من مشقامو نوشتم!
دنیای «پسا درس و مشق» چه طور است؟

من مشقامو نوشتم!

نویسنده : علی_دادخواه

این روزها وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوم و می‌بینم قرار نیست به مدرسه و دانشگاه بروم، خدا را شکر می‌کنم و از صمیم قلب خوشحالم. امان از دیر رسیدن سر کلاس و غیبت خوردن. آخ آخ که وقتی به یادش می‌افتم مو به تنم سیخ می‌شود! الان مثل یک زندانی هستم که حبس ابد را پشت سر گذاشته. دیگر خبری از مشق و امتحان نیست. الان خرداد برایم یک ماه خوب است. استرس ندارم و کلا از آزادی لذت می‌برم. نه پروژه‌ای و نه کنفرانسی. خدایا شکرت که همه چیز تمام شد. مامانم هم دیگر گیر نمی‌دهد که «پاشو مشقاتو بنویس!» الان تا هرموقع که بخواهم، بیدارم و از همه مهم‌تر، فوتبال‌های آخرشب بارسلونا. واقعا صفایی دارد و با خیالت راحت تا ساعت 2 بامداد می‌نشینم و نگاه می‌کنم. خدایا این نعمت را از من نگیر. آمین!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/١٠/١٣
١
٠
من هم این روزهای آزادی رو تجربه کردم، خیلی کیف اومده :) خوشیهاتون مستدام.
علی_دادخواه
علی_دادخواه
٩٧/١٠/٢٧
٠
٠
امیدوارم همیشه آزاد و رها باشید.
پربازدیدتریـــن ها