مراسم که کلی به اصطلاح خودمان کله گنده‌ها درآن حضور داشتند، مدت‌هاست که مشغول تمرین نوازندگی است. حتی گاهی دستانش تاول می‌زد و من به وضوح شاهد آن بودم. انصافاخوب می‌نواخت. نت‌ها را با جان و دل ادا می‌کرد و تمام حرف دلش را با موسیقی می‌نواخت و حالا به علت این که دختر بود اجرایش را کنسل کرده بودند و گفته بودند فقط برای افطار در خدمتش هستند.

بارها گفته بود که نیمه شب با لباس کلاهدار با برادرش می‌رود جاده و اسکیت می‌کند و یا با حسرت والیبال بازی کردن دوستان برادرش را از پشت فنس‌ها تماشا می‌کرده.  دوست داشت باهم مستقلانه به یک جای دور برویم و پاچین بزنیم. هر چند وقت یک بار کامنت‌هایش را زیر پست آن خانومی که به دنبال آزادی پوشش ایرانیان بود می‌دیدم و می‌خواندم که کلی از او حمایت کرده. قبلا باهم قرار گذاشته بودیم که یک گروه موسیقی تشکیل بدهیم و کنار خیابان بنوازیم و هزینه‌اش را هم صرف کودکان سرطانی کنیم و یا هر چیز دیگر که با مخالفت شدید خانواده‌ها روبرو شده بودیم. یک جور‌هایی با او هم عقیده بودم. می‌خواستم سر اطرافیانم فریاد بکشم که من اگر در بحث‌های سیاسی اجتماعی‌تان و یا حتی در بازی‌های گروهی‌تان شرکت می‌کنم، اگر مستقلانه ورزش می‌کنم، اگر زودتر از سنم رانندگی کردن را یاد گرفته‌ام و یا اگر با کسی سوا از جنسیت در موردی هم صحبت می‌شوم و یا کارمان به دعوا می‌کشد، دختر بی‌قیدی نیستم.

می‌خواستم یاد آوریشان کنم که اگر به احساس بها ندهند، جنبه‌هایی از نفرت در بطن یک شخصیت رشد می‌کند از آن‌ها آدمی ترسناک می‌سازد. خیلی ترسناک‌تر از دختری که در جاده اسکیت می‌کند و یا دختری که زودتر از سنش رانندگی یاد گرفته. می‌خواستم با تمام توانم تلاش کنم تا همه آدم‌های دور و برم نظرشان را راجع به «دختر» عوض کنند و یک بار خلاف عقایدشان با او برخورد کنند. فقط آیدا نبود که دل پری داشت. آن روز دیگران نیز هم نظر او شدند. یکی‌شان گفت که پیست تمرین‌شان دیگر فقط مختص پسران شده و آن‌ها با ورزش‌شان خداحافظی کردند و یادیگری گفت که به این خاطر که از آقای ایکس که از خانواده‌های برتر موسیقی خراسان بودند و فلان آی‌دی اینستا گرفته، سخت مورد شکایت خانواده‌اش قرار گرفته و دیگری تعریف کرد که وقتی دلتنگ هیجانی شدید می‌شود پدرش می‌گوید که اگر پسر بودی می‌بردمت و او نیز اظهار کرد که چقدر هربار ازین حرف پدر دلش می‌گیرد. 

قرار گذاشتیم آیدا برای ما بنوازد و ما کلی کیف کنیم و در عوض او فکر کند که اجرایش کنسل نشده و زحماتش به باد نرفته... چه قرار  خنده‌دار و غم انگیزی بود که نه تنها آیدا را راضی نکرد، بلکه کار به جاهای بدترم کشید. چیزی شبیه قاطی کردن چند مشکل باهم و احساس افسردگی و از این دسته مشکلاتی که اغلب نوجوانان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. از آن روز به بعد هر دفعه یک مشکل و یک راه حل برای خودم می‌نویسم و آن را بخاطر می‌سپارم. شاید من آدمی نباشم که دختر ترسی داشته باشم و یا با این اعتقاد مزخرف کنار آمده باشم اما می‌توانم مشکلات و راه حل‌ها را برای بقیه بگویم و از آن‌ها التماس تفکر داشته باشم. به هر حال من روش خودم را شروع کرده‌ام. بالاخره درون هر نفر باید غوغا شود و یک برنامه‌هایی بریزد و خیلی حرف‌های دیگر که من از ادا کردن آن عاجزم...

