سخت نگیریم
هیچوقت دیر نیست

سخت نگیریم

نویسنده : علی_دادخواه

زندگی می‌توانست آسان‌تر از آن چیزی باشد که فکر می‌کنیم. الان که به گذشته فکر می‌کنم می‌بینم واقعا نیازی به آن همه سخت‌گیری نبود. شعارهایی که فقط از جنس شعار بود و کسی بلد نبود آن‌ها را درست عملی کند. باید دود چراغ بخوری تا موفق بشوی. ز گهواره تا گور دانش بجوی. اما همکلاسی اول دبستان من که در همان سال ترک تحصیل کرد نه دود چراغی خورد و نه تا دم گور مشغول مطالعه بود ولی الان خونه، ماشین، سرمایه و فروشگاه خود را دارد و من بعد گرفتن لیسانس همان راهی را دارم شروع می‌کنم که او ۲۰ سال پیش رفته است. همیشه به من سخت گرفتند، سخت‌گیری‌هایی که شاید نسل من بیشتر با آن درگیر بودند، ولی آخرش چه شد و ما کجای مملکت را گرفتیم! جالب است که همین والدینی که سنگ ما را به سینه می‌زدند و با روش‌های فرسایشی ما را به سمت قله‌های نامفتوح خود سوق می‌دادند، حال که این اتفاق امکان پذیر نشده ما را مسخره و عقده حقارت‌های نهفته خود را بر سر ما می‌کوبند. بله انگار کسی که درس خوانده همه کاره است و باید توانایی شکستن شاخ غول را هم داشته باشد! این روزها درس‌های که خوانده‌ام کمتر به من کمک کرده‌اند، درس‌هایی که اعتماد به نفس مرا گرفته‌اند و بابت آن‌ها در مدرسه و دانشگاه طعم اسارت و تنبیه را چشیده‌ام.

خدا کند که نسل‌های بعد من بتوانند قبل از درس خواندن زندگی کردن را تجربه کنند. سخت نگیریم زندگی می‌گذرد. اما من ناامید نیستم و قرار نیست برای خود بهانه تراشی کنم. من هم کسب و کار خود را راه اندازی کرده‌ام و باور دارم هیچ‌وقت دیر نیست.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٥/٢٤
١
٠
بله ...واقعیته ...ایشالا که موفق باشید ..
علی_دادخواه
علی_دادخواه
٩٧/٠٥/٢٩
٠
٠
سپاس فراوان❤
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠٥/٢٤
١
٠
خیلی هم خوب...
علی_دادخواه
علی_دادخواه
٩٧/٠٥/٢٩
٠
٠
ممنون که مطالبمو مطالعه می کنید.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١