خواب و رویا تو
شوق فردا تو

خواب و رویا تو

نویسنده : banu69

وقتی دانشگاه تمام شد، یک شب خواب دیدم با آن پیراهن چهارخانه آبی و لیمویی و کله غازی که فقط یکی دوبار ترم دو تنت بود؛ از پیاده‌روی  مدرسه کنار خانه‌مان رد شدی و آمده بودی جلوی درب ‌ان تا همیشه برای هم بمانیم. آن روز که بعد این همه وقت جلوی دادگستری در صد متری خانه‌مان دیدمت گفتم تو کجا و اینجا کجا. بعد گفتم شاید یک روز خواب آن شبم تعبیر شود... کاش تعبیر شود... کاش! 

دیشب وقتی عکس‌های تقریبا شرم‌آور فلانی را که با همکاران مرد و زنش انداخته بود دیدم به این فکر کردم که شاید تو یکی از دلایلت پول نداشتن بوده اما حالا با این اوضاع خراب فهمیده‌ام شاید از دخترانی مثل م‌.و.‌س که به هیچ مذکر کچل و زشتی هم رحم نمی‌کنند ترسیده‌ای اما کاش می فهمیدی که من واقعا عاشقت بودم و تو را می‌خواستم. من هیچوقت دختر بدذات و دریده‌ای نبودم. من فقط عاشقانه تو را می‌خواستم. 

