یا مکن با فيلمسازان دوستی
یا بنا کن فیلمی در خور ما

یا مکن با فيلمسازان دوستی

نویسنده : yasaman_H

این مطلب را یکبار الان بخوانید یکبار هنگام مراسم اسکار. تا هر دوبار به درستی عقاید من ایمان آورده و باشد که رستگار شوید. ذات سینما خودنمایی است. هنرپیشه صورت و بدنش را و کارگردان داستانش را به ما می‌فروشد. با جلوه‌های ویژه سر آشپز. سینما اصلا برای نشان دادن اختراع شد. برای به نمایش در آوردن. برای چیزی را در حلق کسی فرو کردن. اما این روزها همه از آن ور بوم افتاده اند. نه تنها فیلم که خودشان را هم به نمایش می‌گذارند. دور هم جمع می‌شوند و از هم تقدیر و تشکر می‌کنند و به خودشان افتخار می‌کنند. امان از سینما که این روزها شبیه آشی شده که هرچه همش می‌زنی بوی گندش بیشتر بلند می‌شود. داخلی و خارجی هم ندارد. سینمای هالیوود تبدیل شده به قطار بی سر و تهی از ابرقهرمان‌ها و دنباله‌ها. تعداد فیلم‌های دنباله‌ای که امسال در هالیوود ساخته شد سرسام‌آور است. انگار دیگر حرف تازه‌ای برای گفتن ندارند و همان شخصیت‌ها و همان داستان‌های قدیمی را به خورد ما می‌دهند. دوباره و دوباره. از آن طرف ایران دقیقا برعکس این قضیه است. 

سینمای ایران دارد از شدت نوآوری منفجر می‌شود. هرکس که بتواند در فیلمش یک فحش جدید بگنجاند یا خط قرمزی را بشکند یا روسری بازیگر زنش را عقب‌تر بکشد فیلم موفقی ساخته. وقتی بهترین کارگردانان ما مشغول نشان دادن زیرپوش‌های چرک عرق کرده‌اند معلوم است که ما باید نهنگ عنبر و گشت ارشاد ببینیم. چرا سعی نمی‌کنند این به قول خودشان دردهای جامعه را در قالب کمدی به تصویر بکشند؟ مگر نه اینکه کمدی اوج تراژدی است؟ چرا کسی به انیمیشن سازی علاقه‌ای ندارد؟ دیسنی در قالب انیمیشن‌هایش پیچیده‌ترین مسائل روان‌شناسی را در حد فهم مخاطب عادی بیان می‌کند آن وقت ما هنوز درگیر گاو و اسب و موش‌های سخنگویی هستیم که صدا پیشه های چهل ساله نقش بچه‌های پنج ساله را بازی می‌کنند. باز هم کاش کارشان کیفیت تصویری قابل قبولی داشت. دختر پنج ساله همسایه ما نقاشی‌های با ظرافت‌تری می‌کشد تا این انیماتورها. سینمای هند سال‌ها پیش تکلیفش را با خودش مشخص کرد که آقاجان از من توقع فیلم مفهومی نداشته باشید. تنها به صرف یک رقص و آواز دعوتید. حال با استثناهای بی‌تربیتی که هر چند وقت یکبار فیلم خوب می‌سازند کاری نداریم. شرم بر آن‌ها. اما ما هنوز در بین دو جریان متفاوت گیر کرده‌ایم. یا فیلم هایمان اوج بدبختی و بیچارگی و خاک بر سری یک خانواده پایین شهری معتاد بچه سقط کرده‌ی طلاق گرفته است یا فیلم‌های خالتوری که جوک‌های زیر شکمی و جنسیتی و اینستاگرامی و  همان داستان دختر پولدار پسر فقیر را در حلق ما می‌کند  با همان بازیگرهای تکراری بی‌استعدادی که حالا مرز چهل و پنجاه سالگی را هم رد کرده‌اند و عجیب است که در این سن هنوز در خیابان دنبال نیمه گم شده‌شان می‌گردند و خواستگار دارند. 

