جیم - سناریو عجیب www.jeem.ir
سناریو عجیب
درباره پایتخت 5

سناریو عجیب

نویسنده : amineh_hz

همه ما سریال پایتخت را به دلیل نمایش عالی از زندگی واقعی یك خانواده ایرانی و مازندرانی دوست داشتیم به خاطر كل كل‌های نقی با دیگران به دلیل سادگی و طنز زندگی كه در آن جریان داشت. اما سری پنجم این سریال بسیار محبوب ضعیف‌ترین پایتخت بود و هیچ شباهتی به دیگر سری‌هایی آن نداشت. جدا از همه حاشیه‌ها كه به خاطر سانسور و اعتراض‌هایش داشت اگر بدون جانب‌داری به آن نگاه كرد پر از لانگ‌شات‌های غیر‌ضروری و صحنه‌های آهسته بی‌دلیل به همراه سناریوی عجیب بود. قهرمان كشتی كه با صدا شلیك گلوله تشنج می‌كند‌! مردهایی كه تا قسمت آخر نمایشی از ترس خود نشان دادن و در قسمت پایانی كمی به خود آمدند. 

شاید وقت آن رسیده كه كمی دست از شعار دادن برداریم و در كنار آن كمی آرامش را در تلوزیون به نمایش بگذاریم كمی امید و شادی چیزی كه بیشتر از هر وقتی به آن نیاز داریم، همان كاری كه پایتخت در چهار سری قبل خود كرد. و اگر هم قرار است نمایشی از صحنه روبه‌رویی مردان سرزمین‌مان با داعش را به نمایش بگذاریم نمایشی از ترس آن‌ها نباشند، نمایشی از غرور و غیرت باشد.ًَ

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
shahram-bazli
shahram-bazli
٩٧/٠٢/٠١
٢
٣
با سلام ...ممنون بابت این یادداشت خوبتون...... من هم با شما موافقم ..
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٧/٠٢/٠١
٦
١
نمایش ترس؟؟؟؟درسته ترس ها به تصویر کشیده شد اما به نظرم شجاعت بیشتر به چشم اومد:||
amineh_hz
amineh_hz
٩٧/٠٢/٠١
١
٢
فقط قسمت آخر
نازنین
نازنین
٩٧/٠٢/٠١
٢
١
تا اونجا که در اطرافم این سریال نقد میشد،هیچکس از نمایش ترس حرفی نمیزد.. چیزی هم برای شعار نداشت..بنظرم در بیشتر سکانس ها همه چیز طبیعی بود،همه اعضای خانواده کاریو کردن که شاید اگر ماهم تو اون موقعیت بودیم همون کارو میکردیم...
amineh_hz
amineh_hz
٩٧/٠٢/٠٢
١
١
البته كه رو به رویی با داعش خطرناك و ترسناكه ولی انگار شما با دقت نگاه نكردین یا یادتون رفته ارسطو تا رفتن پای ماشین ترس داشت و رحمت دیالوگی داشت كه میگفت من مرد نیستم اصلا هیچی نسیتم
نازنین
نازنین
٩٧/٠٢/٠٢
٠
١
اتفاقا دقیقا به خاطر همینه که میگم طبیعیه...همیشه توی هرجمعی آدم های به اصطلاح "ترسو" وجود دارن..شاید رحمت نمونه بارز چنین آدم هایی بود..ی حداقل ترسهایی هم در وجود همه هست که نمیشه کتمانش کرد،هیچوقت هیچ کجای دنیا آدم به تمام معنا نترس پیدا نمیشه..شاید اگر همین سکانسها توی فیلم نبود و همه جا یکسره فریاد شجاعت، اون موقع فیلم به قول شما حالت شعاری و کاملا غیر طبیعی پیدا میکرد...
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٧/٠٢/٠٢
٣
٢
منم باهاتون موافقم که از سری های قبلی ضعیف تر بود، ولی ترس؟ فکر نمیکنم. یک خانواده معمولی از وسط تفریح و بالون سواری توی ترکیه یهو میفتن وسط میدون جنگ! اونا نه رزمنده هستن نه نظامی و ... معلومه که ترس وجود داره، حتی ما هم با اینکه میدونستیم فیلمه ولی واقعا ترس داشتیم، ترس ازینکه حالا اگه بیفتن دست داعشیا قراره چه بلایی سرشون بیاد! بنظرم واقعا قسمتهای جنگش طبیعی طبیعی بود .
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠٢/٠٢
١
٢
مخالفم :)) ترس که خب عادی و طبیعیش کرده بود..اگر از همون اول شجاعت داشتن که خب خیلی چیز رویایی و غیر قابل باوری میشد...ینی شما غرور و غیرتی رو ندیدین تو این فیلم؟؟ حتما باز الان میگین فقط تو قسمت اخر چرا..ولی تو قسمتای قبلشم بود..اینکه شما چطور نگاه کرده باشین هم خیلی مهمه :)) / «شاید وقت آن رسیده كه كمی دست از شعار دادن برداریم و در كنار آن كمی آرامش را در تلوزیون به نمایش بگذاریم كمی امید و شادی چیزی كه بیشتر از هر وقتی به آن نیاز داریم» ینی تا به حال این کارا نشده؟؟ خوبه همش شادی و این طور چیزا هس..و این اولین فیلم تلویزیونی بود که به همچین موضوعی پرداخته بود :)) در ضمن.. « مردهایی كه تا قسمت آخر نمایشی از ترس خود نشان دادن و در قسمت پایانی كمی به خود آمدند. » نشان دادند* درسته :))
rbm
rbm
٩٧/٠٢/٠٣
١
٠
از روند فیلم مشخص بود که فیلم نامه اولیه بار ها و بار ها تغییرات دقیقه 90 داشته. مثلا فوت پسر نقی در تصادف- کلا درحد یک دو کلمه کودک کش این قضیه تموم شد و حتی آخر فیلم که توی چرخ بال نقی و ارسطو دعوا میکردن اصلا نقی دیالوگی در اون مورد نداشت ! یا مثلا مشخص نشد هما دوباره به کار برگشت یا نه؟ یا سر نوشت رحمن رحیم. از همه مهمتر تقریبا این تیپ سریال ها با یک مراسم عروسی تموم می شن و این سریال هم انگار قرار بود با ازدواج رحمت تموم بشه ولی اون رو هم مشخص نکردن..... فقط نمیدونم توی پایتخت 6 تنابنده و تیمش با امتیازاتی که از جانبازی و ایثار گری بدست میارن میخوان چکار کنن و آیا این مسئله میتونه یک داستان جدید باشه یا نه!
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٢/٠٤
٠
١
ترس؟! وقتی خانواده همراهت باشه و کلاً سه تا مرد باشین میخای تفنگ دستت بگیره و بری وسط داعش؟!!! فرار عاقلانه ترین راهه و همه ما وقتی می ترسیم و چای کسانی که برامون عزیزن وسطه عکس العمل های بالاتر از قدرت تصور نشون میدیم.لانگ شاتهای غیر ضروری درست اما تعبیر از ترس به نظرم اصن درست نیست.....
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٧/٠٢/٠٤
٢
٠
هر اثری که “سفارشی” بشه دیگه از دل جامعه نیست، میشه پر از شعار که اساسا با فصل های قبلیش زمین تا اسمون فرق داشت
amineh_hz
amineh_hz
٩٧/٠٢/٠٥
٣
٠
نخواستم واژه سفارشی رو توی متنم برایم ولی همین كلمه است كه همه اشكال های این سری پایتخت رو توضیح میده
z.eskandari
z.eskandari
٩٧/٠٢/٠٦
٠
٢
اَی خِداا🤡
لیلی
لیلی
٩٧/٠٢/٠٧
٢
٠
جمع نبند.. من و خیلی های دیگه از این سریال متنفریم😷
پربازدیدتریـــن ها
معرفی کتاب

