لطفا در صف بمانید!
جشن امضای رهش امیرخانی

لطفا در صف بمانید!

نویسنده : مائده رئیس الساداتی

جمعه این هفته شاید برای من یکی از خاص‌ترین جمعه‌هایی بود که تجربه کردم. وقتی خیلی اتفاقی فهمیدم که رضا امیرخانی به کافه کتاب مشهد می‌آید و خیلی اتفاقی‌تر فهمیدم که فقط سه ساعت وقت دارم خودم را به آنجا برسانم و شاید اصلا فکرش را نمی‌کردم به موقع برسم. اما همه‌چیز به‌طور ناگهانی جور شد و درنهایت توانستم در رونمایی کتاب جدید ایشان به‌نام "ره‌ش" شرکت کنم. جدیدترین اثر رضا امیرخانی که این بار به سراغ معضل توسعه شهری رفته‌است و برخلاف دیگر آثار این نویسنده این بار از زبان یک شخصیت زن بیان می‌شود. درحاشیه رونمایی از کتاب و جشن امضا آن در کافه کتاب مشهد حواشی اتفاق افتاد که به‌نظرم بهتر بود به آن‌ها اشاره کنم. قاعدتا از کتاب همچین نویسنده‌ای استقبال زیادی خواهد شد. و با نیم‌ساعت زودتر رسیدن هم نتوانستیم جای مناسبی پیدا کنیم. ولی همانکه جایی برای نشستن بود هم خداراشکر کردیم. 

با شروع برنامه ناگهان می‌بینم که اقایی خیلی راحت می‌آیند جلو ردیف ها و می‌ایستند (درصورتیکه اگر چیزی دیده نمی‌شد می‌توانستی کمی عقب تر از ردیف صندلی ها بایستی!) در نهایت من هم مجبور به ایستادن می‌شوم. کمی بعد می‌توانستی درحین حرف زدن نویسنده صدای گریه و بعضا بازی بچه‌های قد و نیم قد را هم بشنوی. حالا جسارت نمی‌کنم آشنا کردن بچه‌ها باکتاب خوب است حتی از دوران نوزادی ولی خوب من می‌ترسم این معصومان درهمچین محیطی احساس خستگی کنند و در نهایت نه خودشان چیزی بفهمند و نه ما. 

بعد از پایان پرسش‌ها و حرف‌های نویسنده نوبت به امضا کتاب می‌رسد و از آنجایی که کتاب به همراه خود نویسنده آمده‌است؛ باید ابتدا خریداری شود. که آن هم اگر خدا بخواهد یک صف مرتب می‌طلبد گرچه همچین اتفاقی نیوفتاد، یعنی یک جاهایی باید دل به دریا می‌زدی و بی‌خیال همه چیز باید سرت را می‌انداختی پایین و جلو می‌رفتی حالا بی‌خیال تنه زدن و لگد پای بقیه و خیلی چیزها... بعد از خرید کتاب نوبت به صف امضا متراکمی می ‎رسد که تکان بخور هم نیست البته شاید جا زدن ‌های برخی از دوستان علاقه‌مندی که عجله دارند و دیرشان شده‌است هم بی‌تاثیر نباشد.

