سنگ نزن برادر من!
حتما باید چشم یک نفر کور بشود؟

سنگ نزن برادر من!

نویسنده : Niva

آخه اگه شماها سنگ و سیمان و چوب سیم و کابل و آجر و گچ ساختمونی نمی‌زدین، اگه حرف زشت و فحش‌های به‌علاوه هشتاد نمی‌دادین، اگه با خانواده و فک و فامیل داور و مربی و بازیکنان کاری نداشتین، اگه نارنجک و دینامیت و بمب اتم وسط زمین منفجر نمی‌کردین، اگه دل‌تون به حال سکو و صندلی‌های استادیوم‌ها می‌سوخت، اگه بزن بزن راه نمی‌نداختین، اگه شیشه اتوبوس و ماشین و موتور نمی‌شکوندین و اگه تنها مثل یک انسان متمدن برای تماشای بازی به ورزشگاه می‌رفتین، ما دخترها هم می‌تونستیم با خیال آسوده به ورزشگاه بیایم و با خیالی آسوده‌تر بازی هارو تماشا کنیم! 

آخه چرا؟ حتما باید در یک دیدار کشته و زخمی بدهیم؟ حتما باید چشم یک نفر کور بشود؟ 

حتما باید ناظر ای اف سی دفترچه یاد داشتش را سیاه کند؟

خب سنگ نزن برادر من... سنگ نزن!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
دانیال
دانیال
٩٧/٠٢/٢٠
٠
١
بدون سنگو فحش و دعوا برای بعضی ها فوتبال معنا نداره :(
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠٢/٢٠
١
٠
وقتی یه نفر با ذوق و شوق به ورزشگاه میره برای دیدن تیم مورد علاقش و بدون هیچ گناهی یک چشمشو از دست میده ( اسماعیل بهداروند ) باید به فرهنگ و اخلاق نداشته ی تیم مقابل شک کرد... واقعا پسرا رو میزنن اینجوری میکنن دیگه برای دخترا که امنیتی نداره :///
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٧/٠٢/٢١
٠
٠
من اهل فوتبال نیستم و نمیدونم این قضیه کور شدن چی بوده ولی یعنی یکی بزنه یکی دیگه رو کور کنه باید یه تیم بره زیر سوال!؟( البته که بره ، امیدوارم کل فوتبال بره زیر سوال ) حماقت رو باید بر وزن طرفداران فوتبال بازنویسی کنند !!
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٧/٠٢/٢١
٠
٠
ترجیحا باز به نوشتن و شعر گفتن برگردین تا فوتبال اونم از نوع ایرانی !!
b_mollaei
b_mollaei
٩٧/٠٢/٢١
٠
٠
یعنی اون آدمی که چنین کاری کرده با خودش چی فکر کرده ؟؟؟؟ مثلا اگه به طرفدار تیم مقابل سنگ بزنه تیم مورد علاقه ش برنده میشه واقعا ؟؟؟
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٢/٢٤
٠
٠
شاید اگر از ابتدا دخترها رو راه میدادن این وضع پیش نمیومد و یک عده ای که اینطور رعایت می کردن و یک عده ی دیگه اجازه ی اینکار رو به اون آدما نمیدادن... شاید
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

عشق شاید که بشکند من را...

٩٧/٠٣/٠٢
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠
اصلا مهم نیست چه زمانی برگردی

جمله ات را تمام نکن! برو...

٩٧/٠٣/٠١
در حسرت خرید دوربین

آرزو یا افسانه

٩٧/٠٣/٠٣
آغاز مکتب نمادگرایی جادویی

کتاب پایان نامه؛ جادوی قرن بیست و یکم

٩٧/٠٣/٠٣