پرسش های بی جواب زندگیمان

٩٧/٠٥/٢٠
نمی دانستی...

زنجیر آزادی

٩٧/٠٥/١٦
من هم حالا...

برسد به دست خانم نیک پور

٩٧/٠٥/١٧
نوبخت از سخنگویی دولت استعفا کرد.

اوستا بنا

٩٧/٠٥/١٧
شعری سروده خودم

شروع میشه دنیام از انگشتای تو

٩٧/٠٥/١٦
در انتظار باران

تو را دوست می دارم

٩٧/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

کاش

٩٧/٠٥/١٦
طبیعی ترین تصویر دنیا

صف ساندویچ در نمایشگاه کتاب

٩٧/٠٥/١٧
شعری سروده خودم

خسته‌ايم!

٩٧/٠٥/١٧
شاید گیلانه باشد...

هلیله سیاه آقا هرمز

٩٧/٠٥/٢٠
شعری سروده خودم

شهر باصفا

٩٧/٠٥/١٦
شعری سروده خودم

خاطرات سفیر

٩٧/٠٥/١٧
شعری سروده خودم

لیلای بی مجنون

٩٧/٠٥/٢٠
درمان دائمی این درد

جمعه‌های من

٩٧/٠٥/٢٠
دوستت دارم

مادر بزرگ

٩٧/٠٥/٢٢
مواظب رویاهامون باشیم

صفحه سوم: رویاهاش

٩٧/٠٥/١٦
تابلوی ممنوع را نشان شان بدهید

خاصیت حساس بودن

٩٧/٠٥/٢٢
مگر زندگی همین نیست؟

فیلم هندی می بینم پس شادم

٩٧/٠٥/٢٢
اندر حکایت چپ دستی

لطفا دست چپ من را دوست داشته باش

٩٧/٠٥/٢٢
همه چیز آغاز می‌شود

خداحافظ

٩٧/٠٥/٢٣