مشتبا وارد می شود!
لطفا با گویش مشهدی بخوانید

مشتبا وارد می شود!

نویسنده : Moshteba_sin

سلام سلام بر تمام خوانندگان (کسانی که الان این مطلب رو موخوانن و نوموخوانن) عزیز و ارجمند. (ای که شبیه نامه اداری شروع موکنوم ینی خیلی باادبُم). 

از هم اول بهتان بوگوم که راستیاتش اسم مو مشتباس نه مجتبی... ینی ننه کبری مو ره مُشی صدا مُکنن و آقام اینایم همو مشتبا مگن... خب حالا از تحصیلات و سن و سال و اصل و فلان وفلان بگذریم که اینجه مو قراره از زندگیم بوگوم بهتان، از سختی هایی که نداشتوم از بدشانسیا وخاطرات و تجربه هایی که از ننه کلون و بابا کلونوم بهم رسیده‌... مِدِنن آخه اون زمانا که سونوگرافیتو و ای حرفا نبود که، سر خود یگ لُته پَته لباسی چیزی سر هم مِکردن که بچه لباس و اینا کم نِیره ...حالا قضیه مو ازین قِراره که مو به‌حساب ایکه دختر بودوم اسموم ره ملوسک گذاشتن و سیسمونی رم از هم پادری اتاق صورتی با خالخالای نارَنجی بود که بعد مو چشم به جهان گُشودوم دیدن که اِنااااا بچه پسره!! اَی بخشکه شانس! و حالا بماند که مو تا هم پِنج سالگی شلیته و جوراب شلواری موپوشیدوم و چارقد به سر با دخترای کریم آقا اینا خاله بازی مِکردیم(‌بعدا ای ره مفصل توضیح مدوم) خبب موگُفتومتان، از همو دقایق اول بد شانس بودوم البته بعضی وختا بعضی مسائل پیش اومد که فهمیدوم نِه یَره خوب شامس آوردی! ولی خب.. حرفی نداروم اینجه! 

از ظواهروم نگوم که همتان از تعجب مثه کاغذ باد سر به بیابون مزارِن، البته که بگوم بهتان مو اهل ای سوسول بازیا نیستوم مو فقط یگ خورده‌ای (ینی خیلی خُردو) پُست مدرنوم ینی ننه کبری موگُفتن بهم سوسلنگ مو چون مثبت نِگروم می‌پنداشتوم که مو شبیه‌ای پرنده‌هایی که می یَن لب حوض آب موخورن دُمشان جُل جُل موکونه... ولی خب بعدش فهمیدوم ازین خبرا نیس مو انقذه لاغرو و دراز بودوم(شبیه عدد یکی که دست راستا با دست چپ مِنویسن) ایطوری موگوفتن آخه مدِنن ننه و آقام خوششان نِمِیه که بچشان و نواسه هاشان قدشان بلندتر باشه ... بزارِم به حساب غرور پدری یا غرور ننه کبرایی ( قوربونش بُروم از همینجه پشت سیستم). 

از علاقه‌هامم که نگوم بهتان تا بحال شونصد تست بازیگری و نویسندگی و قصابی و نجاری و ماس بندی و اینایم دادوم ولی خب اونا لیاقت مو ره نداشتن (‌اگه اعتماد به نفس مو ره اخکوک داشت الان کِشته نمرف). از همه این حرفا گذشته به اندازه  هم مو‌های سروم عاشق شدوم و خیلیم احساس خوشبختی داروم ‌یگ لحظه جو‌گیر شدوم دیگه ببخشِن). 

