لباني دوخته شده
امروز او را ديدم

لباني دوخته شده

نویسنده : A_MH

 امروز او را ديدم در حالي كه با عشق به سرگرمي جديدش مى‌نگريست. از من زيباتر بود و دلرباتر.  لباسش را نگاه كن كلا از همه نظر از من يك سر و گردن بالاتر بود. دنبال يك عيبي ايرادي در او بودم اما هر چه بيشتر به او نگاه مي‌كردم كم‌تر نتيجه مي‌گرفتم. كار هر روزم شده بود نشستن و نگاه كردن به او با چشمانم فرياد اعتراض سر مي‌دادم اما بي‌فايده بود او حتى به من نگاه هم نمي‌كرد. انگار اصلا وجود نداشته‌ام قلب او همانند يك دريا بود و رد پاي من در ساحلش با آمدن هر موج جديدي كمرنگ‌تر و كمرنگ‌تر مى‌شد و در آخر طوري مى‌شد كه انگار اصلا نبوده دوستانم بارها به من هشدار داده بودند «دل نبند» «او سنى ندارد و تنوع طلب است از تو زيباتر را كه ببيند دست و دلش مى‌لرزد، روزي براي او تكراري خواهى شد» اما من آن روزها گوش‌ها و چشم‌هايم از هر ناشنوا و نابينايي كورتر و كرتر شده بود اما اكنون همه حرف‌هايشان را با جان و دل درك مي‌كنم و طعم تلخش را مى‌چشم حالا چشمانم از هر عقابى تيزتر است و هر حركت او را مي‌بيبنم. مي‌بينم چگونه او را نوازش مي‌كند مي‌بوسد، به تفريح و گردش مي‌بردش اما افسوس كه مهر سكوت بر لبانم جارى است من چيزى نبودم جز يك عروسك كوچك كهنه در ويترين بزرگ اتاقش با دهانى دوخته شده و با چشمانى كه هميشه باز است و تا آخر عمر تلخى كنار گذاشته شدن را برايم يادآور مى‌شود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
shahram-bazli
shahram-bazli
٩٧/٠١/١١
١
٠
سلام .....زیبا و قابل تامل بود ....موفق باشید
A_MH
A_MH
٩٧/٠١/١٢
٠
٠
ممنون از نظرتون🙏🏿
notareal
notareal
٩٧/٠١/١٢
٠
٠
درود گرامی. // چون دید گاه ها را خواهانید از برای پیشرفت، نگاهی به نشان های نگارشی (نشان های نقطه گذاری ) در نوشتار داشته باشید، مبادا تاب خواننده بی تاب، و، درون مایه کم رنگ کنید. این نوشتار را باید در نَسَکِ فرانجامِ گینس(کتاب رکورد{های} گینس ) گذاشت، یازده دبیره (خط ) و آخ (دریغ ) از یک «ویرگول، » و یا، زبانم گُنگ (لال )، «نقطه ویرگول. » گرامی، بگذارید این هشداری پرتلاش (جدی ) باشد، که اگر این نشان ها را به جا نیاورید، می بایستی نوشتار ادبی را به کناری گذارید. نسکی در این راستا بخوانید، وگرنه در کویری سرگردان مانید. // از دیدِ مینوی (معنوی )، بسیاری زنان ایران، بیش از مردان، پیشرو بوده، و به مانند برخی «ضعیفه ها، » یا برخی زنانِ پوچ گرای - خواهش مندم واژه «برخی » را ارج نهید، که روی سخن تنها با آن دسته می باشد - دیار باختران، چشم به راهِ «مردکی » نیستند، تا پرنس سوار بر اسبِ سپیدشان باشد. جای گاه زن، به ویژه نژادهِ ایرانی اش، پایین نمی بایستی آورد، اگرچه تنها یک داستان باشد. بگذارید چنین داستان هایی را نویسنده هایی «بازاری » چون سیدنی شلدون، ر. اعتمادی، و کاترین کوکسون بنویسند. بخوانید نشان هایی (اثرهایی ) از ویرجینیا وولف، جورج الیوت (نام کلک (نام مستعار ) یک نویسنده زن)، خواهرانِ برانته، و و . . . // شما هم از گونه ی برترید، چون یک زن هستید، هم بهتر، چون یک ایرانیِ نژاده باشید. // پیش به رو سوی ابراز سهش (احساس ) دوستی و دوست داشتن، بی آن که بلندای دماوند گونه زن به زیر آورید، که مادران پادشاهان گیتی اند. // روزِ خوبی در پیش داشته باشید.
A_MH
A_MH
٩٧/٠١/١٢
٠
٠
بله در نوشته هاى بعدى حتماا دقت ميكنم به نگارشم.راجب موضوع ،خودم كه به شدت حامي حقوق زنانم و در اين متن اين حرف ها از زبان عروسك داخل ويترين اتاق كودك بوده نه از طرف يك خانم و يا يك اقا چون جنسيتش رو مشخص نكردم اما منظورم عروسك بوده كه نتونستم خوب منظورمو برسونم كه بازهم بيشتر تلاش ميكنم ممنونم از نظرتوون🙏🏿🙏🏿
