آمدم
شعری سروده خودم

آمدم

نویسنده : Ali_emadi

آمدم بدرودگویی، تا رسیدم باختم!

دیدمت! غرق ندامت لب گَزیدم، باختم

کِی بوَد مانند دیدن هر که توصیفت شنُفت

من تو را با چشم‌های خود شنیدم! باختم

وَه چه آغاز لطیفی! آن دو چشم نرگست...

ناز مژگان و نگاهت را که دیدم باختم

آمدم با بوسه‌ای بر گونه‌ات راهی شوم

ناگهان تا بر لب سرخت رسیدم باختم

بی‌خیالِ هر چه کردی با من و آن کینه‌ها

من غرورم را به احساس شدیدم باختم...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠٣/٣١
٠
٠
خیلی خوب بود :)
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٣/٣١
٠
٠
خیلی ممنون:)
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٣/٣١
٠
٠
خیلی هم خوب :)
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٣/٣١
٠
٠
مرسی:)
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/٠٣/٣١
٠
٠
عالیه مثه همیشه ^__^
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٣/٣١
٠
٠
تشکرات فراوان
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠٤/٠١
٠
٠
خیلی خووب و دلنشین بود:))
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٤/٠١
٠
٠
تنکیو:)
صاد
صاد
٩٧/٠٤/٠٢
٠
٠
من تو را با چشم های خود شنیدم👌👌 خیلی قشنگ بود:)) فقط زیاد توضیح خاصی درباره باختن نداده بودید بنظرم، شاید هم من متوجه نشدم؟!
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٤/٠٢
٠
٠
خیلی ممنونم. منظور خود را باختنه
لیلی
لیلی
٩٧/٠٤/٠٣
٠
٠
بعد مدتی بلاخره یک شعر خوب از جنابعالی دیدم و خوندم مرسی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٤/٠٣
٠
٠
خیلی ممنون از لطقتون
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٧/٠٤/٠٣
٠
٠
احسنت به شاعر منشوری مان! فقط خدای ناکرده آن دو چشم نرگست... که استعاره از نرگس ما نیست؟؟؟ =__=
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٤/٠٣
٠
٠
از شما بعیده مشتباجان، کجاش منشوری بود آخه:) قویاً تکذیب میکنم و تشابه اسمیه-_-
غزاله بانو
غزاله بانو
٩٧/٠٤/٠٤
٠
١
دیدمت! غرق ندامت لب گَزیدم، باختم این بیت کاملا نشون میده که شما ندیده عاشق شدین سر قرار یهو دیدینش و پشیمون شدین و باختین!! الهی:دی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٤/٠٥
٠
٠
:))))
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٥/١٠
٠
٠
وری گود :)
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٥/١٠
٠
٠
وری تنکس:)
پربازدیدتریـــن ها