نیشتمان عزادار من
عید در راه است

نیشتمان عزادار من

نویسنده : g_gimi

نیشتمان مادری من این روزها سیاه‌پوش شده است اما رنگ در فرهنگ ما نشان از زندگی است و این رنگ‌هاست که می‌گوید حال امروز ما چطور است.  

مرثیه‌ای برای کوردها، برای عزیزانمان که اکنون نیستند و زیر خروارها خاک خفته‌اند شاید بهاران قبل را اگر بگویم زندگی لذت بخش‌تر بود خوش می‌گذشت همه منتظر عید بودیم با صدای گلوله نوید اتفاقی نیک به انتظار بهار می‌نشستیم. همه با هم زن  و مرد به انتظار می‌نشستیم. مردِ بالا بلند که از سفیدی موهایش پیداست زمستان‌های زیادی را پشت سر گذاشته است بهار پالنگان زیباست. روستایی که از نامش پیداست محل زیست پلنگان است. کاکه تفنگ برنو را بالای سر برده و در تیراندازی مصمم است.ا ما خطر کسی را تهدید نمی‌کند. 

سینه‌ی آسمان را نشانه رفته است. می‌خواهد یک تنه جنگی به راه بیندازد که از فرجامش دلشاد است. شلیک به سوی پهنه‌ی عریض و بی‌انتها قرار است شادی و نو شدن را در پی داشته باشد. زنان بی‌اعتنا به روسری‌هایی که تنها کنجی از گیسوان پریشانشان را پوشانده است میان لباس‌های فراخ و رنگ به رنگ مشعل‌هایی که هنوز خاموش است را بالا گرفته‌اند و از لبخندهایشان پیداست دلشان گرم است به مردان بلند قامتی که در کنارشان ایستاه‌اند. مردان جامه‌ی نو بر تن و گیوه‌ی سفید بر پا کرده‌اند. چشم از لوله‌ی تفنگ برنو برنمی‌دارند. شادی اهالی روستا روی دیوارهای سنگ چین، پشت بام‌ها و کنار پنجره‌ها هیاهویی در عکس به پا کرده است. خانه‌های سنگی و کاهگلی روی دامنه‌ی کوه پله پله بالا می‌روند ما از بازتاب نور روی تیزی سنگ‌ها پیداست. ماشه که چکانده شود صدای تیر در روستا می‌پیچد. مشعل‌ها از همدیگر آتش می‌گیرند و راه روشن می‌شود. مردان و زنان پشت هم به راه می‌افتند به سمت بلندی‌های روستا. باید برای جشن عید که از دورترین نقطه‌ی تاریخ در راهست روی بلندترین زمین، شادی و پای‌کوبی کنند. 

اما افسوس که نیشتمان من عزادار عزیزانش است.  

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
M_ansari70
M_ansari70
٩٦/١٢/٢٩
٠
٠
خیلی خوب و تاثیرگزار بود. امیدوارم خدا به همه صبر و امید بده. دلتون شاد سال نو هم مبارک :)
shahram-bazli
shahram-bazli
٩٦/١٢/٢٩
٠
٠
واقعا دست مریزاد ...امیدوارم سال نو برا همه خوب و خوش باشه ..موفق باشید .
notareal
notareal
٩٦/١٢/٣٠
٠
٠
« میان لباس‌های فراخ و رنگ به رنگ مشعل‌هایی که هنوز خاموش است . . .، » آیا زیباتری توان آورد، گمان نمی کنم. بنگر چون فراخی و رنگ جامه به «مشعل » توان مانندانگاری کرد. «مشعلی، » گرچه خاموش، که «نیشتمان » با رفته نابهنگامَ ش پیوندی به درازا و مویینی یک «ریسمان » // نگاشته، زیباترینِ g-gimi هاست تا این دَم. سرشت آدم و زیستگاه و رفته ها را در کرمانشان به ماننده نگاره ای از دیرین نخاشی شده، به روی ما می گشاید - نخشی که جای جای ایران است در آن. // بگذار که از آن «مشعل » اپدر*۲ نوروز شراره ای جادویی بر بودن و زیستن هر باشنده کرمانشانی ای ریزد، که دردش بیش، شاید نیمه درمانی. ما نه که دوست، بل «عشق » تان داریم. // این نوروز را برای همه ی کرمانشانی ام، و دگر ایرانی ام، پر ز آرامش و دست در دست هم بودن، از خداوند بزرگ آرزو می کنم. باشد که نوروز پسین، آن گاهی که شاید دردتان خُردتر، و روان تان فراخ تر، به همه ی مان خجسته باش گویم. که این نوروز بایستی که به یاد درد و رفته ی کرمانشانی مان باشیم، و، نمی باشد موسمِ پای کوبی، بل آنی برای نیایش به درگاه بی کرانه ی او که هستی مان بخشید. // بسیار سپاس گزارم از نویسنده، گرچه نامُ ش ندانم. //// *: عمو
notareal
notareal
٩٦/١٢/٣٠
٠
٠
«نامُ، » باید بخواند «نامَ، » با پوزش از شمای خواننده.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٢/٣٠
٠
٠
:((چه عید سختیه وقتی عزیزانت نباشن :(( عیدتون مبارک :)
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٧/٠١/٠٩
٠
٠
از دست دادن عزیزان بزرگترین ترس و درد روی زمین برای آدمهاست و بسیار تلخ و دردناک. جزء دعا کردن کاری از دستمون بر نمی آید. فقط "نیشتمان" یعنی چی؟؟؟
notareal
notareal
٩٧/٠١/١٢
٠
٠
"نیشتمان" واژه ای کوردی ست به چمِ دیار، بوم، میهن. گروه موسیقی ی با همین نام به سرپرستی استادان حسین زهاوی و سهراب پورناظری، هنر آن دیار به دوست داران ارایه می دارد.
پربازدیدتریـــن ها