جیم - معرفی و نقد کتابی درباره زنان www.jeem.ir
معرفی و نقد کتابی درباره زنان
جنس ضعیف به قلم اوریانا فالاچی

معرفی و نقد کتابی درباره زنان

نویسنده : N_movaghar

همیشه دلم می‌خواست بیشتر در مورد زنان بدانم. شناخت این جنس در اقسا نقاط جهان، اینکه آیا برخی باورها را فقط ما ایرانی‌ها قبول داریم، و اسمش را سنت، رسم و عرف و غیره گذاشته­‌ایم یا که در جاهای دیگر هم چنین تابوهایی بوده و هست.

از آنجایی که پیش‌تر اوریانا فالاچی را به عنوان خبرنگار زن جسوری می‌شناختم و بعدتر که با جمعی از دوستان کتاب‌خوان «نامه به کودکی که هرگز زاده نشده»اش را خواندیم، پیش خودم گفتم عجب اعجوبه‌ای است این زن. اوریانا  به قدری ساده و سلیس می‌نویسد که بی‌شک هر مخاطبی را تا آخر پای نوشته‌هایش می‌نشاند. البته ترجمه‌های یغما گلرویی هم بر جذابیتش افزوده و از این مهم نمی‌شود گذشت.

کتاب جنس ضعیف فالاچی که مجموعه گزارشی از زنان در جهان است، بیشتر دنبال تابوهایی است که نسبت به باور مردم در مورد زن در جامعه نوشته شده. با سند و مدرک، سمج و غیر محافظه کار، می‌رود که ببیند و گاهی توپ و تشر می‌خورد از کنجکاوی‌هایش، و گاهی به شدت متعجب می‌شود از ازدواج‌های زود هنگام زنان پاکستان گرفته، تا آتش زدن زن هندو پس از مرگ شوهرش یا خواندن آواز سیتا: خدای وفاداری و شیوا، خدای مردگانشان.

اوریانا دنبال اثبات عقاید خودش نیست، با چشم باز می‌نویسد، می‌شنود و همه‌ی آنچه را که دیده، می‌گوید. اوریانا نویسنده‌ای‌ست که برای نوشتنش عرق جبین می‌ریزد و با همراهش از هندوستان، به سمت سنگاپور می‌رود و با شیر زنان به ظاهر خوشبخت «مادرسالارهای جاکارتا» به گفت و گو می‌نشیند. زنانی که حکومت می‌کنند و فامیل خودشان را روی مرد می‌گذارند و قدر یک پاپاسی زمین و کشتزار به مردهاشان نمی‌دهند و دولا سه لا روکش دندان طلا می‌خرند تا به حساب خودشان از این طریق قدر و منزلتشان بیشتر شود و تا بتوانند بیشتر بر مردشان حکومت کنند.

چیزی که در این کتاب بیش از پیش مرا متعجب کرد، تابوهای زنان چینی بود. بنظر فلاکت­‌بارترین اتفاق ها در مورد زنان چینی افتاده و از بس این کشور سیاست مدار بوده که حاضر نبوده این خبر را به گوش خبرگذاری‌ها برساند. مگر فالاچی  باشد که بخواهد با چنین نوشته‌‌هایی باز مسائل را زنده کند. که این کار را بدون هیچ کم و کاستی دریغ نکرده.

در چین، ازسوادی که مختص مردان است گرفته تا زندگی کردن تا آخر عمر زنان عایق سواری که مبادا به خشکی بیایند و چیزی یاد بگیرند. از اینکه در آنجا تنها سایز پای کوچک نشان زیبایی بوده و کفش‌های تنگ و چوبی و باندپیچی کردن پاها از سه سالگی که چهار انگشت پا را به مرور زمان می‌شکنند و گاماس گاماس از در و دیوار می‌گیرند تا راه بروند. چرا؟ چون زن چینی نباید پاهایش از پای مردش بزرگ‌تر باشد.از طرفی زن چینی نباید بتواند درست راه برود، که مردش قوی باشد و توانا. 

اوریانا از چین به ژاپن  می‌رود و با زنان «گیشا» نامی دیدار می‌کند. این‌ها دیگر نوبرند. تنها مستخدم شده‌اند که با مردها در کافه بنشینند و سر مسائل اقتصادی و سیاسی حرف بزنند تا مبادا مردی چشمش به زنش بیفتد. گیشاهایی که لقمه به لقمه غذا در دهان مرد می‌گذارند و همگی‌شان خشک و جدی و بی‌روحند. اجاره می‌شوند تا فقط سر مردها را گرم کنند، با بازی‌های شبیه به گل یا پوچ مسخره‌شان یا نشستن پای مسایل اقتصادی که اصلا هم‌خوانی ندارد.

اوریانا می‌گوید: ظاهرا در این دو کشور باید به سن کهولت برسی تا کمی اعتبار داشته باشی.