شاید ای خستگان وحشت دشت، شاید ای ماندگان ظلمت شب / با بهاری که می‌رسد از راه، گل خورشید آرزوهامان سر زد از لابه‌لای ابرهای حسود. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٣/٢٣
١
٠
بسیار زیبا بود ...به امید روزهایی که تمام آنچه که در ذهنتان هست به واقعیت مبدل شود ..قابل درک بود ‌‌.
asal_sadeghi
asal_sadeghi
٩٧/٠٣/٢٤
١
٠
ممنون از شما بله به امید اون روز
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٣/٢٣
٢
٠
متن خوب و روونی بود. عالی
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٣/٢٣
٣
٠
نقد خیلی خوبی بود و من کم و بیش باهاش موافقم. :))
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٧/٠٣/٢٣
٦
٠
مگه دختری ک اسکیت میکنه ترس داره؟! اونم مثل پسرا حق داره ورزشیو ک دوس داره بکنه..من به شخصه هیچوقت بخاطر پسر بودنم به دخترا با چشم تبعیض و کلیشه های مسخره جنسیتی نگاه نکردم..خدا به آدما،فارغ از دختر یا پسر بودن شون یسری استعداد بالقوه داده تا بالفعل بشن.بنظرم اگ حتا دختری استعداد بوکس رو داشته باشه باید بتونه بالفعلش کنه..متن قشنگی بود موفق باشین
asal_sadeghi
asal_sadeghi
٩٧/٠٣/٢٤
٥
٠
منظورم از ترس اینه که معمولا خیلی باهاش مخالفت میکنند یه تابو شده براشون.علاوه بر اون اسکیت تو جاده برا دختران تو مشهد ممنوع شده و تنها در صورتی که چادر داشته باشن این اجازرو دارن.حتی خیلی وقت پیش که ما سنمون کم بود بازم این قانونو گذاشته بودن اونوخ شما تصورشو بکن😐:/.در ادامه ممنون از شما که طرز فکر صحیحی دارین
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٧/٠٣/٢٤
٥
٠
خانم صادقی،برای چیزی ک فکر میکنی درسته و حقته بجنگ و اصلا برات مهم نباشه مردم چی میگن..مردم حتا از خدا هم ایراد میگیرن..مهم اینه ک شما کاری رو ک فکر میکنی درسته انجام بدی و تمام این کلیشه های جنسیتی رو بندازی دور..ولی حیف ک مشهد اینطوریه..
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٣/٢٣
٣
٠
گاهی فکر میکنم واقعا روزی میرسه که این طرز فکرای مسخره تموم شه؟
asal_sadeghi
asal_sadeghi
٩٧/٠٣/٢٤
٣
٠
تنها به انتظار اون روز نشستن کافی نیست...
heydaretebari
heydaretebari
٩٧/٠٣/٢٤
٥
٠
بـِـــ جنگ و برو جلو >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
asal_sadeghi
asal_sadeghi
٩٧/٠٣/٢٤
٥
٠
حتمااااا💪💪؛)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/٠٣/٢٥
١
٤
سلام...مردوزن از لحاظ حقوق باهم برابرند ولی یکیان نیستند... قاعدتا کارهایی هست گه زنانه است کارهایی هست که مرادانه... اینجا مهم این است که زن زن باشد...اینها لذت خواهی هستند...زن لطیفه...باید لطیف بمونه...زن کشف نشده باید بمونه...زن عطره نباید درب قلبش باز بشه که می پره...زن مقدسه...زن فرشتس...لیاقت زن داشتن یک زندگی عاشقانه و ارام است...زن باید ستوده شود در کانون گرم و امن خانواده...
asal_sadeghi
asal_sadeghi
٩٧/٠٣/٢٥
٤
١
نمیفهمم که چی میخواید بگید؟
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/٠٣/٢٧
٠
٠
كجاش مبهم بود كه نفهميديد...؟
asal_sadeghi
asal_sadeghi
٩٧/٠٣/٢٧
٠
٠
اینکه متوجه نمیشم الان موافقید با این متن یا نه؟چون تو بعضی حرفاتون تایید کردین تو بعضیام یجوری نقضش کردین.ازون لحاظ گفتم
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٣/٢٨
١
٠
چقدر موافقم باهات :) دمت گرم :)
k_koolak
k_koolak
٩٧/٠٣/٣٠
١
١
یاد خودم افتادم یه شوار پر جیب داشتم کتون.همیشه می پوشیدمش.تو پارک تمرین رزمی میکردم اسکیت.با دوچرخه و دست ولی رفتن جلو پسرا پوز میدادم... تا اینکه بزرگ شدم و دیدم اونقدرها هم برابر نیست شرایط... از مردا متنفر بودم ولی دوست داشتم یک پسر ازاد باشم... اخی مرسی یاد خاطراتم افتادم
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠٣/٣٠
٠
٠
امیدوارم نسل بعد رو طوری تربیت کنیم که هیچوقت دخترامون چنین آرزویی نکنن :)
asal_sadeghi
asal_sadeghi
٩٧/٠٣/٣١
٠
٠
اره دقیقا
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٧/٠٤/٠٢
٠
٠
موافق نيستم...
لیلی
لیلی
٩٧/٠٤/٠٤
٠
٠
اره خوب بود
پربازدیدتریـــن ها