مسئولیت انتخاب
این انتخاب کی از آن زنان می شود؟

مسئولیت انتخاب

نویسنده : گزینه جیم

باید می‌گذاشتند خودمان انتخاب کنیم؛ چه آن زمان که رضا خان، به زور مامورانش، روسری را از سر زنان برداشت و چه اکنون، که به زور گشت ارشاد می‌خواهند روسری را بر سر زنان نگه دارند. به نظرم تداوم وضعیت‌های این‌چنینی – سلب مداوم اختیار و حق انتخاب-  بی‌ارتباط با عوض شدن چهره‌ی دسته جمعی زنان بوسیله گیر کردن بین چرخ دنده‌های صنعت غول پیکر بدن نباشد؛ تداوم وضعیتی که باعث می‌شود زنان آرام آرام خودشان را، و قدرت انتخاب‌شان را از یاد ببرند و  خیلی راحت جذب صنعتی شوند که ضمانت می‌دهد آن‌ها را مورد پسند جامعه‌شان کند. – ضمن این‌که نباید این سوال را از یاد برد که این صنعت که بر مبنای نمایاندن بدن و چهره‌ی جنسیتی شده می‌چرخد، در جامعه‌ای که مسئولان‌اش به حجاب اجباری معتقدند، چرا باید این چنین قدرت‌مند به کار خود ادامه دهد؟-               

مگر نه این است که رتبه‌مان در استفاده از لوازم آرایش و عمل‌های زیبایی زبان زد کشورهای غرب و شرق است؟ ین قیافه‌های ورم کرده شبیه به هم، همگی فریاد می‌زنند که ما خودِ متفاوت‌مان را دوست نداشتیم و حال، که همان شدیم که شما می‌خواهید، ما هم راضی‌ایم. از قیافه‌های شبیه به هم که بگذریم به قیافه‌های عجیب‌تری برمی‌خوریم که بی‌ربط نیست کمی از آن‌ها هم بگوییم. باید از دختران چادری‌ای گفت که -حتی در دانشگاه- با آرایشی غلیظ ظاهر می‌شوند و از آن طرف، با وسواس مراقب مقنعه و چادرشان هستند تا مبادا تار مویی بیرون بیاید؛ و از دخترانی که تا وقتی ازدواج نکرده‌اند با چادر ظاهر می‌شوند و بعد از ازدواج به گونه‌ای تغییر می‌کنند؛ با آرایش‌های غلیظ و پوششی متفاوت که شناخته نمی‌شوند؛ بگذریم از این‌که برخی از آن‌ها تنها می‌خواهند در جامعه‌ای که فریب‌کاری را می‌طلبد روزنه‌ای برای حق انتخاب خودشان بیابند و البته برای‌شان مهم نیست که خود، کارگذار فریب شوند. 

بهتر است از جلسه‌های تفسیر قرآن نیز بگویم؛ جلساتی که عملاً سالن مد است و همه‌ی خانم‌های آن‌جا که بیرون از خانه چادر به سر می‌کنند؛ انگار  همین حالا از آرایش‌گاه در آمده‌اند و گویی ملزم‌اند که در طول جلسه، دو بار لباس خود را تعویض کنند تا بقیه با شکل‌های متفاوت آن‌ها آشنا شوند. 

آنچه که باعث تعجب بیش‌تر است این‌ که، به اندازه‌ای زنان این دوگانه‌گی‌ها را راحت و مطمئن اجرا می‌کنند که به نظر می‌رسد آن‌ها، خود، از این دوگانه‌گی بی‌خبرند و یا ترجیح می‌دهند که بی‌خبر بمانند.  همه‌ی این رفتارها و قیافه‌های مصنوعی در یک جمله به هم مربوط‌اند؛ وقتی یک صدا می‌گویند که بدن ما مال خودمان نیست! امروز زنان معترض، خودشان را می‌خواهند و این اتفاق خوبی است. که اگر خود انتخاب کنیم، هرگز این‌گونه انتخاب نمی‌کنیم و آگاهی‌ از انتخاب‌مان، و در نتیجه، مسئولیتی که هر انتخاب با خود می‌آورد، ما را دچار این همه دوگانه‌گی و حیرانی و فریب‌کاری نخواهد کرد.