البته بحث، بحث عرضه و تقاضاست. اگر من هم بدانم که با یک بازیگر چشم رنگی و یک سگ مامانی و یک ماشین گران قیمت می‌توانم سریالی بسازم که میلیاردی بفروشد، خب می‌سازم. مردم فیلم می‌بینند که سرگرم شوند و آرزوهای از دست رفته‌شان را در تصاحب دیگری ببیند و ترجیحا با پایان خوش به عاقبت به خیری تمام جوان‌ها ایمان بیاورند. در چنین شرایطی سه راه حل به ذهن من می‌رسد. اول آنکه ما مردم بافرهنگ و تحصیل کرده‌ی عشق هیچکاک برویم آن بخش بزرگتر جامعه را که فیلم فارسی دوست دارند بکشیم بلکه قومی خلاص شوند. دوم راه حل آنکه در تک‌تک سینماهایی که این فیلم‌ها را نشان می‌دهند گل بگیریم و ایضا در خانه‌ی کارگردان و تهیه کننده‌اش را. سوم راه حل که تلفات کم‌تری دارد و در دراز مدت بهره‌ی بیشتری، آن است که کارگردانان محترم و توانا و با استعداد _همان یکی دو نفری که هست_ فیلم‌های مفهومی خود را در قالب فیلم‌های عامه‌پسند بسازند. این‌گونه تماشاگر آخر فیلم می‌فهمد که چه کلاهی بر سرش رفته که دیگر اهمیتی ندارد چون پول بلیتش را قبلا پرداخت کرده. مهم پول است. سود فروش. ابرقهرمان و زن بی‌حجاب. چرخه‌ی احمقانه و نوآوری ابلهانه. ایران و هالیوود. و من. خدا حفظم کند.   

