داروی بی موقع
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

نویسنده : h_sadat

بعضی چیزها وقت مخصوصی دارند... اگر سر فرصت سراغش نروی، کار دستت می‌دهند. مثل داروها و قرص و شربت‌ها...

یادت باشد، هنوز موقعش نرسیده است.

یادت باشد، صدای دلت را که نرم در گوش‌ات زمزمه می‌کند...

به دلت قرص بی‌موقع خورانده‌ای. حالش بد شده است.

دل من؟ دیگر قول می‌دهم موقعی سراغ چیزهایی بروم که مناسب آن زمان است.

حالا باید از خدا عذرخواهی کنم برای ظلمی که به خودم کردم.

استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٧/٠٢/٣١
٠
٠
از خدا عذرخواهی کنم بابت ظلمی ک به خودم کردم... خیلی جالب وقشنگ بود.موفق باشید😊😊😊😊
h_sadat
h_sadat
٩٧/٠٣/٠١
٠
٠
ممنون خوندید :) آره، خیلی باید عذرخواهی کنیم...
دختر آبان
دختر آبان
٩٧/٠٢/٣١
٠
٠
:))))
h_sadat
h_sadat
٩٧/٠٣/٠١
٠
٠
:)))
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٣/٠١
٠
٠
خیلی عااااااااالی بود ....به معنای واقعی ...درک کردم این یادداشت رو ....موفق باشید
h_sadat
h_sadat
٩٧/٠٣/٠١
١
٠
خداروشکر :) مرسی خوندید
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠٣/٠٧
٠
٠
چقدر دلنشین :)
h_sadat
h_sadat
٩٧/٠٣/٢٠
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

تنها. تمام عاشقان را باخبر کن

٩٧/٠٣/٢١
ولی اگر نباشند...

نمک های زندگی

٩٧/٠٣/٢٣
تنها آیدا نیست

در آرزوی پسر بودن

٩٧/٠٣/٢٣
شعری سروده خودم

تو را چه شد

٩٧/٠٣/٢١
شعری سروده خودم

من زنم!

٩٧/٠٣/٢٤
شرمندگی اش ماند برای دیگران

شهريار يا شهرزاد؟

٩٧/٠٣/٢٢
غرق شده ام

به رویا

٩٧/٠٣/٢٣
آشنایی با تیم های گروه مرگ (گروه B) جام جهانی

بِکِش زیرش!

٩٧/٠٣/٢٧
درباره هزار و یک شب شهرزاد

با «شهرزاد» در تهران قدیم قدم زدیم

٩٧/٠٣/٢٣
شاید تو اسمش را عشق بگذاری

دریچه قلب

٩٧/٠٣/٢١
کارم را بساز

جنگ

٩٧/٠٣/٢٤
صبرم کم است

من دلم بهشت مي خواهد

٩٧/٠٣/٢٢
شعری سروده خودم

برای مردنم زود است

٩٧/٠٣/٢١
سند زدن چشم هایت به نام من

و چقدر این چشم‌ها با عینک خواستنی‌ترند

٩٧/٠٣/٢٧
داستانی آشنا

منی که من باشم! / قسمت دوم

٩٧/٠٣/٢٧
معرفی فیلم

اوکجا را حتما ببینید

٩٧/٠٣/٢٧
شعری سروده خودم

خداحافظ رمضان

٩٧/٠٣/٢٧
بوی تعفنش

کافی شاپ

٩٧/٠٣/٢٨
صفای وجود تو را عشق است

دست گل و شیرینی

٩٧/٠٣/٢٨
به خودتان رحم کنید

فقیر نباشیم

٩٧/٠٣/٢٨