جیم - داستان مردان دست پنبه ای www.jeem.ir
داستان مردان دست پنبه ای
شما هم از دست هایتان خجالت می کشید

داستان مردان دست پنبه ای

نویسنده : h_rastegar

یکی از دوستان تعریف می کرد، روزی نماینده مجلس به مراسمی آمد. مردم روستاهای اطراف هم جمع شده بودند. یکی از مردهای روستا وقتی با نماینده دست داد، حیرت زده شد. به فرد کناری گفت:«این بابا دستاش از دست زن آدم نرم تره، چطور می‌خواد بفهمه ما چی داریم میگیم»

واقعیت این است که در روستا، زن و مرد پا به پای هم کار می کنند. زیر آفتاب و باران تلاش می کنند تا یک لقمه نون حلال به دست ‌آورند. همه خانواده در حال کار کردن هستند و برای همین،می‌توانند به زندگی و دست‌هایشان افتخار کنند.

از وقتی این داستان را شنیدم، بارها و بارها ذهنم درگیر این موضوع شد که وقتی چهار نفر در حال کار هستند من هم کمکشان می‌کنم یا نه؟ کسانی که در مهمونی‌ها بیشتر در حال کارهستند دستاهایشان چقدر با دست‌های من فرق دارد؟ به دست های خودم نگاه می کنم و در تلاشم خودم را بیشتر درگیر کارهای یدی کنم؛ بیشتر به کسانی که کار می‌کنند کمک کنم. به دست‌های پنبه‌ای خودم نگاه می‌کنم و از آن‌ها خجالت می‌کشم، این دست‌ها چه معنایی را منتقل می‌کنند؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
شهرام -بذلی
شهرام -بذلی
٩٧/٠٢/٠٦
٢
٠
سلام ....یادداشت خوبی بود ....البته یه کلمشو جا انداخته بودین ....والا واقعا چیزی جز این نمیتونه باشه ‌‌روستا یعنی مهرو محبت وعطوفت ...روستا یعنی کارو تلاش .‌یعنی سادگی ...من که تابحال ندیدم مسئولی بره روستا و از نزدیک با مفهوم روستا و روستایی آشنا بشه ....چند سال پیش که mr,حداد عادل رییس مجلس بود شنیدم رفته بود دشت مغان و حتی از اتوبوس هم پیاده نشده بود ...
حسین
حسین
٩٧/٠٢/٠٧
١
٠
ممنون که خوندید. نمی دونم چرا نمیشه وارد سایت بشم. از همینجا از مسوولین تقاضا دارم "وقتی با نماینده داد" رو به "وقتی با نماینده دست داد" تغییر بدن
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠٢/٠٩
٠
٠
باز من دستای خانومایی که سااااال ها فرش میبافن در مقایسه با پول کمی ک میگیرن رو با دستای بقیه خانوما مقایسه میکنم :))) خیلی حرفا، خیلی دردا تو اون دستاس :((( مرسی :)
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٢/١٨
٠
٠
اینکه باید از دست پنبه ای خجالت کشید رو همیشه قبول ندارم.....خب بعضیا کارشون یدی نیست ولی این دلیلی بر لایق نبودنش نیست.........
پربازدیدتریـــن ها