مخلص شما مشتِبا! 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
STONY
STONY
٩٧/٠١/٢٦
٠
٠
طنر خوبی دارید ..گویش مشهدی عالیه در صورتی که عالی هم منتقل شه من خودم لهجه ندارم اما مطمئنم مثلا (این)میتونست (ای) باشه..(ازین= ازی) (مزارِن)هم احتملا (مِزِرِن) باید باشه.. ما تو سایت یه آقای مداحی نامی داریم که ایشون در زمینه گویش مشهدی استادن باز اگه اوشون متنتونو ببینن بهتر میتونن راهنماییتون کنن..و ضمن اینکه کاش به غیر از استارت و پایان اون وسط یه داستان رو روایت می کردین مثلا تو این قسمت داستان همون دختر بودنتون تا 5 سالگی رو مینوشتید و در قسمت های بعد به بُعد های دیگه ی زندگیتون میپرداختید.. امیدوارم همونطور که در متن گفتید در مطلب های بعدی بیشتر توضیح بدید چون قطعا خاطرات شیرینیه :) ممنون
Moshteba_sin
Moshteba_sin
٩٧/٠١/٢٧
٠
٠
ازی که وخت گذاشتِن و خواندِن خیلی ممنونممم ایشالا در قسمت های بعدی رعایت کنوم:)
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٧/٠١/٢٦
٠
٠
مُگُم درسته نه موگوم
Moshteba_sin
Moshteba_sin
٩٧/٠١/٢٧
٠
٠
آره راست مِگِن :)) ایشالا قسمتای بعدی ره رعایت کنوم
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٧/٠١/٢٦
٠
٢
نظر به اینکه مشهدی بلد نیستم از چند خط اول بیشتر نتونستم ادامه بدم😂😂
Moshteba_sin
Moshteba_sin
٩٧/٠١/٢٧
٠
٠
عجب بابا یاد میگیرِن نگران نباشِن!! البته رفتن کلاس مشدی لنگوئج نیز در پیشرفت شما بی تاثیر نیس:)))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠١/٢٧
٠
٠
سوسلنگ یک خصوصیت خیلی بامزه ی دیگه هم داره و اون اینه که خیلی سریعععععع راه میره 😆 داستان خوبی بود. تصویرتونم برعکس بقیه با خودتون مو نمیزنه😃
Moshteba_sin
Moshteba_sin
٩٧/٠١/٢٧
٠
٠
شما حساب کنِن آدم با یکو هشتاد قد متونه یواش راه بره؟ اصن شایدم ازی جهت به مو گفتن سوسلنگ:)) ینی انقذه شبیهه که از رو عکس هویتوم فاش رفت؟؟؟
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠١/٢٧
٠
٠
خیلی ایده خوب و جالبیه حضور شما، منتهی اگر اشتباه نکنم هر گویشی محاوره‌ش و نوشتاریش متفاوته، مخصوصا مشهدی که خیلی نکات سخت و ریزی داره، ایشالا با پست‌های جدیدتر متن‌های قوی‌تر هم خواهیم دید
Moshteba_sin
Moshteba_sin
٩٧/٠١/٢٧
٠
٠
دیقا چه نکته خوبی گفتِن البته نوشتن شکل محاوره برای کسایی که موخوانن و بلدن راحتتره نمدونوم شاید ایشالا در قسمتای بعدی تناقض نوشتاری و گفتاری ره برطرف کردوم:)) به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگزاریم
h_sadat
h_sadat
٩٧/٠١/٢٧
٠
٠
یکم خوندنش سخت بود! بخاطر لهجه تون :)
Moshteba_sin
Moshteba_sin
٩٧/٠١/٢٧
٠
٠
یکم سخته ولی حتما عادت مُکنِن ..البته مو همه اعرابا رو نمزاروم شاید براا همینه
Moshteba_sin
Moshteba_sin
٩٧/٠١/٢٧
١
٠
دیقا چه نکته خوبی گفتِن البته نوشتن شکل محاوره برای کسایی که موخوانن و بلدن راحتتره نمدونوم شاید ایشالا در قسمتای بعدی تناقض نوشتاری و گفتاری ره برطرف کردوم:))
shahram-bazli
shahram-bazli
٩٧/٠١/٢٨
١
٠
ممنون از اینکه در مورد گویش و لهجه منوط به خودتون متن نوشتین ..امیدوارم با قدرت بیشتری ادامه بدین و طنزهای جالبی ازتون بخونیم .....موفق باشید
Moshteba_sin
Moshteba_sin
٩٧/٠١/٢٩
١
٠
ممنون از شما که خواندِن ... چاکروم:)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠١/٢٩
١
٠
سوسلنگ😂 جالب بود :)) خعلی خوبه بازم بنویسین 😁 مرسی
Moshteba_sin
Moshteba_sin
٩٧/٠١/٢٩
٠
٠
ممنون که وخت گذاشتِن :)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠١/٢٩
٠
٠
جمله طلایی یادداشتتون، تشبیه قد و هیکل تون به عدد یکی بود که دس راستا با دس چپ می نویسن :)))))
Moshteba_sin
Moshteba_sin
٩٧/٠١/٢٩
٠
٠
:)))))))))))))))))
STONY
STONY
٩٧/٠١/٣١
٠
٠
سلام چند بار تخته سیاه اومدید ادمین نبودن کامنت هاتونو تائید کنن.. مجددا تشریف بیارید تا کامنتاتون تائید شه.. برای اطمینان وقتی تخته اومدید یه کامنت اینجا زیر مطلبتون بزارید که کامنت برای تخته میدید اما تائید نمیشه تا ادمین متوجه حضورتون بشن.
Moshteba_sin
Moshteba_sin
٩٧/٠٢/٠٥
٠
٠
الان مثلا حالا میخوام بیام
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/٠٢/٠٦
٠
٠
دیشب نبودم وگرنه متوجه میشدم اما اگه تو کامنتتون قید می کردین میخواید بیاید تخته بقیه ادمین هام متوجه میشدن.. خلاصه ببخشید اوایلش همه ازین مشکلا دارن..
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٢/٠٤
٠
٠
لهجه مشهدی خیلی کلمات و تلفظهای جالبی داره...بامزه بود :)
Moshteba_sin
Moshteba_sin
٩٧/٠٢/٠٥
٠
٠
ممنون که خواندِن:)
پربازدیدتریـــن ها
گذار یک اعتراف بکنم