کم‌کم صف جلو می‌رود و نوبت شما که می‌شود؛ و کسی را می‌بینید که در عین آرامش و تواضع تک‌تک کتاب‌ها را امضا میکند و للحق می‌نویسد و می‌ایستد و با شما عکس می‌گیرد. اما اگر بخواهم منصفانه قضاوت کنم همه ما گاهی دیرمان می‌شود و دلمان می‌خواهد نوبتمان زودتر برسد شاید گاهی اوقات موق هم شده باشیم اما خود من غالبا بیشتر عقب افتاده‌ام با این کارها! اما اگر کمی منظم‌تر حقوق یکدیگر را رعایت کنیم و شاید دربعضی مواقع منظم‎تر در صف بایستیم، در وقت همه‌مان بیشتر صرفه‌جویی شود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٦/١٢/٠١
٥
٠
صف و انجام دادن حقوق شهروندی تو کشور ما اصلا رعایت نمیشه؛نمیدونم چرا؟! نه اینکه بخوام الکی ژست این آدماییو بخودم بگیرم که فک میکنن کشور خودشون بدترین جای دنیاس وبقیه جاها بهشته،اما واقعا اگر بعضی چیزای کوچیک رعایت میشد خیلی بهتر بود. حداقل میتونیم از خودمون شروع کنیم و این چیزا رو رعایت کنیم. مطلب تون جالب بود موفق باشید.
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٦/١٢/٠٢
٠
٠
کلا همه باید شخصا رعایت کنیم تا کم کم درست شه همه چی این یه جورایی یه تذکر برای خودمم بود:) ممنون که خوندید.
صالحه
صالحه
٩٦/١٢/٠١
٣
٠
هعی بابا... کاش بهتر بشیم! خوشبحاالت ولی عا... امیرخانی...من شهید
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٦/١٢/٠٢
٠
٠
ممنونم..:))
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٢/٠٢
٢
٠
چه خوب که رفتی و خودتو رسوندی :)) این جور مسائل همیشه بوده...مخصوصا عده ای که هرجا میخوان برن یه ایل و تباری از بچه های قد و نیم قد دنبال خودشون راه میندازن! ادم باید از طرف اونا خجالت بکشه ! / مرسی مائده جان :))
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٦/١٢/٠٢
٠
٠
مرسی که خوندی:)
LIMAN
LIMAN
٩٦/١٢/٠٢
١
٠
LIKE
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٦/١٢/٠٢
٠
٠
متشکرم
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٦/١٢/٠٢
١
٠
یک زمانی با یکی از دوستان سر تهیه یک کتابی هر روز کافه کتاب قرار میذاشتیم. پاتوق خوبیه برای بچه های اهل کتاب. اگر پردیس کتاب این جشن امضاء کتاب برگزار میشد به احتمال قوی بی نظمی رخ نمی داد.
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
نمیدونم اولین بارم بود همچین جایی رفتم ممنون ک خوندید!:)
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
حالا بعدا اگر فرصت کردید یک خلاصه و نقدی از کتاب بنویسید تو سایت بذارید
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٦/١٢/٠٤
٠
٠
چشم در اولین فرصت میذارم.
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
کار فرهنگی و اینهمه بی فرهنگی؟؟؟ :/ ولی بازم خوبه که متوجه شدی و رسیدی .. منکه فرداش متوجه شدم :/
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٦/١٢/٠٣
٠
٠
خودمم برام این حجم از شانس بعید بود:) مرسی که خوندین:)
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
خوشبحالت که رفتی من کلا خبر نداشتم...:|
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٦/١٢/٠٣
٠
٠
ممنونم...ان شالله دفعات بعدی باخبر بشین ^__^
M_ansari70
M_ansari70
٩٦/١٢/٠٤
١
٠
یحتمل اون دوستانی که توی صف زدن از دوستای خودم بودن. من معذرت میخوام :) حاشیه نویسی خوبی بود. ولی اگه به فضا اشاره میکردید و خواننده رو با اون حال و هوا بیشتر آشنا میکردید بهتر بود. موفق باشید.
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٦/١٢/٠٤
١
٠
خواهش میکنم ...:) متشکر از نظرتون، از این به بعد سعی میکنم اعمال بشه:)
پربازدیدتریـــن ها
ولی اگر نباشند...

نمک های زندگی

٩٧/٠٣/٢٣
سند زدن چشم هایت به نام من

و چقدر این چشم‌ها با عینک خواستنی‌ترند

٩٧/٠٣/٢٧
آشنایی با تیم های گروه مرگ (گروه B) جام جهانی

بِکِش زیرش!

٩٧/٠٣/٢٧
تنها آیدا نیست

در آرزوی پسر بودن

٩٧/٠٣/٢٣
شعری سروده خودم

دلتنگی

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

من زنم!

٩٧/٠٣/٢٤
صفای وجود تو را عشق است

دست گل و شیرینی

٩٧/٠٣/٢٨
غرق شده ام

به رویا

٩٧/٠٣/٢٣
کارم را بساز

جنگ

٩٧/٠٣/٢٤
بر اساس واقعیت

اتاق؛ برترین رمان خواندنی امسال

٩٧/٠٣/٢٩
درباره هزار و یک شب شهرزاد

با «شهرزاد» در تهران قدیم قدم زدیم

٩٧/٠٣/٢٣
داستانی آشنا

منی که من باشم! / قسمت دوم

٩٧/٠٣/٢٧
بوی تعفنش

کافی شاپ

٩٧/٠٣/٢٨
معرفی فیلم

اوکجا را حتما ببینید

٩٧/٠٣/٢٧
کاش به خودمان بیاییم

از روزه تا فطر ذهنی

٩٧/٠٣/٢٩
به خودتان رحم کنید

فقیر نباشیم

٩٧/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

خداحافظ رمضان

٩٧/٠٣/٢٧
عشق خطرناک ترین مخدر دنیاست

جادوی عشق

٩٧/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

آمدم

٩٧/٠٣/٣٠
ای آنکه هیچ یک از نامه‌هایم به دستت نرسید

تو را رقیبانی است

٩٧/٠٣/٣٠