بیا برایت یک اعترافی کنم. دوست داشتن تو برایم شبیه یک بیماری صعب‌الاعلاج بود که بالاخره با بدبختی تمام بهبود نسبی پیدا کرد و تحت کنترل است. اما خب گاهی هم عود می‌کند، روزگارم را قهوه‌ای می‌کند. حالم را می‌‌گیرد و دوباره گورش را گم می‌کند و می‌رود پی کارش. بااینکه همه چیز تمام شده و سال‌ها گذشته و زندگی‌ها تغییر می‌کند اما این را خوب می‌دانم که انگار توی همه‌ی این دنیا با همه‌ی آدم‌هایش. تنها تو هستی که با داشتنش حالم. خوب است توی همه‌ی خیابان‌ها و عکس‌ها و آدم‌ها فقط بی‌اختیار چشمم دنبال توست. حس خوشبختی یعنی تو. دل خوش یعنی تو. اگرچه خودم را زده‌ام به آن را و مجبور با شرایط کنار بیایم وسعی می‌کنم زندگی‌ام را سرپا کنم اما خوب می‌دانم که جای خالی تو توی زندگی‌ام تا ابد احساس می‌شود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١٢/٠٢
١
٠
:((((((((
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
:((
S_BAZLI
S_BAZLI
٩٦/١٢/٠٣
٢
٠
با سلام ....متن جالبی بود که قلب خسته مرا دوباره جریحه دار کرد ....شاید برای خیلی ها قابل هضم نباشد ولی؟؟؟به معنای واقعی این نوشته را درک کردم ...
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
ممنونم از اینکه مطلبم رو خوندین
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
جای خالی بعضی ها هیچوقت پر نمیشه و امان از شهری که همه ی خیابون هاش یادآور اون فرد باشه.
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
آنچه با من بود بی تو ماندن بود در خیابان های باران خورده بعد از تو.... ممنونم که مطلبم رو خوندین
Mrs.NA30M
Mrs.NA30M
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
فدات :)
LIMAN
LIMAN
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
خیلی خب بود . خاطرات تلخ و زجر آور معمولا برای بیشتر ما اتفاق افتاده است . اما چه می شود کرد با این سرنوشت یاغی ؟؟؟ به نظر بنده باید شجاعانه منتظر ادامه این سرنوشت باشیم و البته جاهائی که می توانیم دخالت داشته باشیم بهترین عملکرد را برای بهتر شدن سرنوشت خودمان انجام بدهیم . ✿✿✿
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
منم همچنان دارم شجاعانه این شر!!نوشت رو ادامه می دم ممنونم از اینکه مطلب رو مطالعه کردین
LIMAN
LIMAN
٩٦/١٢/٠٣
٢
٠
خواهش می کنم عزیز شما هم سن پسر بنده هستید . اما از الان زیاد دلگیر نباش ........... شما هنوز جوانی و اول راه و مبارزه برای زندگی بهتر و سرنوشت بهتر ... تا می توانی از ناملایمات زندگی درس بگیر و برتجربه های خودت اضافه کن .......... مخصوصا از تجربه های انسان های موفق وبزرگ استفاده کن تا ان شاءالله وارد مبارزه اصلی زندگی که شدی با قدرت بتوانی با این ناملایمات برخورد کنی ......... موفق باشید ان شاءالله ✿✿✿
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٤
١
٠
ممنونم حتما از نوشته هاتون استفاده می کنم به عنوان کسی تجربه داره و از من بزرگتره
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١٢/٠٣
١
٠
خیلی خوب میفهمم اینو که بعضی وقتا فقط یک نفر میتونه حالت رو خوب کنه..حتی با فک کردن بهش.. :)) خیلی خوب نوشته بودین....ممنون
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٤
١
٠
می دونی سمانه جان توی این دنیایی که آدم همیشه غصه داره و همیشه حالش بده غنیمت ارزشمندیه که یکی باشه که با بودنش همه ی اندوهت رو فراموش کنی اما متاسفانه خدا اون رو گذاشت سر راه من تا بیشتر از همیشه عذاب بکشم و حالا جای خالی اش آزار بده ممنونم عزیزم که مالبم رو می خونی :)
b_noori
b_noori
٩٦/١٢/٠٤
٠
١
هنز دلتنگی قدم زدن با تو رو دارم، هنوز با نفسات تو باغچه شمعدونی می کارم... باور میکنی یا نه من عاشقم اما نه من دیوونتم این قصه تکراری این دوری اجباری منو دیوونه کرد هنوز عاشقمو دلهره چشما تو دارم.. با خوندن این دل نوشته ات بانو جان آهنگ ناردون مازیار فلاحی تو ذهنم پلی شد و خواستم این حسو باهات شریک شم.
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٤
١
٠
ممنونم خانم نوری عزیز که همیشه مطالبم رو دنبال می کنی و به من دلگرمی میدی ممنونم و برات آرزوی سلامتی و شادی و خوشبختی دارم عزیزم :)
b_noori
b_noori
٩٦/١٢/٠٤
١
٠
به قول نادر ابراهیمی " عشق به دیگری ضرورت نیست، حادثه است" و خیلی خوبه که این حادثه برات اتفاق افتاده، مهم نیست که تا کجا باهات همراه بوده مهم اینه که اتفاق افتادنش باعث رشد روح آدم میشه، آدمی که هیچ وقت عاشق نشده از درک لذت عظیمی تو زندگیش محروم بوده. پس برای تا همینجای داستان هم باید شاکر باشی.. به امید روزهای بهتر... بازم بنویس منتظر نوشته هات هستم همیشه :)
