شاهنامه چگونه شکل گرفت؟
اول بهمن ماه؛ زادروز فردوسی

شاهنامه چگونه شکل گرفت؟

نویسنده : محسن_قربانی

همه ما می‌دانیم که اثر جاودانه‌ی فردوسی بزرگ، شاعر نامدار ایرانی، شاهنامه نام دارد. اما چقدر با تاریخچه شکل‌گیری شاهنامه و شخصیت‌های اساطیری و حماسی شاهنامه آشنایی داریم؟ در یک سری نوشته‌های دنباله‌دار سعی می‌کنم در حد وسع و توانم شخصیت‌های شاهنامه را معرفی کنم.

حکیم ابوالقاسم فردوسی، شناسنامه و هویت زبان پارسی ما، در روستای طوس خراسان، ده باژ از ناحیه طابران در سال 329 هجری قمری به دنیا آمد. ابومنصور محمد بن عبدالرزاق حاکم طوس و چند سال بعد سپهسالار خراسان، دستور به جمع آوری داستان‌ها و روایات تاریخی ایران را داده بود و از دانشمندان و حکیمان نیشابور و هرات و سیستان و دیگر شهرهای خراسان، خواسته بود در گردآوری آن همت گمارند. سرانجام راویان در شهر طوس گرد آمدند و کتابی به نثر فراهم آوردند که نام شاهنامه بدان نهادند و در سال 346 هجری قمری تدوین آن را به پایان رساندند.

نسخه‌ای از آن به دربار سامانی ارسال شد و دقیقی شاعر تا داستان گشتاسب و ارجاسب 1000 بیت به رشته تحریر درآورد. زمانی که محمود غزنوی کودکی بیش نبود، فردوسی نظم داستان‌های شاهنامه را شروع کرده بود اما آرزویش دست یافتن به نسخه دقیقی بود بویژه پس از کشته شدن او. بالاخره نسخه کتاب دقیقی به دست او رسید و نظم شاهنامه را بی وقفه تا سال 384 به پایان رساند.

در آن هنگام محمود غزنوی، جانشین پدرش شده بود و پس از اختلاف با برادرش بر سر جانشینی، از جانب خلیفه عباسی عنوان سلطنت را گرفت و تاجگذاری کرد. فردوسی در آغاز سرودن شاهنامه دارای خانه و باغ و ملک شخصی خود بود و ده سالی را با حمایت‌های فرزند ابومنصور محمد بن عبدالرزاق روزگار آسوده‌ای را می‌گذارند، اما با شروع درگیری مدعیان سلطنت سامانی، فرزند ابومنصور سرنوشتی نامعلوم پیدا کرد و زندگی مادی فردوسی دچار خلل شد. فرزند ابومنصور از فردوسی خواسته بود چون نظم کتاب پایان یافت آن را فقط به شاهان تقدیم نماید. و چون محمود غزنوی در آن زمان شاه بود، با افزودن مدایحی در مدح او، در سال 390 هجری قمری، کتاب شاهنامه را برای برای محمود ارسال کرد. اما تنگ نظران دربار محمود، مانع از توجه محمود به فردوسی شدند و زندگی فردوسی همچنان به سختی گذر می‌شد. در این مدت، فردوسی زن و فرزندش را هم از دست داد و در نهایت سال 400 هجری قمری، کار تدوین دوم کتاب را به پایان رساند. شاهنامه بیش از یک نوبت به دربار محمود ارسال شد و در نهایت فردوسی بزرگ، در فقر و تنگدستی در سال 411 هجری قمری درگذشت. مقدمه شاهنامه شامل 22 بیت در ستایش خرد، 25 بیت در آفرینش عالم، 16 بیت در آفرینش انسان، 8 بیت در آفرینش خورشید، 8 بیت آفرینش در ماه، 33 بیت در مدح پیغمبر و خاندان او، 19 بیت در چگونگی فراهم آوردن داستان‌های شاهنامه توسط ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، 16 بیت درباره بنیاد نهادن شاهنامه، 20 بیت در ستایش فرزند ابومنصور و در نهایت 50 بیت در مدح سلطان محمود غزنوی سروده شده است.