notareal
notareal
٩٧/٠١/١٣
٠
٠
خواهش می کنم گرامی. آری اروسکی (عروسکی ) پارچه ای ست، اگر سهش این مهرورز نبود در راستای جای گاه زن، بایستی از پایان داستان درمی یافتم. زیبا داستانی نیز بود. شاید روزی اروسکی از گردآفرید و سهراب داستان های دستان گویند، که باید «طرحی نو دراندازیم (خاجو ) .»// «راجب » اگر آنی ست که در نوشتار گفتمانی به کار برند که هیچ، ورنه همان گونه که شاید، نیز، دانید، «راجع به » درست است.// گرامی، هرآنی که در کاربرد واژه ای دودل هستید، شاید که خواهید واژه / گزاره پارسی جای نشین آن کنید. از دَرِ نمونه به جای «راجب، » و یا «راجع به، » توان از «در راستای » بهره برد.//
A_MH
A_MH
٩٧/٠١/١٤
٠
٠
متاسفانه اصلا توجه هم نكردم كه شك كنم اتفاقا دبيرم هم چندبار به دانش اموزا ميگفتن كه انقدر شكل گفتارى و غلط كلماتو در روابط مجازيتون بكار نبريد شكل واقعى و درست كلمه رو فراموش ميكنيد و واقعا راست ميگفت بيشتر دقت ميكنم ممنونم🙏🏿
notareal
notareal
٩٧/٠١/١٥
٠
٠
ارج بنهید گفتار آن دبیر نیک تان را، خوشنودم که چنین راهنمای خوبی دارید.// «روابط مجازيتون، »*۱ بهینه که گویید «ارتباطات مجازی. »*۲؛ پارسی هردو را در زیر ارایه می کنم.// شما پیش رفت خوبی در همین گاهِ خُرد داشته اید - بسیار نیز نیک (است).// خب، این دم پیش به سوی کار برد «آی با کلاه، » و ناهمسان بودن آن با «آی بی کلاه؛ » «دانش اموزا، » شود «دانش آموزا(ن)؛ » « انقدر، » می شود « آنقدر. » با کاربرد کلید دگرسویی / بالابرش (شیفت ) و کلید «ا » به دست آید.// در پایان، آیا گرامی «ویرگول ها » هنوز از سیزده بِه دَر باز نگشته اند - جای شان خالی ست.// پروردگار پُر موهبت یارتان باد .//// ۱: پیوند های انگاری / هست نما؛ ۲: رسانش های انگاری / هست نما.
A_MH
A_MH
٩٧/٠١/٢٠
٠
٠
چرا برگشته اند😂حتما دقت ميكنم🙏🏿البته متن كودك كار رو چون خيلى وقت پيش نوشته بودم باز هم اشكالات قبلى رو داره حيف كه امكان ويرايش رو ندارم.
notareal
notareal
٩٧/٠١/١٢
٠
٠
پوزش می خواهم گرامی، دو «ویرگول » دیدم. گرچه برخی گزاره های بلند - به مانند، « انگار اصلا وجود . . . كمرنگ‌تر و كمرنگ‌تر . . . «دل نبند» «او سنى ندارد . . . بوده » - نیازمندِ نشان گذاری اند.
لیلی
لیلی
٩٧/٠١/١٩
٠
٠
خوندن این نوشته مثل تجربه کردن یک حس بی نظیره
A_MH
A_MH
٩٧/٠١/٢٠
٠
٠
چقدر خوووب خيلى خوشحال شدم🙏🏿ممنونم از نظرتون🙏🏿❤️
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠١/٢٠
٠
٠
چقدر تلخه که یه دختر همچین تجربه ای داشته باشه :(( با توجه به سنت (19سال) امیدوارم واقعی نباشه و فقط داستان باشه :)) اصلاً دوست ندارم هیچ دختری اینجوری دست آویز یه پسر بشه ://
A_MH
A_MH
٩٧/٠١/٢٠
٠
٠
نه عزيزم اصلا راجع به دختر نيست از زبان يك عروسكه اون عروسكه اخر واقعا منظورم عروسك بوده ولي خب بازم خوب نتونستم منظورمو برسونم چون شماام متوجه نشدين و اينكه نوشته ها كه حتما نبايد تجربه خودمون باشه
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠١/٢١
٠
٠
عه...چه جالب...چون هیچ اشاره ای که به عروسک نشده یا فضای سازی مثلاً اتاق خواب یک دختر یا همچنین چیزای نداره...بهرحال باید یه اشاره ای بشه که ما دوهزاریمون جا بیفته!!!!! دفعه بعد فضاسازیشو بیشتر کن لطفاً....منتظر مطالب بعدی هستیم خانوم گل:))
A_MH
A_MH
٩٧/٠١/٢١
٠
٠
بله درست ميگين بايد بهتر ميگفتم،ممنونم كه مطالعه ميكنيد و نظر ميدين🙏🏿❤️
پربازدیدتریـــن ها