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٤
١
٠
اره خب یه درد شیرینه یه پختگی فوق العادس اما عذابش خیلی زیاده به نظرم بعد سه سال آدم باید عادت کنه و کنار بیاد اما متاسفانه برای من اینجوری نبوده شاید به خاطر اینه که من هنوز اطمینان دارم اون آدمی بود فوق العاده که میشد با اون به بهترین شکل ممکن باهاش خوشبختی رو تجربه کرد و حالا نیست و این یه عذاب ادامه دار برای من شده
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٤
٢
٠
برای این مورد همیشه شاکر هستم برای اینکه عشق رو تجربه کردم و مهمتر از اون اینکه ابراز علاقه کردم و بابت این مورد دومی همیشه خودم رو تحسین می کنم چون کار شجاعانه بود برای من که همیشه خجالتی بودم و می ترسیدم اما خب دردش سخته خانم نوری عزیزم نمی دونم با این درد چه کنم واقعا :(((((
b_noori
b_noori
٩٦/١٢/٠٤
١
٠
واقعا تحسینت میکنم برای این شجاعتت، چون خیلی از ماها با ترس هامون زندگی می کنیم، و این خیلی خوبه که تو حداقل تونستی حرف دلتو بزنی، خب پس چرا فرار کرد از این حقیقت؟! شاید گاهی وقتا باید زمان بگذره تا بفهمیم اونی که فکر میکردیم در اون لحظه تصمیم درسته در حقیقت اشتباه ترین بوده، وقتی با حسرت هامون رو به رو میشیم. منظورم تو نیستی طرف مقابلته..
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٥
١
٠
نمي دونم چرا رفت اين از بدشانسي من بود حالا فقط دعا مي كنم كه كارپيدا كنم تا بتونم كم كم فراموشش كنم ماديات گاهي زورش بيشتر از معنوياته ممنونم خانم نوري عزيز
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/١٢/٠٤
١
٠
متاسفانه بعضی ها هیچ وقت نمی‌فهمن انقدر خالصانه دوسشون داری که می خوای برای داشتنشون چشمتو به روی خیلی چیزها ببندی، حتی تغییر کنی، حتی اشکالاتشون رو ندید بگیری، متاسفانه متاسفانه متاسفانه بعضی ها نمی تونن باورت کنن، نمی تونن دوست داشته باشن و این مشکلیه که می تونن براش هزار و یک دلیل داشته باشن که نخوانت...
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٤
١
٠
چقدر عشق یک طرفه سخته چقدر بده یه چیزای مزخرف و کم اهمیتی تو رو از اون کسی که می دونی خوبه دور کنه چقدر بده جادو شدن و مسائلی که هست و اما اینجا مجالی برای بیانش نیسات ممنونم عزیزم برات آرزوی سلامتی دارم
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/١٢/٠٥
١
٠
هیچوقت نتونستم عشق یک طرفه داشته باشم. حتی نتونستم درکش کنم. نمیدونم چرا. شاید چون خیلی مستقل بار اومدم و البته مغرور. الانم که ازدواج کردم و مطمئنن عشق دو طرفه رو ترجیح میدم! امیدوارم حال دلتون خوب بشه، چه با اون و چه بدون اون...
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٥
٢
٠
خب اين از خوش شانسي شما بوده عزيزجان همه اينطوري نيستن يعني منظورم اينه كه خوش شانس نيستن منم مستقل و مغرور م اما خب بدشانشي اوردم اميدوارم زندگي سراسر خوشي و ارامشي رو با همسرت تجربه كني ممنون كه مطلبم رو خوندي....
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١٢/٠٦
١
٠
واقعاً عالی بود، حس واقعیت خیلی ملموس و قابل درکه....
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٦
١
٠
ممنونم ازتون بابت مطالعه ی مطلبم موفق باشید 💛💛💛💛💛💛💛💛💛
M_ansari70
M_ansari70
٩٦/١٢/٠٦
١
٠
سلام. متن خوب و با احساسی بود. روزگارم را قهوه ای می کند به نظرم خوب نبود. بعضی وقتا آدم احساسات خودساخته ای داره که بدون درک درست از واقعیت هست. میتونه درست باشه یا شایدم اشتباه.
banu69
banu69
٩٦/١٢/٠٦
١
٠
ممنونم از حضورتون خب روزگار قهوه ای هم یه حس واقعیه دیگه!!! همه ی احساسات خود ساخته آدمها هم واقعیه از احساساتشون سرچشمه می گیره احساسات هیچوقت دروغ نمیگن .....هیچوقت
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
با ایشون چه نسبتی دارید؟

آقازادگی

٩٧/٠٦/٢١
می‌خوام برم آسمون

سقوط رو به بالآ

٩٧/٠٦/٢١
او سیب باغ دیگری‌ست

دل بکن

٩٧/٠٦/٢١
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
بد دردی‌ست

وابستگی

٩٧/٠٦/٢٢
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

فرزندت کجاست؟ شعر طنز

٩٧/٠٦/٢٢
سرمان را گول مالیده‌اند

پاییز فصل مزخرفیست؟

٩٧/٠٦/٢١

پدر، پسر و بستنی‌ای که آب نشد

٩٧/٠٦/٢٢
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت چهارم

٩٧/٠٦/٢٣
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