سال هاست…
اقیانوس آرام

سال هاست…

نویسنده : sad_n

فکرش را بکن
یک روز آفتابی که آفتاب از گوشه‌ی کنار رفته‌ی پرده راه پیدا کرده، روی صورتم می‌تابد؛
و شاید مثلا،
پای راستم را انداخته‌ام روی پای چپ،
موهایم لخت افتاده رو شانه و کتابی در دست دارم.
ناگهان کسی در را بزند،
و خبری بیاورد…
یا اعلامیه‌ای شبیه مرگ کسی که انگار خود من است !
شکه نشو... آه نکش...
حتی گریه هم نکن
من سال‌هاست با وقار تمام
در اقیانوسی که درون دارم خوابیده‌ام!
انقدر آرام
که حتی لختی، لختی موهایم آشفته نشود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
علی_دادخواه
علی_دادخواه
٩٧/٠٢/٢٦
١
٠
فضای جالبی ایجاد کردید.لحظه ای در خود نبودم
صاد-ن
صاد-ن
٩٧/٠٢/٢٧
٠
٠
ممنون از لطفتون:)
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٢/٢٧
١
٠
وای چقدر اون جمله ی اخر قشنگ بود :) فقط یه چیزی شوکه درسته فک میکنم :)) خیلی عالی بود ^_^
صاد-ن
صاد-ن
٩٧/٠٢/٢٧
٠
٠
عزیزمی؛ لطف داری:) عاره راس میگی!شوکه:دی ببخشید:"
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٢/٣٠
٠
٠
آدم مرده....اینجا (تو سایت جیم)زیاد میبینم.....فضا سازیش عالی بود :))
صاد
صاد
٩٧/٠٢/٣١
٠
٠
😂😂مردگانِ در صحنه😂ـ سپاس فراوان.لطف داریدـ
پربازدیدتریـــن ها