صندلی رو به تو
سرد و سوزناک

صندلی رو به تو

نویسنده : M_shirkhani5605

يك صندلي رو به تو. شومينه‌اي كه با عشق مي‌سوزد. اكنون ٦٠ سالم شده. سن ميانسالي‌ام فرا رسيد. با تو از روزهاي گذشته صحبت مي‌كنم. از خاطره‌هايمان، از عهدي كه بستيم و تا به امروز پايبنديم. از كتك خوردن از پدرم به خاطر پيدا كردن دست‌نوشته‌هايم كه عاشقانه بود و پر از اسم "تو" و او عشق را در آن سال‌ها براي من زود مي‌انگاشت.

تو لبخند مي‌زني، چايم را مي‌خورم‌، چايت سرد مي‌شود. به عكست خيره شده‌ام و باز نوه‌ام ب مادرش مي‌گويد‌: پدربزرگ باز با ديوار اتاق صحبت مي‌كند. 

پاييز اگر فصل از دست دادن نبود، اينقدر سرد و سوزناك نبود. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
علی_دادخواه
علی_دادخواه
٩٧/٠٣/١٩
١
٠
کاملا زیبا
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٣/١٩
٢
٠
زیبا بود....ولی پاییز هیچ‌وقت فصل از دست دادن .نبوده و نیست ....
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٣/٢٠
١
٠
دلگیر بود :((
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٣/٢٠
٠
٠
ay kheda 😿
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٧/٠٣/٢٠
٠
٠
پاییز می رسد که مرا مبتلا کند / علیرضا بدیع / خیلی خوب نوشته بودین :) ممنون :) موفق باشید
پربازدیدتریـــن ها