پیوند ما از جنس جنون بود

٩٧/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

وقتی به جای خواب غزل می‌ربایدم

٩٧/٠٢/٠١
درباره پایتخت 5

سناریو عجیب

٩٧/٠٢/٠١
زندگی مان را در اختیار دیگران قرار ندهیم

مرو فاش کن رازِ در خانه را

٩٧/٠٢/٠٣
دل نمانده برایم

برای شما که دلتنگ تان شدم

٩٧/٠٢/٠٢
سربازی یا دانشگاه غیرانتفاعی

دو سال جوانی

٩٧/٠٢/٠٣
برای فریاد بدبختی وقت زیاد است بی صدا خوشبخت باشید

یک ماه دیگر از عمر گذشت

٩٧/٠٢/٠٤
بزرگ ترین آرزویم رانندگی بود

مه لقا بانو / قسمت آخر

٩٧/٠٢/٠٥
رسالت ما در این دنیا

به نبیره ای که شاید هرگز زاده نشود

٩٧/٠٢/٠٢
با کلمات بازی نکنید

کارگر را چه به زندگی؟

٩٧/٠١/٢٩
محصول پیکسار و دیزنی

تفسیر انیمیشن کوتاه loe

٩٧/٠١/٣٠
شاید که فهمیدمت

هر روز باش

٩٧/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

من دیوانه

٩٧/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

شاه رویایی

٩٧/٠٢/٠١
دلم یک عاشقانه به سبک فیلم دل‌شکسته می‌خواهد

یک عاشقانه متفاوت

٩٧/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

من شاعری دیوانه‌ام

٩٧/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

آشفته‌ی تو با غم و دلتنگی

٩٧/٠٢/٠٤
قسمت اول

کتاب های ممنوعه که پرفروش شدند

٩٧/٠٢/٠٤
صحبت های من و ماهی کوچولو

پدیده ی قرن: نفهمی

٩٧/٠٢/٠٦
شما هم از دست هایتان خجالت می کشید

داستان مردان دست پنبه ای

٩٧/٠٢/٠٦