لالایی هق هق ها
من مرده ام

لالایی هق هق ها

نویسنده : setareh_roshan947

 این روزها به لطف نبودنت

مرده‌ام...

ساعت‌ها کز می‌کنم گوشه تخت

سرم را روی زانوانم می‌گذارم 

و اشک می‌ریزم نبودن‌هایت را...

ملافه انگشتانم را ساییده است از نوازش خیالی موهایت

احساسم را با لالایی هق هق‌هایم خوابانده‌ام.

تار می‌بینم عکس‌هایت را با دیده تر.

گاهی باش! 

این حجم نبودنت در توان احساساتم نیست.

می‌ترسم تو باشی و خواب بماند.

مگر نشنیده‌ای می‌گویند خواب خواب می‌آورد.

هراس دارم از قدرت لالایی هق هق‌ها.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mobina
mobina
٩٦/١١/٠١
١
٠
زیبا بود
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١١/٠١
٠
٠
سپاس از نظرتون
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/٠١
٠
٠
:)
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١١/٠١
٠
٠
:(
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١١/٠١
٠
٠
:)
A_tavassolii
A_tavassolii
٩٦/١١/٠١
٠
٠
متن زیبایی بود من رو یاد این شعر انداخت:آه تا کی ز سفر باز نیایی باز آ/اشتیاق تو مرا سوخت کجایی باز آ/شده نزدیک که هجران تو ما را بکشد/ گر همان بر سر خون ریزی مایی باز آ
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١١/٠٢
٠
٠
خوشحالم ک خوشتون اومده.سپاس از نظرتون
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/١١/٠٢
٠
١
زیبا بود... البته من همیشه این مشکل رو درمورد شعرهای عاشقانه دارم! درکش برام واقعا سخته که کسی باشه که آدم اینقدر دوسش داشته باشه که بدی ببینه و بازم دوسش داشته باشه! کسی که بدی کنه لیاقت دوست داشته شدن نداره!! عجیبه در کل... ممنون :)
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١١/٠٢
٠
٠
سپاس از نظرتون.اما من با شما موافق نیستم. آدم وقتی کسی رو دوست داشته باشه بهش بدی نمیکنه. گاهی شرایط ایجاب میکنه که از آدم هایی که دوستشون داریم دور باشیم.گاهی هم ما سوءتفاهم هایی برای خودمون میسازیم.ولی هر صورت دوست داشتن واقعی اونه که در هر شرایطی دوست داشت.حتی اگر اذیت شد و بدی صورت گرفت.بازم ممنون از نظرتون
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/١١/٠٢
٠
٠
من نگفتم کسیو دوس داریم و بهش بدی می کنیم، میگم چرا کسیو دوس داشته باشیم که بهمون بدی میکنه؟ اصلا کسی که بدی میکنه مگه لیاقت دوست داشته شدن داره؟! گاهی یه اشتباه میکنه و می بخشیم، ولی اینکه دائم بدی کنه، لیاقت تنفر هم نداره چه برسه به دوست داشته شدن!
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٦/١١/٠٢
١
٠
نوشته های من نشانی از بدی کردن درشون نیست چون بدی در حقم نشده. ولی آدمی که واقعا کسی رو دوست داشته باشه یا عاشق باشه اونقدر کر و کور میشه که بدی ها رو هم نمیتونه ببینه و اگه هم ببینه میبخشه.
پربازدیدتریـــن ها
پا به ویرانی دلم می‌گذارد

چشم هایش

٩٦/١١/٢٥
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جویای محبت

٩٦/١١/٢٩
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
دوباره عاشقش...

بی جهت نیست دلش شوق تو در سر دارد

٩٦/١١/٣٠
زندگی کوتاه است

سی سالگی

٩٦/١١/٢٥
بس کنید!

بازی با عشق

٩٦/١١/٢٩
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨
ترانه ای سروده خودم

چقدر دلگیرم از بهمن

٩٦/١١/٢٩
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
فیلم بین حرفه ای شوید

مختصر نگاهی بر فرم و محتوا

٩٦/١١/٢٨
می خواهم توی لاک خودم باشم

در ستایش گم شدن

٩٦/١٢/٠١
به‌سوی بهشت

در جمعیت

٩٦/١١/٢٥
چرا این کابوس‌های بیداری تمام نمی‌شود؟

این شبیخون بلا باز چه بود

٩٦/١١/٢٩
زمان می‌گذشت و من همچنان می‌نوشتم

مرا بخوان

٩٦/١١/٣٠
جشن امضای رهش امیرخانی

لطفا در صف بمانید!

٩٦/١٢/٠١
معجزه کربلا است

پایان غم عشق

٩٦/١١/٣٠