جیم - از غیرتمان بود؛ نوشتند حسود است! www.jeem.ir
از غیرتمان بود؛ نوشتند حسود است!
فقط برای من باش

از غیرتمان بود؛ نوشتند حسود است!

نویسنده : سمانه صالحی

روزی که برای اولین بار دیدمش یادم رفت از زبانم، بعد از آن همه از عشق گفتن برای مطلب مهمی استفاده کنم. این زبان لعنتی به روی خودش نیاورد... و در دلم ماند! این که به او بگویم فقط برای خودم باشد. آن روز گذشت. فقط از دوست داشتن گفتیم. از این که من حاضرم برایش ال کنم و بل کنم و او چقدر مرا می‌خواست و چقدر به غیر من هیچکس را نمی‌دید.

اما نمی‌دانم کجا را اشتباه رفتیم یا چه شد که اشتباه کردم. عشق او مرا آدم بدی کرد! حسود... حساس... زودرنج. اما نه! من حسود نبودم. فقط غبطه‌می خوردم برای وقت‌هایی که همه‌اش مال خودم نبود. 

احتمالا یک روز که به خودش بیاید این را می‌فهمد! عاشق که شوی، آرام می‌شوی، گاهی حسود، گاهی خودخواه، گاهی آرام، گاهی دیوانه... اما نه... نه! من دیوانه هم نبودم. فقط طوری که دیگران نمی‌توانستند، او را دوست داشتم. من نمی‌توانستم به او بگویم که با جنس مخالفش حرف نزند، شوخی نکند، رفت و آمد نداشته باشد، عشق‌مان اجازه‌ی این حد از محدود کردنش را به من نمی‌داد. 

نمی‌توانستم بگویم می‌خواهم فقط مرا داشته باشد؛ تنها کاری که از دستم بر می‌آمد این بود که سکوت کنم و به رویم نیاورم که دلخور شده‌ام. نمی‌گفتم! و چقدر لبخندهایم را عوضی می‌فهمید. یک گوشه کز می‌کردم و در جواب پرسش «چیزی شده؟» فقط می‌توانستم لبخند تلخی بزنم و بگویم «نه جانم... نه تصدقت...نه عزیز من». نمی‌شد به او بگویم ماتم چشم‌هایم را ببیند! چشم‌هایم هم که قربانشان بروم همین یک جا را خوب فیلم بازی می‌کردند. شاید هم او زود گول می‌خورد. نمی‌دانم! نمی‌توانستم بگویم معنی لبخند تلخم را بفهمد و دست دلم را بگیرد و بهش بگوید ناراحت نباش من برای تو هستم.

من نمی‌توانستم به او بگویم فقط برای من باش. او خودش باید می‌فهمید. 

