اين روزها مثل ربات شده ام!
دل نوشت

اين روزها مثل ربات شده ام!

نویسنده : maryam

گاهي دلواپسيهايم اينقدر به اوج مي‌رسد كه دل و دماغ هيچ كاري را ندارم

خودم را يك ربات متحرك مي‌بينم كه فقط زنده هستم ديگر زندگي نمي‌كنم عادت‌هاي روزمره‌ام را تكرار مي‌كنم.

خنده هايم همش الكي ودروغين شده‌اند خيلي وقت است از ته دل نخنديده‌ام

دلم براي دوست داشتن تنگ است خيلي تنگ....

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩١/١٢/١٠
٠
٠
هعیییییییییییییییییی
t.m
t.m
٩١/١٢/١٠
٠
٠
اول شدم ینی؟
maryam
maryam
٩١/١٢/١٠
٠
٠
بعله يني!!ا
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/١٠
٠
٠
منم همینطور مثل شما...
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/١٠
١
٠
دوست داشتن....واژه غریبی ست بانو،مرسی:)))
maryam
maryam
٩١/١٢/١٠
١
٠
اره واقعا خيلي غريب شده..
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/١٠
١
٠
بسیار زیبا!مچکر
maryam
maryam
٩١/١٢/١٢
٠
٠
خواهش ميكنم دوست من
اسمانه
اسمانه
٩١/١٢/١٠
١
٠
من هم تو همین حال و هوا هستم ...هوای اینجا بارونیه...هوای دلم رومیگم..
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/١٠
٠
٠
هععععععععییییییی:(((
mery
mery
٩١/١٢/١٠
١
٠
مرســـــــــــــــــــی/همین محبت هاست که به مارو به ادامه زندگی امیدوار کرده و زندگی رو برامون لذت بخش میکنه
l3igl3oy
l3igl3oy
٩١/١٢/١٠
١
٠
سلام/الان همه دلشون برای دوست داشتن تنگه ولی خبر ندارن میدوند و فکر میکنن مشکل جای دیگس اما خبر ندارن که مشکل همین دوست داشتنه!
maryam
maryam
٩١/١٢/١٠
١
٠
بله...
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٢/١٠
٠
٠
چنتا دوسم داری خخخخخخخ
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/١٠
٠
٠
خودت چی فکر میکنی؟
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/١٠
١
٠
هعییییییی خدااااااا ... منم دلم واسه خنده های از ته دلم تنگ شده ...
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/١٠
١
٠
دقیقا همینم...... هِعییییییییییییی روزگار....
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١٢/١٠
٠
٠
این روزا تنها کاری که از ته دل میکنم گریه است!منم دلم خیلی تنگ شده واسه اون روزایی که بی هیچ نگرانی با خونواده می خندیدم!
mahshid
mahshid
٩١/١٢/١٠
٠
٠
دلم براي دوست داشتن تنگ است خيلي تنگ....
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/١٤
٠
٠
زیبا بود!منم دلتنگم!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