تو نبودی
گل همیشه بهار بوستان قلب من

تو نبودی

نویسنده : گزینه جیم

تو نیستی... تو هر بار که باید باشی، نبودی... نیستی! هر بار که آمدم شیراز و دلم خواست کنارم بایستی، تو نبــ... هر بار که قصرالدشت را یا عفیف‌آباد را یا حافظیه را قدم زدم، یک جای کار لنگید و تو نبودی! حتی به بهانه‌ی کارگاه نویسندگی هم یک جای حضورت لنگ می‌زد. خیال می‌کردم میان جمع نشسته‌ای و شال بنفش به سرت انداخته‌ای. تو چرا یک بار شال بنفش برای خودت نخریدی؟ بنفش به صورتت می‌آید. راستی تو را کم دارم در میان همه‌ی بودن‌ آدم‌هایی که حضورشان به چشمم نمی‌آید. تو برایم شبیه گل مریمی هستی که خزان ندارد. شبیه گل شب‌بویی که عطرش مانند اقاقی‌ها، کوچه را می‌پیماید. تو نرگسی، نسترن، شاید تو همانی که برایت گفته‌اند: «تو جلوه‌ی این بوستانی ای گل...» می‌خواهم زودتر برگردم. شیراز بی‌تو چیز بزرگی را کم دارد. خلائی که با هیچ چیز پر نمی‌شود جز بودنت... نه دریاها، نه کوه‌ها، نه جنگل‌ها توان پر کردن این حجم از نبودن را ندارند... تو گل همیشه بهار بوستان قلب منی! مانند اسمت... به خدا!

به قلم محمدامین چیت‌گران

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
shahram-bazli
shahram-bazli
٩٦/١٢/١٩
٠
٠
خیلی ......عالی.........
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١٢/٢٠
٠
٠
شیراز رو حضور ادم هایی که باید باشند زیبا میکنه....چه متن زیبایی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٢/٢٣
٠
٠
:))))
پربازدیدتریـــن ها