پ.ن: حسود نیستم اما کسی به غیر خودم / غلط کند که بخواهد رقیب من باشد. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
notareal
notareal
٩٧/٠١/١٢
١
٠
«پ.ن: حسود نیستم اما کسی به غیر خودم، » که جان گزاره بود. // سرشت آدمی چنین است، خواستن بهترین اش برای خود، و نه دگر(ی.) سرشتی که توانِ پرورش دادن و خردمند شدن نیز دارد. تا آن کرانه پرورش یافته، که هر گفتمان با دیگری را ناخوشایند نبیند، آخر پرنده که پرواز نکند زود می میرد. // اویی که شما بنیند، شما، نیز بیند. رفتار شما رفتار او دگرگون کند. پشتی بر خویشتن خویش تان (اعتماد به نفس تان ) او به با شما بودن بیشتر گراینده کند. از سوی دگر که ما ایرانی هستیم، نه پی روی منش پارینه سنگی، - پرنده در کابوک (قفس ) - و نه لجام گسیخته و افسار گسسته.// روزتان به نیکی باد.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠١/١٢
٠
٠
بله درسته :)) خیلی ممنون از نظرتون :))
STONY
STONY
٩٧/٠١/١٢
١
٠
خوب بود..فقط شما در اسرع وقت مراجعه می کنی به پی وی بنده باید با هم صحبت کنیم :|
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠١/١٢
٠
٠
----____---- اوه اوه / چشم -_- ولی تخیلی بوداا :||| مرسی :)
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٧/٠١/١٢
١
٠
“ حسادت ورزیدن به معنای خوار و پست کردن خود من و اوست “ / آناکارنینا البته من قبول ندارم، حسادت خیلیم خوبه تو این موارد :) متن زیبایی بود، موفق باشید
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠١/١٣
٠
٠
بله اینجور حسادتا خیلی قشنگه از نظر من :) مرسی از شما :))
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠١/١٤
١
٠
هم اینکه من با این جور دلنوشته‌ها نمیتونم ارتباط برقرار کنم، وهم این متن شما مشکل منطقی داره، یعنی یه جایی میگین: "نمیدونم کجا رو اشتباه کردم"؛ آخرش میگین: "نمیتونستم بگم برای من باش، خودش باید میفهمید" :|
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠١/١٥
٠
٠
هم اینکه سلیقه ها فرق میکنه ، هم اینکه منطق من با شما متفاوته :| ببینین اونی ک گفتم « نمیدونم کجا رو اشتباه کردم» برای این گفتم که، نمیدونم کجا رو اشتباهی رفتم که اون میره با بقیه مثلا فلان کار و فلان کار رو میکنه -_- ینی یه جورایی معنی اینو میده که نمیدونم چی کم گذاشتم.... ولی اونی که اخرش گفتم کاملا بحثش جداست و منظورم این بوده یه سری چیزا رو طرفین خودشون باید تو رابطه بفهمن نه اینکه بهشون گوشزد بشه که این کار رو نکن چون من دوست ندارم. نه! بعضی چیزا فهمیدنیه..منظور کلی این بود که اصلا من یه جایی گیرم اشتباه کردم دلیل نمیشه که اون بره با بقیه شوخی ها و خنده هاشو بکنه و اینو خودش باید بفهمه ، نه این که من بگم بهش :| همین
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠١/١٥
٠
٠
بازهم قانع‌کننده نبود، چون همون نگفتن اشتباه اصلی بوده دیگه، و نکته بعدی این که این چه انحصارطلبی بدیه دارین شما:/ طرف شوخی و خنده هم نمیتونه بکنه با کس دیگه:|| نمیشناسمش ولی افرین که رفت -_-
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠١/١٥
٠
٠
نرفته هنو هس :| سلام رسوندن :| شوخی داریم تا شوخی دیگه :) وگرنه که من خودم حرف و شوخی با همه دارم -_- منظور کلا یه سری کارای دیگه ای بود نه حرف زدن و خنده و شوخی خودمون :| بدشم همینه که هس :|
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠١/١٥
١
٠
یه سری کارای دیگه چه ربطی به خنده و شوخی داره پس:/ ما علم‌غیب داریم متوجه شیم منظورتونو:||| چیییششش
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠١/١٦
٠
٠
:)))
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٧/٠١/١٦
١
٠
عشق یعنی خوشبختی طرف مقابل حتی اگر خودت رو بدبخت کنه عشق یعنی تو بمون من میرم عشق یه بیماریه...
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠١/١٦
٠
٠
بله :) درسته...مرسی :)
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠١/٢٠
٠
٠
متن از لحاط نوع نگارش مثل همیشه خوب بود ولی نوشته های قبلی روش سایه انداختن......ولیکن در زندگی واقعی اصلاً قبولش ندارم و دوست دارم در تخته سیاه راجب این موضوع با هم صحبت کنیم.خوشحال میشم :)) اگر باعث رنجش خاطر شد.....پوزش :))
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٧/٠١/٢٢
٠
٠
حتتتتتما :))اگر یه موقعی تخته بودم و بودی ، حتما یاداوری کن که حرف بزنیم در موردش :)) نه بابا چرا رنجش خاطر و این حرفا؟؟ :)) مرسی نسترن جان :)
پربازدیدتریـــن ها
این حناها دیگر رنگی ندارد

کی مسئوله این وسط؟

٩٧/٠٥/٢٣
در انتظار باران

تو را دوست می دارم

٩٧/٠٥/٢٢
ماشین نوشت افراد معروف

ژووون پل سارتر

٩٧/٠٥/٢٣
دوستت دارم

مادر بزرگ

٩٧/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

فقط زنده باش

٩٧/٠٥/٢٤
همه چیز آغاز می‌شود

خداحافظ

٩٧/٠٥/٢٣
اندر حکایت چپ دستی

لطفا دست چپ من را دوست داشته باش

٩٧/٠٥/٢٢
امان از خسنگی

تابستونی که قراربود بترکونیم!

٩٧/٠٥/٢٤
چشمم را روشن کن

مستم از این عطر

٩٧/٠٥/٢٣
شاید که روزی پروانه شوم

پیله

٩٧/٠٥/٢٣
مگر زندگی همین نیست؟

فیلم هندی می بینم پس شادم

٩٧/٠٥/٢٢
تابلوی ممنوع را نشان شان بدهید

خاصیت حساس بودن

٩٧/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

دختر

٩٧/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

چه خوش برگشتی

٩٧/٠٥/٢٤
من نمی دانستم عوضی یک فحش است

وقتی ده سالم بود

٩٧/٠٥/٢٧
هیچوقت دیر نیست

سخت نگیریم

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

تو رفته‌ای

٩٧/٠٥/٢٧
جنگل پندارها

درجستجوی الی / قسمت ششم

٩٧/٠٥/٢٧
به وسعت آسمان

راست می گویم؟

٩٧/٠٥/٢٧
شعری سروده خودم

مثل سوئيس

٩٧/٠٥/٢٨