افکارم ارث پدر هیچ‌کس نیست
این نوشته‌های من...

افکارم ارث پدر هیچ‌کس نیست

نویسنده : آرشام ایرانی

خوشحالم که نوشته‌هایم، کلماتم، افکارم ارث پدر هیچ‌کس نیست...

می‌شود با این نوشته‌ها به دنیای دورتری رفت، دورتر از این‌جا، دورتر از هیچ کجا

می‌شود پشت این نوشته‌ها غمگین بود، شاد بود، بی‌حس بود.

می‌شود با این نوشته‌ها قایقی ساخت و پشت دریاها رفت 

می‌شود فاصله‌ها را کوتاه کرد

یا شاید با  تک‌تک این کلمات به خواب رفت 

خوابی ابدی و شیرین....

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٧/١١
١
٠
قشنگه..........ممنون:)
jalal
jalal
٩٢/٠٧/١١
١
٠
می شود با این نوشته ها به رویاها رفت
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/١١
١
٠
8-) آره، نوشتن خیلی خوبه...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١١
١
٠
سلام ... نوشتن راه رسيدن به يكديگر است . فاصله را كوتاه بايد كرد
سحر
سحر
٩٢/٠٧/١١
٠
٠
نوشتن عالیه...آدم سبک میشه...مرسی قشنگ بود :)
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/١١
٠
٠
قشنگ بود دستتون مرسي
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٧/١١
٠
٠
ممنون قشنگ بود
Paeez
Paeez
٩٢/٠٧/١١
٠
٠
میشه فاصله وتنهایی رو باهم کمرنگ کرد با نوشتن:)
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٧/١١
١
٠
خوب بود.... اییییششششش چه قدر افتخار دادم اومدم این مطلبو خوندم افتخارام تموم شد
sin germany
sin germany
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
قشنگ بود..واقعا کلمات جادو میکنن..عجـــــــــــــــــیــــــــب
maede
maede
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
میشه فاصله ها رو کوتاه کرد!با نوشتن؟!
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
ممنون خوبه که میتونین بنویسین بهتون حسودی میکنم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
می‌شود با این نوشته‌ها قایقی ساخت و پشت دریاها رفت...زیبا بود...ممنون :)
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
سلام. فکر کنم یکم گله و دلخوری از دست بعضی ها توش بود... و آسودگی ای که نوشتن خواهد آورد! :)
fahime72
fahime72
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
ممنون:)
م-نص
م-نص
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
چی نوشتی ارشام؟؟؟
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
ممنانیم:)عالی:)
faeze
faeze
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
مثل همیشه بی نظیر،ممنون
باران
باران
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
ممنون
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
زیبا:)
آبان
آبان
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
می‌شود با این نوشته‌ها قایقی ساخت و پشت دریاها رفت خیلی جالب :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٧/١٤
٠
٠
اما همواره ناگفته هايي درونمان جا خوش كرده اند كه با هيچ نوشته اي خالي نمي شوند، همان هايي كه گاهي آنقدر روي هم جمع شدندكه از وجودمان سر مي روند ...!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