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٦/١١/٢٢
٢
٢
واقعا درد دل خیلی ها رو گفتین، کلا به شخصه تمام تلاشمو میکنم که فیلم ایرانی نبینم! البته که گاهی اوقات مجبور به دیدن میشم. و استثنائاتی هم حتما وجود داره که خدا بیشترشون کنه ان شاءالله
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٦
٠
١
لطفا تمام تلاشتونو بکنین که بیشتر فیلم خوب ببینین. ایرانی و غیرایرانی فرقی نداره. حالا کی مجبورتون می کنه؟
b_noori
b_noori
٩٦/١١/٢٦
٠
٠
بالاخره گاهی پیش میاد با دوستانی که سلایق متفاوت داریم میریم سینما و خب باید تابع جمع بود دیگه!! خالتورو همین طوری با تابعیت دیدم! :)
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/٢٢
٣
١
امان از سینما که این روزها شبیه آشی شده که هرچه همش می‌زنی بوی گندش بیشتر بلند؟؟؟؟؟؟!!!!چرا آش؟؟؟؟؟ / اخرش اولین راه حل ، دومین راه حل و سومین راه حل به جای اول راه حل و....درست تر نیست؟؟ / عاااااالی بود..کامل و جامع همه چیز گفته شد ..ممنون
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٦
٠
٠
اول پاسخ آن که آش را دوست نداریم هرچند که در آن شفای بسیار باشد. دوم پاسخ آن که هنگام نوشتن این مطلب هوس کردیم که با لحنی قدیمی بنویسیم و شد آن چه شد.
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/٢٧
١
٠
عجب!
الهام بانو
الهام بانو
٩٦/١١/٢٢
١
١
دقیقا خیلی خوب نوشته بودین موندم چرا هرچی بی مزه تر باشه بیشتر فروش میره
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٦
٠
١
کلا ملت بی مزه ای هستیم و بی مزه چو بی مزه بیند لاجرم خوشش آید.
محمدرضارضایی
محمدرضارضایی
٩٦/١١/٢٢
٠
١
یه راه سومم هست این که فیلمایی مثل همین فیلم خالتور یا مثلا آس و پاس یا مثلا آدم باش یا... رو دانلود غیر قانونی کنیم که به نوبه ی خودمون ضربه ای در خور به تهیه کننده زده باشیم. مثلا من خودم فیلم "پا تو کفش من نکن" رو با اینترنت دانشگاه دانلود کردم، بعدشم ندیده حذف کردم. الآنم خیلی راضی ام. والا، چرا باید این فیلما رو دانلود غی
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٦
٠
١
این را می گویند جنگ نرم. جنگ سرد یا حتی انقلاب مخملی. البته که صاحب اختیارید اما می توانستید با آن حجم فیلم شایسته تری مانند شورش بی دلیل را دانلود کرده و به رایگان در اختیار خلق الله بگذارید.
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٦/١١/٢٢
٢
٠
مثل بقیه نوشته هاتون عالی بود البته یکم بی اعصاب بودا،ولی درست و بجا بود. بنظرم یکی از دلایلی ک فیلم شاد و درست و حسابی نمیسازن و فقط یاد گرفتن اوج بدبختیا رو نشون بدن(و جالبه ک همون فیلما جوایزو درو میکنه)اینه که دلشون نمیخواد مردم شاد باشن و مردم هم که تشنه شادین بعد وقتی که بعد قرنی یه فیلم شاد میاد حسابی تو گیشه میفروشه،چرا؟ چون برا مردم مهم نیست ک چقد فیلم محتوا داشته باشه،فقط دلشون میخواد مثلا یکی دو ساعتی شاد باشن. براتون آرزو موفقیت میکنم به امید دیدن نوشته های بیشتر ازشما ‎:)‎‎:)‎
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٦
١
١
البته انصافا ما فیلم کمدی خوب هم زیاد داریم مانند ابد و یک روز. همان طور که گفتم بحث عرضه و تقاضاست. تقاضا را کم کنید تا عرضه کم شود.
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٦/١١/٢٨
١
٠
ابد ویک روز مگر فیلم کمدیه؟!!
محمدعلیـ
محمدعلیـ
٩٦/١١/٢٣
٠
٠
❀❀❀❀❀
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٦
٠
٠
؟؟؟؟؟؟؟
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/١١/٢٣
٤
٠
سینمای ایران توی سال های اخیر پیشرفت خوبی داشته و تعداد فیلم های قابل قبول بیشتر شده. فیلم هایی هم که نام بردین و بحث اصلی یادداشت تونه، اصطلاحا فیلم های گیشه است. بالاخره وجود سلیقه های مختلف می طلبه چنین فیلم هایی هم تولید بشه و می بینین فروش خوبی هم نسبت به کیفیت و محتواشون دارن. تشخیص این فیلم ها کار سختی نیست و بهترین کار ندیدنشون اما نمی تونیم بگیم مردم هم نباید ببینن. / درباره شوخی های جنسی باهاتون موافقم. این شوخی ها توی جامعه سنتی و مذهبی ما نوعی تناقض ایجاد می کنه که قربانی هاش نسل های بعد هستن.
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٦
٠
٠
نه خیر، تمام صحبت من مربوط به فیلم های گیشه نیست. مطلب را دوباره بخوانید. و مجبور کردن مردم دقیقا کاری است که من توصیه می کنم. مردم باید بافرهنگ شوند حتی علیرغم میل خودشان. و منظورتان از جامعه مذهبی ما چیست؟ آیا در کشورهای اروپایی اگر شوخی های جنسیتی و نژادی و مذهبی و غیره شود اشکالی ندارد؟ کار بد، بد است مذهب و غیر آن ندارد.
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/١١/٢٦
١
٠
شما در هر جایگاهی و با هر تفکری باید به سلیقه های مختلف احترام بذارید. هیچ جای دنیا و توی هیچ حوزه ای نمیشه با زور نتیجه گرفت. این تفکر خطرناکی که باید مردم رو مجبور به کاری کرد، تنها باید نظر این مردم رو پذیرفت. / من به هیچ وجه نگفتم شوخی های جنسی توی کشورهای دیگه مشکلی نداره. اما چیزی که بسیار مهم فضای جامعه ست. این شوخی ها به نسبت فضای حاکم بر محیط می تونن به مراتب خطرناک تر باشن. به خاطر همون تناقضی که عرض کردم.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/١١/٢٥
٠
٠
واقعا گفتن حرفی که جدید باشه دیگه خیلی خیلی سخت شده
yasaman_H
yasaman_H
٩٦/١١/٢٦
٠
٠
بله من خودم هم طرفدار حرف نو هستم و اصولا حرف نو آر که آن را حلاوتی دیگر است.
md_kmali
md_kmali
٩٦/١١/٢٩
٠
٠
عالیییی بوووود👌❤️ به نظر من هم این فیلم واقعا پول هدر دادن بود!! تمام چیزهایی که در رمان های عاشقانه میخوندم رو به مسخره ترین شکل ممکن در فیلم آوردن!! علی صادقی یکی از بازیگرای مورد علاقه من بود ک با این فیلم همه دیدم نسبت بهش عوض شد😑😒
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١