چالش بهار
نیازمند دستمال کاغذی!

چالش بهار

نویسنده : زینب اسکندری

بهار است، اما زمستان مگر دل می‌کَنَد؟ مگر می‌رود بوی سردی زمستان از مشام آدم؟ ما سیزده را هم بدر کرده‌ایم اما هنوز نم نمک برف می‌بارد. هنوز هم من سرما خورده‌ام و حسودی می‌کنم به خواهرها و برادرهایم که در حیاط برف بازی می‌کنند؛ اما من پشت پنجره نشسته‌ام و دستمال کاغذی تمام می‌کنم. چیزی که برایم جالب است، درخت سیب داخل حیاط‌مان است. شکوفه دارد با تزئین برف روی گل و شاخه‌هایش. لجم می‌گیرد از پررویی سبزه سفره‌ی هفت سین‌مان که هنوز سبز است. بهار شده! برف هم می‌بارد. درختان هم سبزند من هم چیزی جز سرما ندیدم که بخورم. 

باز شروع شد؛ به جای آنکه تگرگ و باران ببارد و سیل به پا کند، برف می‌بارد و زمین را سفید می کند. 

مادرم همیشه بوی بهار را حس می‌کند و به همه چیز خوش بین است ولی من همیشه را تنفسم گرفته، در نتیجه فقط می‌توانم بهار را ببینم و قوه‌ی بویایی‌ام چیزی حس نمی‌کند. البته اگر بهاری هم باشد. والا! 

یک‌بار در انشایم، در مدرسه نوشتم: بهار خیلی قشنگ است. من فکر می‌کنم رنگ بهار صورتی است. ما هر سال این موقع به عید دیدنی می‌رویم اما هیچکس به من عیدی نمی‌دهد. من بهار را خیلی دوست دارم. (خانوم‌هایی که اسم‌شون بهاره به خودشون نگیرن یه وقت... یادداشت کنید۰۹۱ ... خاک عالم) بحث عوض می شود. این بود انشای من (منهای پرانتز). نتیجه‌اش این شد که از طولانی‌ترین درس کتاب فارسی‌ام ده بار نوشتم. خب چیز دیگری به ذهنم نرسید که بنویسم. 

الان که فکر می‌کنم می‌بینم بهار واقعا زیباست و تمام هستی زنده شدن و سبز شدن دوباره‌اش را به آمدن بهار مدیون است (یادآوری: اگر بهاری هم باشد. والا).  وقتی می‌بینم خواهرانم دستشان پُر از گل‌سرخ بهاری‌ست، مصرف دستمال کاغذی‌ام بیشتر می‌شود. هم‌زمان کلی هم حرص می‌خورم. همه فصل‌ها زیباست و من در هر کدام یک مرحله‌ی فلاکت‌بار و سخت را می‌گذرانم که خاطره انگیز و بیاد ماندنی‌ترین‌شان همین چالش دستمال کاغذی است. 

بهار دوستت دارم. هر چند که برای من سخت می‌گذری! 

امضا: مدیر عامل کارخانجات تولید لوازم بهداشتی بهار - سهامی خاص (اسم کارخانه کاملا فرضی‌ست)!  

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠٢/١١
٤
٠
انتشار اولین مطلبتونو تبریک میگم :) به جمع جیمی ها خوش اومدین :)
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٢/١١
٣
٠
خیلی ممنون☺
شهرام -بذلی
شهرام -بذلی
٩٧/٠٢/١١
٢
٠
با سلام ...انتشار اولین یادداشتتون را تبریگ میگویم ....موفق باشید ‌‌
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٢/١١
١
٠
متشکرم🙌
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٢/١٢
١
٠
به جمع نویسنده های جیم خوش اومدین 😊 منم بهار همیشه برام با کلنکسو حساسیت همراه بوده. اما همچنان عاشقشم
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٢/١٢
١
٠
مرسی (: 😘😘🌹
سمنو :|
سمنو :|
٩٧/٠٢/١٣
١
٠
« مادرم همیشه بوی بهار را حس می‌کند و به همه چیز خوش بین است ولی من همیشه را تنفسم گرفته، در نتیجه فقط می‌توانم بهار را ببینم...» ولی من همیشه را تنفسم؟؟ ینی چی؟ / اگر اون پرانتز اولی نبود فک کنم بهتر میشد :)) چقدر خودمونی و خوب :))
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٢/١٣
٠
١
سپاس راه تنفسم گرفته کدوم پرانتز؟
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٢/١٣
١
١
سپاس.»»راه تنفسم گرفته««کدوم پرانتز؟
مهلا
مهلا
٩٧/٠٢/١٤
١
٠
زینب جان انتشار اولین نوشته ت رو تبریک میگم دوستم :)
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٢/١٤
١
٠
فدات😘😘
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٢/١٨
١
٠
انشا خیلی خوب بود :))
زینب اسکندری
زینب اسکندری
٩٧/٠٢/١٨
١
٠
واقعنی انشا بود😀.از کجا فهمیدین؟😐😶😶
پربازدیدتریـــن ها
به دور از هرگونه طنزیجات

در توصیف دوستان جیمی

٩٧/٠٤/٢٨
آزاد باش

آهای دیوانه

٩٧/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

آشفته دنیا

٩٧/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

جوانی و خامی

٩٧/٠٤/٢٧
قدرتی بزرگ تر

چهارده ساله ی خداناباور

٩٧/٠٤/٢٥
از آینده این نامه اطلاعی ندارم

خانه‌ای که پدر ندارد

٩٧/٠٤/٢٣
اینجا نزدیک اسمان است

زندگی واقعی

٩٧/٠٤/٢٥
قلبم به درد آمد

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٤
دلم گرفته است

زنان همگام زنان

٩٧/٠٤/٢٧
صدا و سیمای بی کفایت

نمایش بدبختی با بیت المال

٩٧/٠٤/٢٣
دانشمندها چه غلطی می کنند؟

چقدر رابطه ی نیمه کاره در من مرد

٩٧/٠٤/٢٧
توجه به توانمندی بازیگران

مواد لازم جهت یک فیلم کمدی ایرانی

٩٧/٠٤/٢٦
ناراحتم که در حال تمام شدن است

یک روز فوق العاده

٩٧/٠٤/٢٨
این روایت هر صبح من است

فرشته ای در حیاط

٩٧/٠٤/٢٧
فمینیست وارداتی!

نامه‌ای برای دختران سرزمینم

٩٧/٠٤/٢٥
خاطرات زمستانی

مردی با شال گردن آبی

٩٧/٠٤/٢٤
متاسفم...

ایست قلبی

٩٧/٠٤/٢٥
چشم بر ناز لبت

سوگند

٩٧/٠٤/٢٦
دیوانه شدم

در جستجوی روی ماه تو

٩٧/٠٤/٢٣
طنز

ایده‌هایت را برای سوژه کردن دوست دارم

٩٧/٠٤/٢٦