به قلم زهرا نوذری

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهین
مهین
٩٦/١١/١٩
٢
١
توی جامعه ما پر از کتابهای تربیت فرزند به سبک غربی هست، وقتی که من این کتابها رو ورق میزنم می بینم راهکارهای جامعه پذیر کردن فرزندان رو توضیح داده و در واقع معنای تربیت رو همین میدونه که چطور بچه تون را جامعه پذیر بار بیارید که بتونه تو جامعه خودتون با اعتبار و ارزشمند زندگی کنه. اما متاسفانه نمیدونم چرا وقتی به جامعه و فرهنگ خودمون می رسه، مدام دربارهء اینکه خودمون حق انتخاب داریم حرف زده میشه و اینجا جامعه پذیری بکلی مطرح نیست. و انگار جامعه ما چیزی بجز جوامع دیگر جهانه و حق نداره برای خودش ارزشهای اجتماعی داشته باشه. و یه جوری نمایانده میشه انگار اینا که علاقه به حجاب دارند یا به دیگران توصیه می کنند جزو این جامعه نیستند و دارند از بیرون تحمیل می کنند. و انگار اون کسانی که دقیقا از بیرون و از امثال مسیح علی نژاد خط می گیرند، قسمت اصلی و متن این جامعه رو تشکیل میدن!! در حالی که اینطور نیست و ما خودمون با علاقه خودمون میخواهیم حجاب داشته باشیم و میخواهیم حجاب به عنوان یک ارزش اجتماعی در جامعه مان وجود داشته باشه. بدون شک اینا میخوان ما مثل جوامع غربی بشیم. و قوانین اجتماعی ما بر اساس اسلام نباشه.
م-نص
م-نص
٩٦/١١/٢٠
٣
١
چرا تمام مطالب گزینه جیم..البته تمام تمام نه اکثر انها خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد اغراق میکنند و سعی در سیاه نمایی دارند؟؟اگر جوابی دارید خوشحال میشوم:)
مهین
مهین
٩٦/١١/٢١
٢
١
دقیقا. داره سیاه نمایی میکنه. از یه طرف از صنعت غول پیکر بدن حرف میزنه که زنان لای چرخدنده هاش گیر کرده ان. و دوگانه گی زنهای بالاشهری رو به همه تعمیم میده و مصرف بالای لوازم آرایش رو تو سرمون میکوبه. از طرفی شعار میده که بدن شما مال خودتونه و حق انتخاب دارید! ولی بهتون حق انتخاب نمیدن! (چون حکومتتون مثل رضاخانه!) در حالی که دقیقا این صنعت غول پیکر بدن(!) شعارش همین "بدن شما مال خودتونه است!" و گرنه اگر کسی عقیده داشته باشه "بدن ما مال خداست و باید باهاش همونجوری رفتار کنیم که خدا گفته"؛ تا این حد مصرف لوازم آرایش بالا نمیره. و اون دوگانگی ها هم بوجود نمیاد.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/٢٠
٢
١
مخالف هستم با بعضی جاهاش :)) ینی از پاراگراف اول تا پاراگراف آخر!
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٦/١١/٢٠
٣
١
نویسنده ی این مطلب تهرانیه و کل ایران رو تهران میدونه.
مهین
مهین
٩٦/١١/٢١
٢
١
دقیقا! اونم بالاشهر تهران! فکر نکنم بقیه مناطق تهران اینجوری باشن. خدا میدونه جلسه قرآنهایی که من دیدم سالن مد نیستند. خیلی خیلی خیلی ساده معمولی از زنهای ساده معمولی.
LIMAN
LIMAN
٩٦/١١/٢٥
٠
٠
SALAM . 🌺🌺🌺
پربازدیدتریـــن ها
گذار یک اعتراف بکنم

پیوند ما از جنس جنون بود

٩٧/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

وقتی به جای خواب غزل می‌ربایدم

٩٧/٠٢/٠١
درباره پایتخت 5

سناریو عجیب

٩٧/٠٢/٠١
زندگی مان را در اختیار دیگران قرار ندهیم

مرو فاش کن رازِ در خانه را

٩٧/٠٢/٠٣
دل نمانده برایم

برای شما که دلتنگ تان شدم

٩٧/٠٢/٠٢
سربازی یا دانشگاه غیرانتفاعی

دو سال جوانی

٩٧/٠٢/٠٣
برای فریاد بدبختی وقت زیاد است بی صدا خوشبخت باشید

یک ماه دیگر از عمر گذشت

٩٧/٠٢/٠٤
بزرگ ترین آرزویم رانندگی بود

مه لقا بانو / قسمت آخر

٩٧/٠٢/٠٥
رسالت ما در این دنیا

به نبیره ای که شاید هرگز زاده نشود

٩٧/٠٢/٠٢
با کلمات بازی نکنید

کارگر را چه به زندگی؟

٩٧/٠١/٢٩
محصول پیکسار و دیزنی

تفسیر انیمیشن کوتاه loe

٩٧/٠١/٣٠
شاید که فهمیدمت

هر روز باش

٩٧/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

من دیوانه

٩٧/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

شاه رویایی

٩٧/٠٢/٠١
دلم یک عاشقانه به سبک فیلم دل‌شکسته می‌خواهد

یک عاشقانه متفاوت

٩٧/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

من شاعری دیوانه‌ام

٩٧/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

آشفته‌ی تو با غم و دلتنگی

٩٧/٠٢/٠٤
قسمت اول

کتاب های ممنوعه که پرفروش شدند

٩٧/٠٢/٠٤
صحبت های من و ماهی کوچولو

پدیده ی قرن: نفهمی

٩٧/٠٢/٠٦
شما هم از دست هایتان خجالت می کشید

داستان مردان دست پنبه ای

٩٧/٠٢/٠٦