عمامه‌گذاری زیر سقف سالن همایش با صدای ترمپت
روحانیتی که مردمی نباشد، تهی است

عمامه‌گذاری زیر سقف سالن همایش با صدای ترمپت

نویسنده : گزینه جیم

مراسمِ عمامه‌گذاری اتفاقی جدید است. قبل از انقلاب آن‌قدر طلبه نبود که نیاز به مراسم عمامه‌گذاری باشد. تا همین ده-بیست سال عمامه‌گذاشتن حاشیه مراسم اعیاد علما بود و پس از برگزاری مجلس. این چند ساله اما «مراسم عمامه‌گذاری» به تنهایی عنوانی برای یک مجلس شده است. از «عمامه‌گذاری» پس از «جشن عید مبعث» به «مراسم عمامه‌گذاری» در عید مبعث تغییر یافته است. شکل و شمایل مراسم همان بود؛ اما مرکز مراسم از جشن مبعث/نیمه شعبان و ... به عمامه‌گذاری تغییر کرده بود. طبعاً مراسم در مسجد یا حسینیه برگزار می‌شد، سخن‌ران بالای منبر می‌رفت و مداح می‌خواند و .... فقط نام عوض شده بود.

دگرگونی مرکز مراسم از مناسبت مذهبی [مثلاً‌ نیمه شعبان یا مبعث] به مناسبت صنفی [مراسم عمامه‌گذاری] تنها یک دگرگونی اسمی نبود. این تغییر تدریجی است و نشانه‌هایش آرام‌آرام بروز خواهند کرد.

اولین عمامه‌گذاری که دیدم، در یکی از اعیاد در مسجد کوچک مرحوم آیت الله بهجت بود. عمامه‌گذاری حاشیه مراسم بود. پس از سخن‌رانی و مداحی و چای و شیرینی، چند طلبه معمم می‌شدند. اگر اینها نبودند، مراسم هم برگزار می‌شد.هنوز در مراسم علمای سنتی همین‌گونه است.اما آرام‌آرام «عمامه‌گذاری» به یک مراسم مستقل تبدیل شد و نه یک حاشیه.

مراسم عمامه‌گذاری طلاب حوزه علمیه تبریز، اتفاقِ نو اما قابل پیش‌بینی بود. طلبه‌هایی که به جای مسجد، در سالن نمایش، به جای دوزانو نشستن روی زیلو و فرش، تکیه به صندلی‌های نرم سالن داده‌اند و با شنیدن صدای ترومپت، به احترام سرود ملی می‌ایستند و احتمالاً هم‌خوانی می‌کنند. یکی‌یکی بالای سکو می‌روند و مثل جشنواره‌های فیلم با بزرگانی که آن بالا ایستاده‌اند دست می‌دهند و شبیه جایزه گرفتن، یکی از بزرگان عمامه بر سرشان می‌گذارد. همه این اتفاق‌ها از پرده نمایش بزرگی مستقیم پخش می‌شود.

مرکز شدن مناسبت صنفیِ مراسم عمامه‌گذاری از مناسبت مذهبی جدا می‌شود؛ از مسجد، از مردم عادی‌ای که به مسجد می‌آیند. مردم کوچه و بازار به جشن عید مبعث در مسجد و حسینیه محله‌شان می‌روند، به مراسم نیمه شعبان می‌روند؛ اما چه انگیزه‌ای دارند برای رفتن به مراسم عمامه‌گذاری طلاب؟ به سادگی می‌توان حدس زد که حاضران در مجلس اقوام و خویشان و دوستان طلاب معمم هستند.

مراسم عمامه‌گذاری به این شکل، فاصله گرفتن از مردم است؛ فاصله گرفتن از نهاد مدنی بودن حوزه است. صنفی شدن است. روحانیتی که مردمی نباشد، تهی است. راستی! مراسم رقص نور کم داشت و کمی فشفشه در دو طرف سکو.

به قلم سیداکبر موسوی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠٢/١٨
١
٠
‏عكس هاي مراسم ‎عمامه گذاري ‎احمد خميني رو كه ديدم ، بي جهت ياد خانواده سلطنتي افتادم ! نمي دونم چرا ؟ احتمالا ايراد از گيرنده است . ‏ملت، ‎شاه معدوم را ساقط کردن که شاهد سنت های فرعونی نباشن. اما 40 سال پس از انقلاب و به اسم خاندان امام، چه ها که نمیکنن؟! (در حاشیه برگزاری مراسم لاکچری برای عمامه گذاری پسر ‎حسن خمینی در بیت امام)
پربازدیدتریـــن ها
سند زدن چشم هایت به نام من

و چقدر این چشم‌ها با عینک خواستنی‌ترند

٩٧/٠٣/٢٧
آشنایی با تیم های گروه مرگ (گروه B) جام جهانی

بِکِش زیرش!

٩٧/٠٣/٢٧
شعری سروده خودم

دلتنگی

٩٧/٠٣/٢٨
صفای وجود تو را عشق است

دست گل و شیرینی

٩٧/٠٣/٢٨
بر اساس واقعیت

اتاق؛ برترین رمان خواندنی امسال

٩٧/٠٣/٢٩
داستانی آشنا

منی که من باشم! / قسمت دوم

٩٧/٠٣/٢٧
کاش به خودمان بیاییم

از روزه تا فطر ذهنی

٩٧/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

عشق بادآورده

٩٧/٠٣/٣١
بوی تعفنش

کافی شاپ

٩٧/٠٣/٢٨
معرفی فیلم

اوکجا را حتما ببینید

٩٧/٠٣/٢٧
به خودتان رحم کنید

فقیر نباشیم

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

آمدم

٩٧/٠٣/٣٠
شعری سروده خودم

خداحافظ رمضان

٩٧/٠٣/٢٧

هزار و یک داستان

٩٧/٠٣/٣١
روی موج مثبت

بن بست

٩٧/٠٣/٣١
ای آنکه هیچ یک از نامه‌هایم به دستت نرسید

تو را رقیبانی است

٩٧/٠٣/٣٠
حالمان خوش نیست

با توام دنیا

٩٧/٠٣/٣٠
شعری سروده خودم

گرگان و سگان دست به دستند...

٩٧/٠٣/٣١
عشق خطرناک ترین مخدر دنیاست

جادوی عشق

٩٧/٠٣/٢٩
وای از آن روز...

من یک سامورایی هستم

٩٧/٠٣/٣٠