وقتی می خواهی طنز بنویسی
خودم را بارها زده ام

وقتی می خواهی طنز بنویسی

نویسنده : گزینه جیم

یکی از ویژگی‌های طنزنویسی این است که وقتی متنت به سد ممیزی می‌خورد، خودت با لایه‌های عمیق، کنایه‌ها، استعارات و کلا منظور واقعی خودت آشنا می‌شوی. می‌فهمی در مملکت اتفاقاتی افتاده و تو بدون این‌که روحت از این اتفاقات باخبر باشد، توی متنت به صورت بسیار ظریفی که هیچ‌وقت در خواب هم نمی‌دیدی، بتوانی این‌قدر ظریف بهش اشاره کنی، اشاره کرده‌ای. کم‌کم پی می‌بری که قلمت اصلا این‌قدر قوی هست که هر کسی می‌تواند آن را به شقیقه خودش ربط دهد. در واقع شما متن را می‌نویسی و روی زمین می‌گذاری، بعد هرکس که دلش خواست، از بقال و چقال تا برو بالا و پایین خودش می‌آید و سهمش را برمی‌دارد. بعد از مدتی اصلا دچار تناقض می‌شوی و همه‌اش با خودت می‌گویی، یعنی اینی که من گفتم، همون معنی رو می‌ده که می‌خواستم یا معنی‌اش به معنی‌ای که اون‌ها فکر می‌کنند، نزدیک‌تره؟ درنهایت خودت را کمی کتک می‌زنی تا مجبور به اعتراف شوی. من خودمم بارها خودم را زده‌ام و به نیات شومم پی برده‌ام؛ آن‌قدر که یک‌جای سالم توی تنم پیدا نمی‌کنید.

به قلم شهاب نبوی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
M_ansari70
M_ansari70
٩٦/١٢/١٤
٠
٠
با حرفتون موافقم. وقتی بخوای چیزی بنویسی که خیلی چیز! باشه باید در لفافه بگی.دیگه باقیش کار خواننده تیزبین که با ذره بین بتونه پیداش کنه. :)
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٦/١٢/١٤
٠
٠
خود شهاب نبوی طنزای بی معنی و خونوکی داره! برا چند نفر فرستادم همین نظرو داشتن
amineh_hz
amineh_hz
٩٦/١٢/١٤
٠
٠
👏👏👏👏
S_BAZLI
S_BAZLI
٩٦/١٢/١٥
٠
٠
میشه برداشتهایی خوبی از این نوشته داشت .قابل تامله
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٢/١٥
٠
٠
خب تا خواننده هم اطلاعاتی نداشته باشه هیچی نمیفهمه...خیلی وقتا یه طنزی برا من جالب بوده ولی همونو برا یکی دیگه خوندم گفته چقد مسخره! چون از هیچی خبر نداره...
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/١٢/١٦
٠
٠
ما این موضوع رو توی شوخی های اروتیک داریم متاسفانه! مثلا یک عبارتی مینویسیم و بعد میگن منظورت چی بوده از این؟ میگم به خدا هیچی! میگن نه به این منظور میشه برداشتش کرد و خوب نیست حذفش کن :| یکی از مثالهایی که یادمه، توی یک متنی درمورد وزیر بهداشت نوشته بودم و گفته بودم اینکه بهش میگن آقای دوربینی شاید واقعا دور بینه و برای همینم عینکیه! گفتن منظورت چی بوده که گفتی عینکیه؟ یه لحظه هنگ کردم گفتم خب عینکیه دیگه! گفتن حذفش کن... تا مدتها نمیدونستم واقعا چی برداشت کردن... که یه روز بالاخره کشفش کردم :|
پربازدیدتریـــن ها
سند زدن چشم هایت به نام من

و چقدر این چشم‌ها با عینک خواستنی‌ترند

٩٧/٠٣/٢٧
آشنایی با تیم های گروه مرگ (گروه B) جام جهانی

بِکِش زیرش!

٩٧/٠٣/٢٧
شعری سروده خودم

دلتنگی

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

من زنم!

٩٧/٠٣/٢٤
صفای وجود تو را عشق است

دست گل و شیرینی

٩٧/٠٣/٢٨
بر اساس واقعیت

اتاق؛ برترین رمان خواندنی امسال

٩٧/٠٣/٢٩
کارم را بساز

جنگ

٩٧/٠٣/٢٤
داستانی آشنا

منی که من باشم! / قسمت دوم

٩٧/٠٣/٢٧
بوی تعفنش

کافی شاپ

٩٧/٠٣/٢٨
معرفی فیلم

اوکجا را حتما ببینید

٩٧/٠٣/٢٧
کاش به خودمان بیاییم

از روزه تا فطر ذهنی

٩٧/٠٣/٢٩
به خودتان رحم کنید

فقیر نباشیم

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

آمدم

٩٧/٠٣/٣٠
شعری سروده خودم

خداحافظ رمضان

٩٧/٠٣/٢٧
ای آنکه هیچ یک از نامه‌هایم به دستت نرسید

تو را رقیبانی است

٩٧/٠٣/٣٠
شعری سروده خودم

عشق بادآورده

٩٧/٠٣/٣١
عشق خطرناک ترین مخدر دنیاست

جادوی عشق

٩٧/٠٣/٢٩
حالمان خوش نیست

با توام دنیا

٩٧/٠٣/٣٠
وای از آن روز...

من یک سامورایی هستم

٩٧/٠٣/٣٠
روی موج مثبت

بن بست

٩٧/٠٣/٣١