آقای نهنگ من را بخورید لطفا!

آقای نهنگ من را بخورید لطفا!

نویسنده : Anis

دیروز فهمیدم پر آرامش‌ترین جای دنیا کجاست! شکمِ یک نهنگِ بزرگ. یا شکمِ بزرگِ یک نهنگ. بعد من هیچ چیزی با خودم نمی‌برم آن‌جا. اتاق و تخت و چراغ هم نمی‌خواهم. فقط بالش و پتویم را می‌برم. بعد می‌دانی خوابیدن زیر پتو، توی شکمِ گرمِ گنده یک نهنگ چقدر خوب است؟! هم گرم است، هم پر آرامش است، هم هیچ کسی به آدم کاری ندارد. هم که نهنگ‌ها دوست‌های خوبی هستند. اصولا گنده بودن رابطه مستقیمی با مهربان بودن دارد.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩١/١٢/١٠
٠
٠
وش باز هم اول{ این قدرت نمایی بود} خخخخخخخخ
t.m
t.m
٩١/١٢/١٠
١
٠
آخی.... ایول منم هم همینو میخوام..ینی خواب بهترین اختراع بشره! اختراع که نه...کشف بشر..آره
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/١٠
١
١
چرا اونجا آخه؟؟؟ واسه من پر آرامش ترین جا ... جاییه که تنها باشم و کسی کاری به کارم نداشته باشه ... در مورد جمله آخرتم باید بگم مگه آدمای ظریف مریف مهربون نیستن؟؟؟ هعییییییی همه جا حقمان خورده میشود :)))) و اینکه من دلم آرامش میخواد یه آرامش ابدی ... دوست دارم برم پیش خدا ...
t.m
t.m
٩١/١٢/١٠
١
٠
اِ... این چه حرفیه الی جان؟
دکتر منتی
دکتر منتی
٩١/١٢/١٠
١
٠
راس میگه این چه حرفه اخه ؟!
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/١٠
٢
٠
هعیییییییی از چی بگم برات ؟ توقع داری چی از جیب من دراد؟
دکتر منتی
دکتر منتی
٩١/١٢/١٠
٠
٠
تقلب های روز مشاعره
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/١٠
٠
٠
هعیییییی دکتر از مشاعره نگو نگو ... وای نگو نگو نگو ...
پیام
پیام
٩١/١٢/١٠
٠
٠
:)) پس آهنگ شاد هم گوش میدی !
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/١٠
٠
٠
خخخخخخخخخ میخواستم ادامشو بگم ترسیدم ادمین تایید نکنه... :)))))))
دکتر منتی
دکتر منتی
٩١/١٢/١٠
٠
٠
شکم نهنگ اگه غار و غور کرد تکلیفمان چیست ؟
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/١٠
١
٠
اگه نهنگه خودکشی کرد چی؟
دکتر منتی
دکتر منتی
٩١/١٢/١٠
٠
٠
وای، اگر نهنگ را شکار و با چشمش تیله بازی کردند ؛ با پوستش پالتو دوختند ؛ از کبدش روغن گرفتند ؛ مغزش را در آبگوشت تلیت کردند؛ باله هایش را سق زدند؛ استخانش را کود کردند؛ و با محتویات شکمش لابد غذای حیوانات خانگی ایجاد کردند چه؟
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/١٠
٢
٠
وای تو رو هم فسیل میکنن پیام ... خخخخخ
دکتر منتی
دکتر منتی
٩١/١٢/١٠
٠
٠
های های (گریه) بگو رویه فسیلم بنویسن ؛ دکتر منتی پشت ستاره حلبیش قلبی از طلا داشت
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/١٠
٢
٠
های های نگو نگو گریم گرفت وای دکتر منتی اوهووووووووو اوهووووووووو اوهو
mahshid
mahshid
٩١/١٢/١٠
٠
٠
تا حالا امتحان نکردم بینم جاش خوبه یا نه...
t.m
t.m
٩١/١٢/١٠
٠
٠
عالی!
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٠
٠
٠
:) اگر نهنگ2000 لیتر آب خورد و زندگی آب برد چی! اگر خاست غذا بخوره شما رو هم با غذا هضم کرد چی! و هزاران اما و اگر دیگر!!
اسمانه
اسمانه
٩١/١٢/١٠
٠
٠
مواظب باش که هضمت نکنه چون باید روزهای سختی رو بگذرونی...البته خیلی قشنگ نوشته بودی یاد یک فیل تو شکم مار بوا افتادم ...که شبیه یه کلاه بود..
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/١٠
٠
٠
والا چی بگم.الان موندم
raaahil.m
raaahil.m
٩١/١٢/١٠
٠
٠
آره درسته!
maryam
maryam
٩١/١٢/١١
٠
٠
واي راست ميگي چه حالي ميده تاحالا بش فكر نكرده بودم
A_lemna
A_lemna
٩١/١٢/١٣
٠
٠
من که بهت پیشنهاد میدم همچین جایی رو تجربه نکنی،چون اسید معدش نمیذاره زیاد بخوای! خودتو،پتوتو،بالشتتو پودر میکنه میفرسته اون دنیا که دیگه نیازی به پتو و بالش هم نداشته باشی!
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/١٧
٠
٠
اب نداره اونجا!!!!!!!!!!!!
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
شعری سروده خودم

قسم به طرز نگاهت

٩٥/١٠/٢٠
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
کاش گرگ بودیم

گرگ ها گریه نمی کنند؟

٩٥/١٠/٢٠
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
حکایت آمارهای تکان دهنده

لطفا قبل از مصرف تکان دهید

٩٥/١٠/٢٠
ته ریشت را بیشتر

موهایت را دوست دارم

٩٥/١٠/٢٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات