جیم - عشق شاید که بشکند من را... www.jeem.ir
عشق شاید که بشکند من را...
شعری سروده خودم

عشق شاید که بشکند من را...

نویسنده : سیده محبوبه عظیم زاده

من دلم سنگ، من سرم سنگی‌‌ست

جان و جسم و سراسرم سنگی‌‌ست

بس که خورده‌‌ست سنگ غم به سرم

شکل مرسوم باورم سنگی‌‌ست

بال دارم، نمی‌‌شود بپرم

هم پرم زخم و هم پرم سنگی‌ست

بنویسید توی تقویمم

مهر و آبان و آذرم سنگی‌‌ست

نسل من نسل سنگ‌رویان است

پدرم سنگ، مادرم سنگی‌‌ست

من طلسم هزارویک‌شبه‌‌ام

دیرسالی‌‌ست پیکرم سنگی‌‌ست

عشق شاید که بشکند من را

این منی که سراسرم "سنگی"ست

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٣/٠٢
٠
٠
خیلی خوب بود:))
Far!de
Far!de
٩٧/٠٣/٠٣
٠
٠
زیبا بود :)))
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٣/٠٣
٠
٠
خیلی عالی بود محبوبه جان *_* «پدرم سنگ، مادرم سنگی‌‌ست» اینجا یاد فیلم خانم و آقای سنگی افتادم :|
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٣/٠٤
٠
٠
حرف‌های عاشقانه‌ "سنگین" است وقتی معشوقِ در بَرَم سنگی‌ست گله از دل‌سنگی‌اش به کی ببرم زانکه دانم قلب داورم سنگی‌ست... #بداهه
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٣/٠٤
٠
٠
خیلی عالی بود انصافاً. فقط جساراتاً وزن مصرع هفتم:)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٧/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنونم. توضیح بدین لطفا ببینم کجاش ایراد داره.
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٣/٠٥
١
٠
فاعلاتن مفاعلن فعلن، ولی این مصرع وزنش اینه: فاعلاتن فاعلاتن فع
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٧/٠٣/٠٥
٠
٠
ممنونم دوستان.
notareal
notareal
٩٧/٠٣/٠٦
١
٠
سپاس گزارم از این چامه گران¬سنگ، کم¬مانند، بسیار ناسان، و آوانگارد شما./////ســــــــنگ:::::: (سنگ¬نوشته¬ای از این مهرورز )//// < به میانِ سنگ اندرم . . . که راه من این است > <وان دگر بگذار کبوتر*۱ شود . . . یا که ببروار پیلس۲ دندان به هم ساید . . . به سنگی خود من¬م که خرسندم.> < چیستانی¬ست از برون یک سنگ . . . که کس پاسخ¬ش نتواند.> < با درونی آرام و خاموش . . . اگرکه پیلی هم بر آن نهاده گام. > < گرچه کودکی به میانِ رودَش اندازد . . . فرو رَوَد، آرام، فَرَهْمَند*۳ > < تا سنگ بر سنگ شود*۴ . . . و ماهی تلنگری برآن . . . شاید ندایی برخیزد. >< اخگرها*۵ دیده¬ام که برخیزد . . . چون دو سنگ به هم سای¬یدن. > < شاید که دِلِ سنگ آن¬چنان نیست سیاه . . . و شاید ماه در آن رخشیدن > < از ورای تپه¬ای، آن¬جا . . . شیدی*۶ خُرد، بَردَمَد*۷ > < شگفت¬آور نوشته، یاکه نشانه¬ای . . . یاکه ره¬نامه*۸ اخترها > < که نوشته¬ای، این¬بار . . . بررویِ درون دیوارست.*۹ > //// ::::::: فرتابی از چامه¬ای با همین نام از Charles Simic (دبیر انجمن چامه¬سرایان اتازونی در سال ۲۰۰۰)؛ ۱: آورنده صلح و آرامش؛ ۲: عاج (لبه¬ی دندان) - ستیزه¬جو، جنگ¬جو؛ ۳: باوقار و متانت؛ ۴: سنگ بر سنگ: بر کفِ رود(خانه) نشستن؛ ۵: جرقه(ها)؛ ۶: نور(ی)؛ ۷: برخیزد، طلوع کند؛ ۸: نقشه (نقشه ستاره ها اشاره باشد به جهان هستی / کائنات)؛ ۹: بخشی پیچیده و فرزانی (فلسفی)ست این گزاره: writing on the wall: آن چه پیش بینی شود، به روشنی، که به زودی در راه است، یا قرار بر آن است که زودآزود وانهاده شود (به وقوع پیوندد). گرچه در این جا نوشته پنهان از نگاه همه، بر روی «دیوارِ درون»ی سنگ است. از این رو سنگ آرام است، چون آن چه باید داند، به راستی که، در درونش مانَد و دانَد.
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٧/٠٣/٠٦
٠
٠
لذت بردم. لذت بردم. لذت بردم و ممنونم. واقعا زیبا بود.
پربازدیدتریـــن ها
این حناها دیگر رنگی ندارد

کی مسئوله این وسط؟

٩٧/٠٥/٢٣
ماشین نوشت افراد معروف

ژووون پل سارتر

٩٧/٠٥/٢٣
امان از خسنگی

تابستونی که قراربود بترکونیم!

٩٧/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

فقط زنده باش

٩٧/٠٥/٢٤
همه چیز آغاز می‌شود

خداحافظ

٩٧/٠٥/٢٣
من نمی دانستم عوضی یک فحش است

وقتی ده سالم بود

٩٧/٠٥/٢٧
چشمم را روشن کن

مستم از این عطر

٩٧/٠٥/٢٣
شاید که روزی پروانه شوم

پیله

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

مثل سوئيس

٩٧/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

چه خوش برگشتی

٩٧/٠٥/٢٤
در خیال خود

روزی که خواهد آمد

٩٧/٠٥/٢٨
جنگل پندارها

درجستجوی الی / قسمت ششم

٩٧/٠٥/٢٧
شعری سروده خودم

تو رفته‌ای

٩٧/٠٥/٢٧
بهانه تمام حرف های من

برایم از عشق بگو

٩٧/٠٥/٣٠
به وسعت آسمان

راست می گویم؟

٩٧/٠٥/٢٧
می دانید...؟

سنگینی غم های کوچک

٩٧/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

سنگدل

٩٧/٠٥/٢٨
هیچوقت دیر نیست

سخت نگیریم

٩٧/٠٥/٢٣
چیزی به خاطر نداریم

امروز 28 مرداد 1333 است

٩٧/٠٥/٣٠
شعری سروده خودم

عطر زندگی

٩٧/٠٥/٣٠