در نوشته‌ی بعدی با اولین شخصیت شاهنامه، کیومرث آشنا خواهیم شد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمانه صالحی
سمانه صالحی
٩٦/١١/٠٣
١
٠
ک اینطور ... :) ممنون
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٦/١١/٠٣
٠
٠
خواهش می‌کنم
notareal
notareal
٩٦/١١/٠٣
١
٠
به نام خداوند جان و خرد . . . خودای نامگ آمد سخن دیگرست*۱ // شورمان فزون و روان مان مدهوش کنید، سپاس. که ار سپاهان نیمه ی گیتی، توس*۲ نیمه ی برترش. //// ۱: پوزش از پدر، که دست یازیدم؛ ۲: طوس.
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٦/١١/٠٣
١
٠
جسارت نشه ولی خداییش نفهمیدم چی نوشتی! واسه خوندن کامنتت زبون گره خورد و واسه فهمیدنش مغزم پوکید. :) منظورت و اگر ساده بیان کنی ممنونت میشم .سپاس
notareal
notareal
٩٦/١١/٠٤
٠
٠
سپاس گزارم از پاسخ شما. گرامی، «خودای نامگ » (کتاب شاهان ) تاریخ دستان*۱ ساسانیان است، که در آن دودمان های شاهانِ پیش از، و خودِ ساسانیان آمده. برگردانِ «خودای نامگ » به زبان عربی (از زبان «پهلوی » )، با گمانِ بسیار بالا، برای نوشتن و سرودن شاه نامه ابومنصور، و از این رو فردوسی توسی، و شاه نامه های دیگر به کار گرفته شده است. // گرچه، اگر در راستای بافتمان گفتارم پرسش می کنید ( و نه «خودای نامگ » ): « {پس از نیم بند فردوسی } . . . (گویم:) این دم که از دستان باستان گوییم، سخن جانانه است. چنان جانانه که هوش از سر برد. // اگر سپاهان نیمه جهان است . . . توس نیمه جانانه ترش، چراکه مینوی بودن*۲ برتر از سازه و بزرگی آید. // در بخش واژه ها، نیز، از پدر (فردوسی ) پوزش می خواهم که اگر نیم بند دوم «به نام خداوند جان وخرد . . . کزین برتر اندیشه برنگذرد » را دست کاری کردم (دست یازیدن.) // امید که پاسخ روشن گرست. روز خوبی داشته باشید //// ۱: اسطوره، استوره، mythology (می دانم شما می دانید )؛ ۲: معنویت (به گمانم این نیز می دانید).
n_dahji
n_dahji
٩٦/١١/٠٥
٠
٠
تشکر,موفق باشید
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٦/١١/٠٥
٠
٠
مرسی
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٦/١١/٠٧
٠
٠
خیلی خیلی ممنون بابت تصمیمی که گرفتی ؛ واقعاً حق فردوسی اینه که همه بیشتر در رابطه با خودش و کتابش بدونن :) اینکه در دربار غزنوی ٬ فردوسی مورد بی توجهی و کم لطفی قرار گرفته بی ارتباط با اختلافات مذهبی هم نبوده ٬ البته بعد ها سلطان محمود از اشتباهش پشیمون میشه ولی کار از کار گذشته ! موفق باشید
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٦/١١/٠٧
٠
٠
مرسی محمدرضا جان. سعی میکنم در حد وسع و توانم این کا رو ادامه بدم
n_hasannejad
n_hasannejad
٩٦/١١/٠٨
٠
٠
واقعاً جالب بود، به اطلاعات عمومیم اضافه شد!
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٦/١١/٠٨
٠
٠
خوشحالم مفید بود.
پربازدیدتریـــن ها
من هیچوقت نفهمیدم

مشکل دقیقا چیست؟

٩٦/١١/٢٣
یا بنا کن فیلمی در خور ما

یا مکن با فيلمسازان دوستی

٩٦/١١/٢٢
با چاشنی سوتی

اولین جلسه موفق

٩٦/١١/٢٢
شعری سروده خودم

روی مرز هالیوود

٩٦/١١/٢٣
پا به ویرانی دلم می‌گذارد

چشم هایش

٩٦/١١/٢٥
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
آرامش و لبخند

از پری تا پری

٩٦/١١/٢٣
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
500 تومان به او بدهید

گدای محتاج تر

٩٦/١١/٢٤
از دانشگاه رفتن و نگاه دیگران

يك ترم بعد

٩٦/١١/٢٣
سکوت می کنم

هر چه بادا باد

٩٦/١١/٢٤
زندگی کوتاه است

سی سالگی

٩٦/١١/٢٥
چطور می توانید چیزی ننویسید؟

جادوی نوشتن

٩٦/١١/٢٤
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
به‌سوی بهشت

در جمعیت

٩٦/١١/٢٥
انقلاب تدریجی

اصلاح یا انقلاب؟

٩٦/١١/٢٢
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
فیلم بین حرفه ای شوید

مختصر نگاهی بر فرم و محتوا

٩٦/١١/٢٨