مردم آزاری خوب نیست
قلم های ذهن آشوب در فلسفه

مردم آزاری خوب نیست

نویسنده : گزینه جیم

در یکی از کانال‌ها، یادداشتی دیدم که عنوان آن، ذوق‌زده‌ام کرد. موضوع یادداشت، دریافتِ دینیِ فلسفه در نزد افلاطون بود. برای من چه نوشته‌ای بهتر از یادداشتی که دریافتِ دینیِ فلسفه را از زبان افلاطون بازگوید یا دست‌کم پرتوی بر آن افکند! یادداشت را کپی کردم تا در فرصتی مناسب بخوانم. معمولا نوشته‌ها و مقالاتی را که می‌خواهم با دقت و حوصلۀ بیشتر بخوانم، می‌گذارم برای ساعاتی از شب که تمرکزم بیشتر است. دیشب یادداشت را باز کردم تا بخوانم؛ اما بند اول آن را هر چه می‌خواندم، نمی‌فهمیدم. مجبور شدم چند بار بخوانم تا بفهمم. وقتی فهمیدم که چه می‌خواهد بگوید، دیدم همین معنای ساده را چقدر آسان می‌توانست بگوید. یادداشت مذکور (بدون ویرایش و اصلاح تایپ و شیوۀ خط) این گونه آغاز می‌شود: 

«سخن برسرِ این است که نزدِ افلاتون، فلسفه آنی است که روان (پسوخه) می انجامد. ولی روان در آغازه های خود نمی فلسفید. فلسفه در وضعیتی ویژه است که چم می یابد و این وضعیتِ ویژه همانا «‌وضعیتِ انسانی‌» است. جایگاهِ روان پیش از آنکه در وضعیتی ویژه فرو افتد جایگاهی مینوی بود. روان، گیاهی آسمانی است و جایگاهِ روان همانا ستارگان می باشند که خود، خدایانی پدیدارند». 

در این نوشته، نه ساده‌ترین اصول گفت‌وگو مراعات شده است و نه آسان‌ترین قواعد نویسندگی و نه حتی نخستین بایسته‌های تایپ. متأسفانه از این گونه نوشتارهای مردم‌آزار در حوزۀ فلسفه بسیار است. نگون‌بختی فلسفه در ایران، چند علت دارد که به‌حتم یکی از آنها، قلم‌های ذهن‌آشوب و خواننده‌آزار است؛ قلم‌هایی که فلسفه را در ایران در چاه ویل انداخته‌اند.

به قلم رضا بابایی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠١/٢٢
٠
٠
روی چه موضوع خوبی دست گذاشتن!
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠١/٣٠
٠
٠
چقد وحشتناکه این جور نوشته ها :| مغزم درد میگیره اینا رو میخونم :|
پربازدیدتریـــن ها
گذار یک اعتراف بکنم

پیوند ما از جنس جنون بود

٩٧/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

وقتی به جای خواب غزل می‌ربایدم

٩٧/٠٢/٠١
درباره پایتخت 5

سناریو عجیب

٩٧/٠٢/٠١
زندگی مان را در اختیار دیگران قرار ندهیم

مرو فاش کن رازِ در خانه را

٩٧/٠٢/٠٣
دل نمانده برایم

برای شما که دلتنگ تان شدم

٩٧/٠٢/٠٢
سربازی یا دانشگاه غیرانتفاعی

دو سال جوانی

٩٧/٠٢/٠٣
برای فریاد بدبختی وقت زیاد است بی صدا خوشبخت باشید

یک ماه دیگر از عمر گذشت

٩٧/٠٢/٠٤
بزرگ ترین آرزویم رانندگی بود

مه لقا بانو / قسمت آخر

٩٧/٠٢/٠٥
رسالت ما در این دنیا

به نبیره ای که شاید هرگز زاده نشود

٩٧/٠٢/٠٢
با کلمات بازی نکنید

کارگر را چه به زندگی؟

٩٧/٠١/٢٩
محصول پیکسار و دیزنی

تفسیر انیمیشن کوتاه loe

٩٧/٠١/٣٠
شاید که فهمیدمت

هر روز باش

٩٧/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

من دیوانه

٩٧/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

شاه رویایی

٩٧/٠٢/٠١
دلم یک عاشقانه به سبک فیلم دل‌شکسته می‌خواهد

یک عاشقانه متفاوت

٩٧/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

من شاعری دیوانه‌ام

٩٧/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

آشفته‌ی تو با غم و دلتنگی

٩٧/٠٢/٠٤
قسمت اول

کتاب های ممنوعه که پرفروش شدند

٩٧/٠٢/٠٤
صحبت های من و ماهی کوچولو

پدیده ی قرن: نفهمی

٩٧/٠٢/٠٦
شما هم از دست هایتان خجالت می کشید

داستان مردان دست پنبه ای

٩٧/٠٢/٠٦