خداحافظی
تا دیر نشده برگرد

خداحافظی

نویسنده : mim_panahi7

گوشی را برداشتم و شماره را گرفتم. بوق بوق بوق و باز هم "لطفا پیغام خود را بگذارید". خسته شدم از این همه پیغام‌هایی که کسی پیگیرشان نمی‌شود اما باز هم نتوانستم بدون پیغام قطع کنم. برایش گفتم نمی‌خواهی جواب بدهی؟ چند روز و چند ماه دیگر باید بگذرد تا دلت را صاف کنی‌؟ چند پنجشنبه دیگر باید پیغام بگذارم تا خیالت راحت شود‌؟ تا کمی آن حرص وامانده را کنار بگذاری و این گوشی را برداری؟ ولی این بار می‌خواهم خودم برایت خط و نشان بکشم. می‌خواهم قسم بخورم که بار آخر است شماره‌ام میفتد روی تلفن خانه‌ات. می‌خواهم اگر این‌بار جواب ندادی راهم را بکشم و بروم و پشت سرم هم نگاه نکنم. هی گفتم هی گفتم هی گفتم... یک دفعه خانوم جان از آن سر خانه داد زد. زبانت لال شود تلفن سوخت، گوشی را برنمی‌دارد حالا هی تا صبح به بهانه بار آخر بودن حرف بزن! 

برایش گفتم: می‌دانم قول دادم بار آخر باشد ولی می‌بینی که خانوم جان دوباره گیر داده، شب که خوابید زنگ می‌زنم بقیه حرف‌ها را می‌گویم و بعد دیگر خداحافظی می‌کنم. سرم را آوردم بالا دیدم خانوم جان وایستاده جلو در اتاق و زل زده است به من. آب دهانم را قورت دادم و گوشی را گذاشتم. بعد هم رفتم سمت رختخواب! گفت کجا‌؟ از کی تا حالا شام نخورده می‌خوابی‌؟ گفتم خانوم جان میل ندارم. گفت غلط می‌کنی میل نداری! وقتی جرات خدافظی نداری برای چی هرشب خدافظی می‌کنی؟

گفتم خانوم جون جرات ندارم ولی آدم وقتی هی به خودش تلقین کنه یه جا جرات پیدا می‌کنه. گفت آدمایی که جرات خدافظی رو برای اولین بار ندارن، هیچوقتم پیدا نمی‌کنن. فقط اگه بعد یه خدافظی دیگه حرف نزنن، انتظارشونو تو دلشون تحمل می‌کنن. کافی اون یه نفر تا اون وقتی که دیر نشده برگرده‌، اون وقته که یادشون میره یه روزی خدافظی کردن! 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٢/١٨
١
٠
خیلی خوب بود، ولی پاراگراف آخرش نیاز به کار بیشتری داشت به نظرم، مخصوصا که بیان داستان بی دلیل محاوره شد
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٢/١٨
١
٠
یکم شبیه فیلمهای ایرانی بود.....خداحافظی کردن خیلی سخته...امیدوارم تا دیر نشده برگرده :))
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٢/١٨
٢
٠
کاشکی برگرده اونی که عاشقت کرده😉
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠٢/١٩
٢
٠
کاش دیالوگ شخصیت ها رو هم به فارسی معیار می نوشتین تا متن یکدست تری باشه. مطلب خیلی خوب شروع شد و خوب هم پیش رفت اما انتهای مطلب غافلگیری بیشتری رو انتظار داشتم.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠٢/١٩
٠
٠
روان و خوب بود و حس خوبی داشت :)) من همون پاراگراف اخری رو دوست داشتم , مخصوصا اگه به قول دوستان, معیار بود .
Z shakeri
Z shakeri
٩٧/٠٢/٢١
١
٠
خیلی عالی بود 😍😍😍 این متنتونو قلا جایی خوندم و خیلی دوسش دارم♥️
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٢/٢٤
٠
٠
خیلی خوب بود فقط بخش آخر یکم زبان گفتاریش توی ذوق میزد. موفق باشین 😊🌹
پربازدیدتریـــن ها