و در آخر زنان جزیره‌ی هاوایی که معتقدند نباید ازدواج کنند، بی‌وفا و یکه‌تاز و تنها و اغلب ثروتمند شدند و مردهایی که معتقدند مسافران و مهاجران زنانشان را بی‌اصل و نسب کرده‌. یا بعضا بی‌وفا. 

اوریانا حول محوری سفر می‌کند که آخر می‌رسد سر در خانه‌ی اول و می‌گوید هیچ یک از زنان راه درست را نمی‌روند که هیچ، بلکه همه دارند بی‌راهه می‌روند. به عبارتی اوریانا اصرار دارد که بگوید: باور زن نسبت به خودش اولین جرقه‌ی ضعیف یا قوی بودنش است و اصلا دخلی به جغرافیا و عرف و سنن ندارد. اول زن، دوم باورش.

از طرفی چون زن، زن است و مرد، مرد! پس طبیعت زنان را در مواجه با عشق و استقلال نمی‌شود نادیده گرفت. خواندن این کتاب را بهتان پیشنهاد می‌کنم، البته با در نظر گرفتن اینکه این کتاب در دهه 40 نوشته شده و قلم اوریانا خیلی روان است.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١١/١٧
٠
٠
چه جالب،خیلی مشتاق شدم که بخونم کاش در مورد زنان ایران هم می نوشت
N_movaghar
N_movaghar
٩٦/١١/٢١
٠
٠
خواهش می کنم. خیلی هم عالی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/١١/١٧
٠
٠
چقدر خوب و عالی که کتاب میخونید و نقدش رو برای ما هم میذارید. خیلی خوشمان آمد. از این به بعد تصمیم گرفتم زیاد کتاب بخونم. مطالبتون کمک بسیاری خواهند کرد. متشکرم :) چه جالب که منم مهندسی برق خوندم و نویسندگی دوست دارم و 24 سالمه! بسیار خوشبختم :)
N_movaghar
N_movaghar
٩٦/١١/٢١
٠
٠
خیلی خوشحالم از اشنایی تون فرانک عزیز
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٦/١١/١٧
٠
٠
جنس ضعیف بی نظیره. من پی دی افش رو خوندم. تصمیمی دارم خود کتاب رو هم بگیرم. عالیه.
N_movaghar
N_movaghar
٩٦/١١/٢١
٠
٠
سپاس. بله همین طوره
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٦/١١/١٨
٠
٠
اوریانا فالاچی یکی از جذاب ترین شخصیت های حوزه رسانه ست.
N_movaghar
N_movaghar
٩٦/١١/٢١
٠
٠
درسته. ممنونم
آلاء
آلاء
٩٦/١١/١٩
٠
٠
مرسی معرفی حتما میخونمش
N_movaghar
N_movaghar
٩٦/١١/٢١
٠
٠
خواهش می کنم
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/١٩
٠
٠
هم کتاب جالبی بود و هم شما جالب گفته بودین :)) ممنون
N_movaghar
N_movaghar
٩٦/١١/٢١
٠
٠
زنده باشی سمانه جان
محمدعلیـ
محمدعلیـ
٩٦/١١/١٩
٠
٠
زن ها ڪه سرد شوند دنـــیا ســرد می شود همــه جا یــخ میبندد .......................... وای به حــال روزی ڪه زن هایــش به جــای دلبــَری دل بِبــُرند...!
N_movaghar
N_movaghar
٩٦/١١/٢١
٠
٠
ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
معرفی کتاب

پرسش های بی جواب زندگیمان

٩٧/٠٥/٢٠
در انتظار باران

تو را دوست می دارم

٩٧/٠٥/٢٢
این حناها دیگر رنگی ندارد

کی مسئوله این وسط؟

٩٧/٠٥/٢٣
ماشین نوشت افراد معروف

ژووون پل سارتر

٩٧/٠٥/٢٣
شاید گیلانه باشد...

هلیله سیاه آقا هرمز

٩٧/٠٥/٢٠
دوستت دارم

مادر بزرگ

٩٧/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

لیلای بی مجنون

٩٧/٠٥/٢٠
همه چیز آغاز می‌شود

خداحافظ

٩٧/٠٥/٢٣
اندر حکایت چپ دستی

لطفا دست چپ من را دوست داشته باش

٩٧/٠٥/٢٢
درمان دائمی این درد

جمعه‌های من

٩٧/٠٥/٢٠
تابلوی ممنوع را نشان شان بدهید

خاصیت حساس بودن

٩٧/٠٥/٢٢
مگر زندگی همین نیست؟

فیلم هندی می بینم پس شادم

٩٧/٠٥/٢٢
چشمم را روشن کن

مستم از این عطر

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

فقط زنده باش

٩٧/٠٥/٢٤
شاید که روزی پروانه شوم

پیله

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

دختر

٩٧/٠٥/٢٢
امان از خسنگی

تابستونی که قراربود بترکونیم!

٩٧/٠٥/٢٤
هیچوقت دیر نیست

سخت نگیریم

٩٧/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چه خوش برگشتی

٩٧/٠٥/٢٤